راوي :همرزم شهيد
خاطره اي از شهيد محمد كشتكار
به نقل از محمد خامه يار
شهيد «محمد كشتكار» كودكي را با طعم تلخ يتيمي سپري كرده بود و پدر و مادرش به رحمت واسعه الهي پيوسته بودند. بعد از آن برادرش «حسين» به فيض شهادت نايل آمد، خود با وجودي كه سن و سال زيادي نداشت، لباس رزم بر تن نمود و راهي حبهه شد، در خط مقدم نبرد او را ديدم كه با خطي درشت بر پشت پيراهنش نوشته بود:
«جگر شير نداري سفر عشق مكن»
چندي بعد كه خبر شهادتش را شنيدم به ديدارش شتافتم، نگاهم كه به پيكر بي سرش افتاد گفتم لشكر علي(ع) عجب شير مرداني را در خود جاي داده است.
منبع: كتاب با ياران سپيده، نويسنده: محمدخامه يار، ص82