بجای فرار ،حمله کنید
حدود 50 درصد آدم ها خجالتی هستند. اما نباید خجالت را عادی یا موضوعی پیش پاافتاده به حساب آورد. برای مهار خجالت باید تلاشمان را از نوجوانی آغاز کنیم.
در مقاله ی قبل ( خجالتی بودن چرا؟) به کارکردهای ذهنی و همچنین چگونگی تاثیر باورها و فرایندهای ذهنی بر رفتار انسان اشاره نمودیم، در این مقاله شما را با راههای موثر درمان آشنا می کنیم.خجالتی بودن افراد دلایل و انواع گوناگونی داردکه به بعضی از آنها اشاره میکنیم.
خجالت وراثتی:
با اینکه تا به حال ژنی به نام خجالت کشف نشده، اما تحقیقات نشان میدهد که داشتن پدر و مادر خجالتی یکی از عوامل مهم در خجالتی بودن افراد خواهد بود. اما این یک درد بیدرمان نیست و تنها یک گرایش ساده است و راهحلهای زیادی برای برطرف کردنش وجود دارد.
آموزش:
اگر شما در محیطی رشد کنید که به شما اجازهی اظهارنظر و برزبان آوردن خواستههایتان باشد، جایی که بتوانید چیزهایی را که در ذهنتان میگذرد به راحتی و بدون ترس برزبان آورید، جایی که دیگران را دقیقاً با همین رفتار ببینید و از آنها چنین رفتاری را یاد بگیرید، شما شانس زیادی خواهید داشت که خجالتی نباشید.
حوادث زندگی:
یک تحقیر جلوی چشم عموم، یک ضربهی روحی بزرگ(مثل مرگ یکی از عزیزان) میتواند عامل خجالتی بودن آدمها بشود. همچنین مقایسه کردن یک شخص از کودکی با دیگران، تحت فشارگذاشتن و تمام مدت زیر نظرگرفتن کودک نیز از عوامل مهم خجالتی بودن افراد بهشمار میآیند.
بزرگترین عاملی که خجالت را تولید میکند، ایستادن در مقابل نگاه دیگران است. این ترس از نگاه دیگران اگر مهار نشود در آینده فرد را به یک اجتماعگریز حسابی تبدیل میکند.
آیا خجالت در نوجوانی میتواند تأثیری در زندگی آیندهافراد بگذارد؟
اگر نتوانیم آن را مهار کنیم، بله. باید نشانههای آن را جدی بگیریم. این فقط هنرمندان و افراد مشهور هستند که از اجرا یا سخنرانی در برابر عموم ترسی ندارند. پس ترسیدن و خجالت قبل از اجرای یک پروژهی درسی در کلاس امری طبیعی است. اما نباید بهراحتی از کنار آن بگذریم. بزرگترین عاملی که خجالت را تولید میکند، ایستادن در مقابل نگاه دیگران است. این ترس از نگاه دیگران اگر مهار نشود در آینده فرد را به یک اجتماعگریز حسابی تبدیل میکند. ترس از آبروریزی، حقارت و... فرد را منزوی میکند و از ارتباط او با جامعه جلوگیری میکند. کار به جایی میرسد که فرد از فرط خجالت احساس خفگی کند و آنوقت این تبدیل به یک بیماری خواهد شد.
بزرگترین عاملی که خجالت را تولید میکند، ایستادن در مقابل نگاه دیگران است. این ترس از نگاه دیگران اگر مهار نشود در آینده فرد را به یک اجتماعگریز حسابی تبدیل میکند.
راهکارهای مؤثر برای از بین بردن خجالت :
1.فهرستی از موقعیتهایی که بیشتر از همه شما را میترساند تهیه کنید؛ حالا دقیقاً میدانید کدام موقعیت برای شما سختتر است و میتوانید روی آن کار کنید. مثلاً اگر صحبت کردن با غریبهها شما را میترساند، میتوانید با همکلام شدن با یک غریبه برای کم کردن حس خجالت تمرین کنید.
2. هیجانهایتان را سرکوب نکنید؛ این هیجانهای سرکوب شده هستند که شما را سرخ و سفید میکنند و به لکنت میاندازند. اگر به هیجان هایتان اجازه بدهید بیرون بیاید، آنوقت طوفان درونی شما بیرون آمده، و وقتی طوفان بیرون بیاید همه چیز آسانتر و قابل تحملتر خواهد شد. زودتر از آنچه فکر که بکنید.
3 با خودتان تمرین کنید؛ قبل از اینکه در موقعیتی قرار بگیرید که از آن میترسید، این موقعیت را در ذهنت بازسازی کنید و تمام کارهایی را که باعث ریختن ترس شما میشود، در ذهن تمرین کنید. اگر با همان موقعیتی روبهرو شوید که انتظارش را دارید و آن را باتمام جزئیات به ذهنتان سپرده باشید، از مقابله با آن ترسی نخواهید داشت.
4. به موقعیتهای ترسناک حمله کنید؛ بهجای اینکه از این موقعیتها فرار کنید، آنها را برای خودتان به وجود بیاورید. مثلاً اگر از ارتباط برقرار کردن با یک غریبه ترسی دارید، به خودتان قول بدهید که هفتهای سه یا چهار بار، ارتباط کوچکی، در حد مکالمات عادی روزانه، با یک غریبه داشته باشید. مثل گپ زدن با فروشندهی روزنامه، صحبت با کسانی که همیشه در اتوبوس میبینیشان و ....
5. حالات بدنی ما: همه این را می دانیم که احساسات ما روی حالات بدنی ما تاثیر می گذارند. یعنی اگر شما حالات بدنتان را عوض کنید، احساساتتان هم تغییر خواهد کرد. اگر باور نمی کنید امتحان کنید: بی هیچ دلیلی شروع به خندیدن کنید، در این حال احساس خوبی دارید. حالا اخم و قوز کنید. سر را در میان دست ها پنهان کنید و شست بمکید! چه احساسی دارید؟
6. سعی کنید از تصورات حسی غنی، تکیه گاههای عاطفی قدرتمند بسازید. بطور مثال:
- من با هرکس که بخواهم براحتی ارتباط برقرار می کنم. - من خیلی شجاع ام و به ترسهایم غلبه می کنم .
در اینجا شاید از خودتان بپرسید که چرا باید چیزهایی را به خودم بگویم که می دانم بعضا درست نیستند؟ یادتان باشد افکار شما قسمتی از اطلاعات نهفته در مغزتان هستند . و مغز شما هیچ سوالی در مورد درست یا غلط بودن این اطلاعات از شما نمی کند و کارش فقط ذخیره و پردازش اطلاعات است. مطالعات نشان داده اند برای اینکه موفق شوید باید در حدود یک ماه این تمرینات را تکرار کنید. همچنین این عبارات مثبت را روی کارتی بنویسید و در طول روز آنها را مرور کنید. وقتی این کار را می کنید در نظر بگیرید که اگر این باورها در شما ایجاد شوند چه تغییرات مثبتی را پیش رو خواهید داشت.