نسيم ماه مبارك رمضان
اول رمضان المبارك: الهى به سوى تو آمدهايم، به حق خودت مرا به من برمگردان
دوم رمضان: تفويض ولايت عهدى به امام رضا عليه السلام
بار خدايا! تو مىدانى كه من، در پذيرفتن ولايتعهدى مامون، مجبورم و ناچارم. پس مرا مؤاخذه نكن، همانگونه كه بنده و پيامبرت يوسف را به هنگام پذيرفتن حكومت مصر، مؤاخذه نكردى.
سوم رمضان: خدايا! محبت، محبتخودت را در دل من قرار بده.
چهارم رمضان: خدايا! بيشتر از اعمال من، به من نگاه كن.
پنجم رمضان: الهى! خوابهاى مرا تبديل به بيدارى فرما.
ششم رمضان: الهى! آن كه سحر ندارد، از خود خبر ندارد.
هفتم رمضان: خدايا! سحرها را محل ملاقات خودت با من قرار بده.
هشتم رمضان: خدايا! هر شب به من توفيق حاضر شدن در خانهات را عنايت كن.
نهم رمضان: راز دل با تو چه گويم كه تو خود راز دلى دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلى
دهم رمضان: وفات حضرت خديجهعليها السلام (3 سال قبل از هجرت) (سال دهم بعثت)
به خدا سوگند كه خديجه هنگامى به من ايمان آورد كه تمام مردم به من كفر مىورزيدند و مرا پناه داد زمانى كه ديگران مرا طرد كردند و مرا تصديق كرد وقتى كه مردم مرا تكذيب كردند. رسول خداصلى الله عليه وآله
مطابق با 5 آذر: روز بسيج مستضعفين به فرمان حضرت امام خمينى (1359ش)
بسيجشجره طيبه و درخت تناور و پرثمرى است كه شكوفههاى آن بوى بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مىدهد.
يازدهم رمضان: الهى! اگر من بنده نيستم، تو كه مولاى منى
دوازدهم رمضان: مطابق با 7 آذر، فتح بستان در عمليات طريقالقدس (1360ش)
آنان كه رمز پيروزى را مجهز به جهاز شيطان مىدانند و ايمان به غيب و خداوند را به حساب نمىآورند و دم از پيروزى قادسيه مىزنند و رمز پيروزى قادسيه و مؤمنان صدر اسلام را باز نيافتند و قدرت ايمان و شهادتطلبى را نمىفهمند بايد با شكست مفتضحانه روبهرو شوند و گوشمالى الهى ببينند.
سيزدهم رمضان: الهى! لذت گرسنگى را در كامم بركت ده.
چهاردهم رمضان: الهى! هرچه پيش آيد، خوش آمد كه مهمان سفره توايم.
پانزدهم رمضان: ولادت سرور جوانان اهل بهشت امام حسن مجتبىعليه السلام (3 ق)
خوشا جانى كه جانانش تو باشى
طبيب و درد و درمانش تو باشى
مطابق با 10 آذر، شهادت آيةالله مدرس در تبعيدگاه كاشمر هنگام نماز (1316 ش)
آنكه در مجلس مخالفت مىكرد، جبهه ملى نبود، مدرس بود، نهضت آزادى نبود، مدرس بود كه مىايستاد. (صحيفه نور، ج 6، ص 32)
شانزدهم رمضان: الهى! داراتر از من كيست كه تو دارايى منى.
هفدهم رمضان: مطابق با 12 آذر، تصويب قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران (1358ش)
اين قانون اساسى كه تحت نظر علما و كارشناسان اسلام تهيه شد موجب نگرانى بعضى اشخاص هست و من هيچ نگران نيستم. قانون اساسى صحيح است.
در اسلام يك حكومت است و آن حكومتخدا، يك قانون است و آن قانون خدا و همه مؤظفند به آن قانون عمل كنند.
هيجدهم رمضان: شب قدر: الهى! واى بر آنكه در شب قدر، فرشته بر او فرود نيامده و با ديو همدم و همنشين گردد.
نوزدهم رمضان: ضربتخوردن مولا على بن ابيطالبعليه السلام (40 ق)
آه اى محراب، گلگون مىشوى
در سحرگان دگرگون مىشوى
اى نماز صبح، دل بيمار توست
با على اين آخرين ديدار توست
بيستم رمضان: شب قدر: الهى! در نماز و روزهام توبه كردم. به حق اهل نماز و روزهات توبه اين نااهل را بپذير.
شهادت خلبان احمد كشورى (1359 ش)
سلام بر آتشفشانهاى لب بسته، سلام بر سيمرغان پرشكسته، سلام بر سبكبالان از قفس رسته
بيست و يكم رمضان: شهادت حضرت علىعليه السلام (40 ق)
امشب اين دل ياد مولا مىكند
ليلةالقدر است و احيا مىكند
بشنويد اى گوش دلها بىصدا
نغمه فزت و رب الكعبه را
بيست و دوم: شب قدر: الهى! رحيمى، رحم بنما، كريمى، كرم نما، نامه گناهان را در درياى عفوت محو فرما.
مطابق با 17 آذر: فتح بيتالمقدس به دست مسلمين (663 ق)
اسرائيل بيتالمقدس را از مسلمين گرفت و با مسامحه دولتها مواجه شد. اكنون چنانچه آثارش ظاهر شده است آمريكا و شاخه فساد آن اسرائيل در صدد است كه مسجدالحرام و مسجدالنبى را قبضه كند. باز هم مسلمانان نشسته و بىتفاوتاند.
برخيزيد و از اسلام و مركز وحى دفاع كنيد و از اين هياهوها نهراسيد.
بيست و سوم رمضان: مطابق با 18 آذر، معرفى عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ از سوى سازمان ملل (1370 ش)
بيست و چهارم رمضان: خدايا! الهى العفوهاى ما را با نماز حجة ابن الحسن روحىفداه بالا ببر.
بيست و پنجم رمضان: مطابق با 20 آذر، شهادت آيةالله سيد عبدالحسين دستغيب، سومين شهيد محراب توسط منافقين (1360 ش)
مادامى كه شب و روز باقى است، علما نيز باقى خواهند بود.
بيست و ششم رمضان: خدايا! به من محبت كن، تا احساس نياز به محبت اهل دنيا نكنم.
بيست و هفتم رمضان: الهى! مسافر تابئت را بپذير.
بيست و هشتم رمضان: روز جهانى قدس
يا ايها المسلمون اتحدوا، اتحدوا
بيست و نهم رمضان: خدايا من ديگر همه بدىهايم را رو كردهام. تو هم بيا و همه خوبىهايت را رو كن
سيم رمضان: خدايا! فرصتهايم همه از دست رفتهاند، به جاى فرصتى دوباره، علاجم كن.
v