0

یک سال نشسته خوابیدم

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12867
محل سکونت : قم

یک سال نشسته خوابیدم

 


حسن نقاش زاده جانباز دفاع مقدس گفت: «مشکلات جسمی بچه‌های قطع نخاع مخصوصاً وقتی پا به سن می‌گذارند به مرور زمان زیاد می‌شود و به مرور جسم این بچه‌ها را فرسوده می‌کند و باعث می‌شود که به مراقبت‌های بیشتری احتیاج داشته باشند.»

حسن نقاش زاده

نقاش زاده صبر خود و جانبازان را در مقدار تحمل آن‌ها دانست و افزود: مقابله ما بیشتر به صبر خود بچه‌ها بستگی دارد، یعنی بیشتر باید تحمل کرد و در کنار تحمل کردن که ما 27، 28 سال که رو تخت نشستیم یک سری تجربیات بدست آوردیم و این تجربیات کمک می‌کند که به سختی‌های جسمی و دردها فائق آییم.

 وی در پاسخ به این سۆال که تا به حال شده از این وضعیت ناامید شوید؟ پاسخ داد: به هیچ عنوان، این سۆالی است که خیلی از دوستان و افرادی که به دیدار ما می‌آیند می‌پرسند که آیا تا به حال از کاری که کرده‌اید پیشمان شده‌اید؟ به اعتقاد بنده کسی پشیمان می‌شود که راهی را اشتباه رفته باشد. اگر راه را اشتباه انتخاب کرده باشید در نتیجه راه اشتباه پشیمانی است ولی وقتی شما برای عقیده خودتان عقیده‌ای که دفاع از خاک وطنتان بوده است و رفتید و مبارزه کرده‌اید و سلامتی جسمانیتان را از دست داده‌اید. این عقیده پشتیبان شماست و به شما روحیه می‌دهد. اگر دقت کرده باشید شما می‌بینید که جانبازهایی که بعد جنگ مانده‌اند همه دارای روحیات بالایی هستند و اکثر بچه‌هایی که در آن زمان به جبهه آمدند. فاصله سنی بین 15 تا 25 سال را داشتند و کارمند یا مشاغل مختلف دیگری داشتند که وارد جبهه شدند بعد از اتمام جنگ انگیزه به ادامه‌ی فعالیت‌هایشان داشتند از جمله کسب علوم مختلف یا فعالیت‌های هنری و کارهای متفرقه دیگر.

نباید نگاه تک بعدی به زندگی و مجروحیت یک جان بازداشت. متأسفانه همین تک بعدی نگاه کردن و تقدس دادن به بعضی از قسمت‌های زندگی یک جانباز باعث شده است دیگران به این افراد نزدیک نشوند

 

نقاش زاده نوع انتقال این ارزش‌ها و فرهنگ‌های دفاع مقدس را به نسل‌های بعد در دیدارهای نزدیک دانست و تاکید کرد: یکی از مهم‌ترین راه‌ها همین دیدارهاست که شما تشویق بکنید دیگران را که به دیدار جانبازها بیایند و در این فضا قرار بگیرند و از نزدیک بچه‌ها را ببینند. همان طور که می‌دانید تأثیر از نزدیک صحبت کردن و دیدن‌ها بهتر از این است که مثلا من در رادیو و پشت بلندگوهایی که تصویر دیده نمی‌شود خیلی کلیشه‌ای و حاشیه‌ای صحبت کنم. دو، سه روز قبل گروهی از آمریکا برای ملاقات جانبازها آمده بودند. وقتی آمدند آسایشگاه گفتند: فرهنگ ایرانی‌ها را در امریکا طوری جا انداخته‌اند و معرفی کردند که آن‌ها تصور می‌کنند مردم ایران گروهی همانند طالبان امروز هستند. حالا شما چهره طالبان رو ببینید که رفتار و اسلامشان چقدر زشت است و آن‌ها بیایند اسلام را به عنوان فرهنگ ایرانی‌ها برای مردم آمریکا جا انداختند. در صورتی که ما 2500 سال سابقه فرهنگی داریم. خیلی قبل از اینکه اسلام ظهور کند در ایران ما کارهای حقوقی می‌کردیم.

وی دیدگاه مردم را به زندگی جانبازان اشتباه خواند و افزود: نباید نگاه تک بعدی به زندگی و مجروحیت یک جان بازداشت. متأسفانه همین تک بعدی نگاه کردن و تقدس دادن به بعضی از قسمت‌های زندگی یک جانباز باعث شده است دیگران به این افراد نزدیک نشوند. یعنی آنقدر یک جانباز را مقدس کردند که اگر خدای نکرده بر اثر فشار زمانه جانباز یک اشتباهی را مرتکب شود دیگران نمی‌گویند فلانی اشتباه کرده است. می‌گویند جانبازها و جمع می‌بندند؛ و چون مردم بخش‌های پنهان زندگی یک جانباز را ندیدند و فقط بعضی از امکانات رفاهی را دیدند فکر می‌کنند این جانباز معامله کرده است یعنی جسمشان را داده‌اند و در قبال آن انباری را دریافت کرده‌اند و این طرز تفکر جامعه و جانباز را تخریب می‌کند. در صورتی که اگر بخش‌های پنهان زندگی جانباز که دارای سختی و مشکلات است را نشان بدهند عقاید مردم نسبت به جانبازها عوض می‌شود. اگر کسی بداند که من از درد کلیه یک سال شب‌ها نشسته می‌خوابیدم و صبح از شدت درد بی هوش می‌شدم تا یکی دو ساعت استراحت کنم. متأسفانه هیچ وقت آن بخش درد را نشان نمی‌دهند.

 

شنبه 1 تیر 1392  7:25 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها