0

همراه با پیامبر خدا در تبوک

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

همراه با پیامبر خدا در تبوک

همراه با پیامبر خدا در تبوک

حضرت محمد

 

 


به پیغمبر اسلام خبر رسید رومیان در صدد تهیه سپاه‏ براى حمله به حدود مرزى عربستان و شمال كشور اسلام هستند و مى‏خواهند نفوذ خود را در آن ناحیه توسعه داده و تثبیت كنند .


 

رسول خدا با شنیدن این خبر تصمیم گرفت با سپاهى گران شخصا به جنگ آنان برود و خیال تعرض و حمله به كشور اسلامى را از سر رومیان بیرون كند و به همین منظور بر خلاف جنگهاى قبلى كه مقصد جنگ را اعلام نمى‏كرد در این جنگ اعلام كرد قصد رفتن به تبوك و جنگ با رومیان را دارد. پیامبر براى تجهیز این سپاه گران كه تا به آن روز در اسلام سابقه نداشت ‏از همه قبایل اطراف كمك گرفت و ثروتمندان مسلمان را نیز وادار كرد تا به هر اندازه مى‏توانند براى تجهیز سپاه و تهیه آذوقه كمك كنند.

 

موقفی برای آزمایش

یكى از سنتهاى الهى در مورد مردمان دیندار و با ایمان سنت آزمایش و امتحان است كه روى مصالح و حكمتهایى آنها را گاه و بى گاه به وسایط گوناگون و وسایل مختلف مورد ابتلا و آزمایش قرار مى‏دهد تا مۆمنان واقعى و راستگو از منافقان و دورویان دروغگو متمایز و جدا گردند و این حقیقت را در آیاتى از قرآن كریم یادآورى كرده است.

و جنگ تبوك یكى از این صحنه‏ها بود كه جمع زیادى از مردم در آن آزمایش شدند، برخى که در تاریخ اسلام به «بكائین» معروف شدند، از شدت ناراحتى و افسردگى كه نمى‏توانستند در این جنگ شركت كنند همچون ابر بهار مى‏گریستند که خداى تعالى عذر آنها را از عدم شركت در جنگ پذیرفت .

اما جمعى نیز گرما و جمع‏آورى محصول خرما و غیره را بهانه كرده شانه از زیر بار این فریضه بزرگ الهى خالى مى‏كردند و به دیگران نیز مى‏گفتند: در این گرماى سخت به این سفر نروید. خداى تعالى آنان را به آتش جهنم بیم داده و در پاسخشان فرمود:

«قل نار جهنم أشد حرا لو كانوا یفقهون، فلیضحكوا قلیلا و لیبكوا كثیرا جزاءً بما كانوا یكسبون» (توبه/81-82)

سرانجام سپاهیان اسلام در اوائل ماه شعبان سال نهم هجرى در ركاب رهبر بزرگوار و پیامبر الهى خود پس از تحمل دشواریها و سختیهاى بسیار و پیمودن بیابانهاى مخوف و راههاى ناهموار به تبوك رسیدند، اما متوجه شدند كه دشمن یعنى لشكر روم از ترس مقابله با لشكر اسلام فرار كرده و به داخل مرزهاى خود عقب نشینى كرده است

جانشین بحق پیامبر

براى نخستین بار بود كه پیغمبر خدا به على بن ابیطالب علیه السلام دستور داد در مدینه بماند و سرپرستى خانواده و خویشان او را به عهده بگیرد با اینكه در همه نبردها و سفرهاى قبلى على علیه السلام ملازم ركاب و پرچمدار آن حضرت در جنگها بود و چون این مطلب تازگى داشت بهانه‏اى به دست منافقان افتاد تا به یاوه سرایى بپردازند و هر كس پیش خود نوعى تفسیر و تأویل كند و نسبت بهانه جویى به پیغمبر و یا على علیه السلام دهند.

اما پیغمبر خدا با بیانى كه همه مورخین اهل سنت و محدثین آنها ذكر كرده‏اند، جلوى همه یاوه سرائیها را گرفت.

آن حضرت به علی علیه السلام فرمود:

«أما ترضى ان تكون منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى؟»

آیا خوشنود نیستى كه مقام و منزلت تو نسبت به من همانند مقام و منزلت هارون نسبت به موسى باشد؟ جز آنكه پس از من پیغمبرى نیست.

و بدین ترتیب یك سند مسلم و قطعى را براى خلافت بلافصل و جانشینى على علیه السلام پس از خود بیان فرمود و جز مقام نبوت همه مقامهاى دیگرى را كه هارون پس از موسى علیه السلام داشت یعنى مقام خلافت و وصایت و وزارت و برادرى، همه را براى على علیه السلام پس از خود اثبات فرمود.

 

تبوک

 

حرکت سپاه عظیم اسلام به سوى تبوك

فاصله تبوك تا مدینه حدود یك صد فرسخ راه است و از دورترین سفرهاى جنگى بود كه پیغمبر خدا و مسلمانان مى‏بایستى راه آن را طى كنند و دشمن نیز سپاه روم بود كه از نظر افراد و لوازم جنگى تفوق كاملى بر مسلمانان داشت . اتفاقا آن ایام مصادف با اواخر تابستان و فصل گرماى كشنده حجاز و برداشت محصول خرماى مدینه و از نظر خشكسالى و كم آبى نیز سالى استثنایى بود و براى مسلمانان مسافرت دشوار و سختى بود، لذا گرد آوردن سپاهى كه بتواند در برابر سپاه مجهز و فراوان روم مقابله و برابرى كند كارى بسیار مشكل و دشوار، اما عزم راسخ و ایمان كامل پیغمبر اسلام به كمك الهى و تعقیب هدف نهایى خود همه این مشكلات را حل كرد و روزى كه لشكر اسلام از مدینه حركت مى‏كرد سى هزار سرباز كه مركب از ده هزار سواره و بیست هزار پیاده بود همراه داشت .

سرانجام سپاهیان اسلام در اوائل ماه شعبان سال نهم هجرى در ركاب رهبر بزرگوار و پیامبر الهى خود پس از تحمل دشواریها و سختیهاى بسیار و پیمودن بیابانهاى مخوف و راههاى ناهموار به تبوك رسیدند، اما متوجه شدند كه دشمن یعنى لشكر روم از ترس مقابله با لشكر اسلام فرار كرده و به داخل مرزهاى خود عقب نشینى كرده است.

گرچه خود همین فرار دشمن، از نظر سیاسى پیروزى بزرگى براى مسلمانان به شمار مى ‏رفت و به آنها و همه دشمنان نیرومند و مجاور مرزهاى كشور اسلامى آن روز نشان مى‏داد كه مسلمانان آماده اند تا هر تجاوزى را در هر كجا به هر اندازه هم كه راهش دور و پیمودن آن سخت و دشوار باشد پاسخ دهند و به دفع آن اقدام نمایند، اما رسول خدا مى‏خواست تا بهره زیادترى از این سفر برده باشد ، از این رو آن حضرت مدت ده روز در تبوك توقف كرد و در این مدت با مرزداران آن نواحى كه همگى مسیحى و عمال سیاست روم بودند قراردادها و پیمانهایى به عنوان عدم تعرض منعقد كرد تا از ناحیه آنها خیالش آسوده شود و دولت روم نتواند از وجود آنها به نفع خود استفاده كند و فكر حمله مجددى را به سرزمین حجاز طرح نماید.

آهنگ نبرد با امپراتور بزرگ روم به منزله یك قدرت ‏نمایی بزرگ نظامی بود كه عظمت و اقتدار مسلمانان را به امپراتوری كبیر روم نشان داد و اعراب جزیرة العرب كه به طور عموم روحیه عصیانگری و طغیان داشتند، متوجه شدند كه دیگر با سپاه اسلام و حكومت مركزی مدینه نمی‏توان به مخالفت و ستیزه برخاست

نقشه شوم ترور پیامبر

در راه بازگشت به مدینه، گروهی از منافقان توطئه كردند تا شتر رسول خدا صلی الله علیه و آله را در گردنه‏ای میان تبوك و مدینه رم دهند و ایشان را به میان دره پرتاب كرده و بكشند. حضرت به وسیله وحی از توطئه آنان باخبر شد. وقتی سپاه اسلام به گردنه رسید پیامبر به مسلمانان فرمود اگر بخواهند می‏توانند از پایین گردنه نیز عبور كنند، چون هم آسان‏تر و هم وسیع‏تر است ولی خود حضرت از بالای دره حركت كرد. به عمار دستور داد مهار شتر را بگیرد و به حذیفه فرمود از پشت سر شتر را براند. شب هنگام بود كه رسول خدا صلی الله علیه و آله به بالای دره رسید.

منافقان كه از قبل خود را آماده كرده و صورت‏های‏شان را با پارچه پوشانده بودند خود را به نزدیك شتر حضرت رساندند تا توطئه قتل را عملی كنند. پیامبر بی ‏درنگ نهیبی به آنان زد و به حذیفه فرمود: «با عصایی كه در دست داری بر روی شترانشان بزن». منافقان كه حدس زدند پیامبر از طریق وحی از توطئه آنان مطلع گشته دچار وحشت شدند و گریختند. رسول خدا صلی الله علیه و آله اسامی آنان را به عمار و حذیفه فرمود و دستور داد مكتوم دارند و به دیگران نگویند و فرمود: خوش ندارم كه مردم بگویند: محمد شمشیر در میان اصحاب و یاران خود نهاده است!

 

دستاوردهای غزوه تبوك

با آن ‌که جنگ تبوك درگیری نظامی نداشت ولی دستاوردهای مثبتی برای مسلمانان در برداشت. این لشكركشی گسترده و آهنگ نبرد با امپراتور بزرگ روم به منزله یك قدرت ‏نمایی بزرگ نظامی بود كه عظمت و اقتدار مسلمانان را به امپراتوری كبیر روم نشان داد و اعراب جزیرة العرب كه به طور عموم روحیه عصیانگری و طغیان داشتند، متوجه شدند كه دیگر با سپاه اسلام و حكومت مركزی مدینه نمی‏توان به مخالفت و ستیزه برخاست. همین امر باعث شد كه پس از آن‌ که پیامبر از تبوك بازگشت هیئت‏های نمایندگی از سراسر جزیرة العرب به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند و اسلام آوردند.

همچنین حضور مقتدرانه رسول خدا صلی الله علیه و آله در مرزهای شامات و روم شرقی زمینه‏ای شد برای آشنایی عرب‏های آن مناطق با دین اسلام و تمایل آنان برای پذیرش آن.

تبوک، آخرین غزوه اسلامی بود که پیامبر در آن شرکت داشت. وی، پس از آن در هیچ نبردی شرکت نکرد.

سه شنبه 4 تیر 1392  8:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها