0

مردی که برگ ها را جان می داد

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37201
محل سکونت : ایران زمین

مردی که برگ ها را جان می داد

 


بوم و رنگ و قلم‌مو نداشت، منظره ای هم پیش رویش نبود. اما تن سبز برگ را چنان با خط مشکی خودکار می آراست که خیالت راحت می شد از این که دیگر زردی و پژمردگی سراغ این برگ نخواهد آمد.

 

مردی که برگ ها را جان می داد + عکس

مردی که برگ ها را جان می داد + عکس

دفتری داشت که لا به لای هر ورقش، برگ درختی بود بزک شده و با نشان دادن هر کدامش خاطره ای برایمان گفت. حیف! که خاطراتش همه درد بود و بدبخنی.





مردی که برگ ها را جان می داد + عکس

از چهره بشاش و سرزنده اش معلوم نبود یک دریا غم و قصه در دلش پنهان است. اما شکایت داشت از عالم و آدم. از کسانی که قدر هنرش را نمی دانستند و برایش احترام قائل نبودند. از ماموران پلیسی گفت که گاه و بیگاه به جرم "سد معبر" از او اخاذی می کردند. از کارمندان شهرداری گفت که حاضر نبودند در ازای هنرش، در ازای استفاده رایگان از هنرش یک سرپناه در اختیار او بگذارند.



مردی که برگ ها را جان می داد + عکس

مردی که برگ ها را جان می داد + عکس

هر چه کردیم نامش را به ما نگفت. همین قدر دانستیم که روزی از روزهای خدا خانه اش طعمه آتش شد و دار و ندارش خاک شد و خاکستر. حالا بی خانمان است و تهی دست. و چه چیزی سخت تر از این که دستان یک هنرمند را تهی بنامی

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 17 تیر 1392  10:33 AM
تشکرات از این پست
mehdi0014 papeli
دسترسی سریع به انجمن ها