نياز به تكريم، نيازي فطري و روحي رواني است. اين نياز در همهي انسانها يافت ميشود و در كودكان نيز وجود دارد تا شخصيت انساني آنها رشد کند و نيازهاي روحيشان برآورده شود. محبت كردن به كودك بايد به صورت عيني و آشكار باشد. همهي پدران و مادران فرزندان خود را دوست دارند ولي دوست داشتني كه ابراز نشود براي فرزندمان سودي ندارد.
كودكان هر چيزي را كه ببينند باور ميكنند. محبت و عشقي كه از سوي پدر و مادر در دل مخفي و پنهان شود فايدهاي ندارد. امام صادق (ع) ميفرمايند: «خداوند بندهاش را به واسطهي شدت محبتي كه به فرزند خود دارد مورد رحمت قرار ميدهد». در اسلام نسبت به محبت كردن به فرزندان توصيههاي فراواني شده است. حضرت محمد (ص) نيز هميشه كودكان را مورد مهر و محبت خود قرار ميداد.
محبت يك نياز طبيعي است كه در وجود انسان نهاده شده است. هر انساني خود را دوست دارد و تمایل دارد از سوي ديگران مورد محبت قرار گيرد. به طور حتم سلامت جسم هر كس به سلامت روح او بستگي دارد. فردي كه از كودكي طعم محبت را چشيده و مورد لطف و محبت پدر و مادر قرار گرفته روحش نيز از آرامش برخوردار است.
او با اعتمادبهنفس زياد بزرگ ميشود و وارد اجتماع خواهد شد. اين فرد كه كودكي خوبي داشته و از علاقه و مهر والدين برخوردار بوده ياد ميگيرد كه ديگران را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذارد به همين خاطر در اجتماع نيز مورد محبت ديگران قرار ميگيرد و فردي ميشود كه انسانها را دوست دارد و ميتواند با آنها كنار بيايد. هنگامي كه ازدواج كرد نيز به همسر و فرزندان خود ابراز محبت ميكند و به تمامي كساني كه با او معاشرت دارند علاقهمند است.
كودكاني كه از محبتهاي بيدريغ پدر و مادر برخوردار ميشوند در آينده قدر پدر و مادر خود را بيشتر ميدانند و به آنها محبت ميكنند و احترام ميگذارند.
چنين پدر و مادري بهتر ميتوانند فرزند خود را تربيت كنند. اين فرزندان از پدر و مادر خود حرفشنوي دارند و سركشي نميكنند. از سوي ديگر محبت پدر و مادر به فرزند خود باعث ميشود كه از بسياري از انحرافات و لغزشهايي كه در مسير نوجوانان و جوانان است، مصون بماند.
لجبازي، سركشي و طغيان، اعتياد، دزدي و بسياري از انحرافاتي كه نوجوانان به آن دچار ميشوند در اثر كمبود محبت در خانواده است. وقتي پدر و مادر محبت خود را از فرزند دريغ كنند آنها عقدهاي خواهند شد و براي ابراز وجود و جلب توجه ديگران دست به اين كارها ميزنند. نوجوانان خلافكار با رفتار خود ميخواهند از پدر و مادر و اطرافيان خود انتقام بگيرند.
چون طعم محبت را نچشيدهاند هميشه اين مسئله چون عقدهاي با آنها همراه خواهد بود. محبت نيازي اساسي است كه از بدو تولد تا آخر عمر، انسان به آن محتاج خواهد بود.
فرزندمان بايد در تمامي لحظات زندگيش از محبت ما بهرهمند شود. خصوصا در لحظات سخت زندگي و هنگامي كه احساس درماندگي و استيصال ميكند. مثلا وقتي كه در امتحانش نمرهي خوبي نياورده است و نااميد شده است بايد به او آموخت هميشه اميدوار باشد و تواناييهاي خود را دست كم نگيرد.
شكست نيز قسمتي از زندگي است كه بايد با آن مواجه شد. همهي والدين دوست دارند فرزندشان به آنها محبت كند و آنها را دوست داشته باشد. اين مسئله در صورتي است كه پدر و مادر نيز به فرزند خود ابراز محبت كنند و آنها را دوست بدارند. غيرقابل انعطاف بودن و رسمي و خشك بودن در رفتار باعث ميشود فرزندانمان نيز همينگونه باشند و در برخورد با ما نتوانند محبتشان را ابراز كنند.
همهي كودكان داراي ارزش هستند و بايد به آنها محبت كرد. بنا به گفتهي نزديكان امام خميني ايشان ميگفتند بچهها به مبدأ نزديكترند. پس بايد آنها را دوست داشت. ايشان با وجود كار فراوان قسمتي از اوقات خود را به كودكان اختصاص ميدادند و با سعهي صدر با آنها رفتار ميكردند.
شمسي ميرمرتضوي/با نگاهی به کتاب تا فصل گل شدن/ دکتر محمدرضا شرفی از تولیدات موسسه خدمات مشاورهای جوانان، پژوهشهای اجتماعی آستان قدس رضوی