موجوداتي کوچک، شيرين و دوستداشتني که اگر به درستي به آنها نگاه شود ميتوانند تاثيري غيرقابل انکار بر روند و آينده هر چيزي داشته باشند. کودکان را ميگويم.
کودکان آيندهسازان کشور ما هستند. جمله آشنايي است؟ نه؟ شما هم بارها و بارها اين جمله را شنيدهايد. اما آيا به ياد ميآوريد تاثير باور اين جمله را در جايي ديده يا حس کرده باشيد؟ آن هم در مورد کساني که واقعا برنامهريزي کردن برايشان حکم يک سرمايهگذاري طولاني مدت و سودآور را دارد.
به ياد داشته باشيم، اگر قرار است اتفاقي در سال 1404 يعني 17 سال ديگر رخ دهد و اگر قرار است ما واقعا قطب اقتصادي کشور را از نفت به سمت گردشگري بکشانيم، بايد به نيروهاي تازه نفس سالهاي آينده، يعني کودکان امروز نگاه ويژهاي داشته باشيم و براي ايفاي نقششان در اين راه برنامهريزي کنيم. چه بخش بيشتر کساني که حالا در اين صنعت مشغول به کارند و برايشان برنامهريزي کردهايم و دورههاي آموزشي ترتيب دادهايم، تا آن زمان يا بازنشسته شدهاند يا ديگر در سنين ميان سالي به سر ميبرند و منتظر نزديک شدن روزهاي بازنشستگي هستند.
به ويژه اگر به خاطر داشته باشيم، يکي از بزرگترين مشکلاتي که حالا صنعت گردشگري ما با آن رو به رو است، نبود نيروي انساني آموزش ديده است. دم از فرهنگسازي ميزنيم و ميگوييم که بايد فرهنگ مهمانپذيري و گردشگري را در جامعه نهادينه کنيم. اما چقدر به مهمترين بخش اين فرهنگسازي آن هم در بعد کلان و براي بلند مدت توجه کردهايم؟ کودکان و نوجوانان چه جايگاهي در برنامهريزيهاي مختلف مديران و سياستگذاران گردشگري دارند؟
نگاهي به بخشهاي مختلفي که در حال حاضر کودکان ما متاثر از آنها هستند بياندازيد. داستان، کتابهاي کودکان و داستانهاي که از زبان بزرگترها چه در خانه و چه از رسانههاي مختلف ميشوند چقدر به معرفي المانهاي مختلف گردشگري و جاذبهها و توانمنديهاي مختلف کشورمان ميپردازد؟
بازيها، کدام بخش از بازيهاي کودکان امروزي به او کمک ميکند تا خوب سفر کردن و لازمههاي آن را بياموزد. برويد سراغ نزديکترين کودکي ميشناسيد. مطمئن باشيد انباني پر از انواع بازيهاي رايانهاي و امثال اينها دارد. بازيهايي که بيشترشان به او ميآموزد چگونه خشونت بورزد و چگونه بکشد. خودتان را خسته نکنيد حتي يک بازي که به او کمک کند ياد بگيرد چگونه از نقشه استفاده کند، چگونه در طبيعت راهش را بيابد، با حيوانات، گياهان، آثار تاريخي، آداب و رسوم و فرهنگيهاي مختلف کشورش آشنا شود را نخواهيد يافت.
آموزش و پرورش هم که تازه مدتي است به فکر راه دادن مفاهيم مربوط به ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به کتابهاي درسياش افتاده و تفاهمنامهاي در اين زمينه امضا کرده، که تا اجرايي شود و هفت خوان تدوين و تصويب و انتشار را بگذراند، خيلي مانده تا وارد بازار شود و بتوان در مورد آن نظرداد.
از صدا و سيما هم خبري نيست. نه در کارتونها و نه در فيلمهاي مختلفي که ويژه کودکان ساخته ميشود، نميتوان کمتر اثري از اين حوزهها ديد. آخرين چيزي که در اين مورد به خاطر ميآورم رنگ خداي مجيدي بود که با فيلمبرداري زيباي محمد داوودي و به کمک يک داستان نرم نگاهت را به ميان زيباييهاي بيبديل طبيعت شمال ايران ميبرد. شوق ديدن آن همه زيبايي هنوز در دل بسياري روشن است.
ساختن فيلمهاي با داستان سفر يا رخدادهايي که در مناطق مختلف کشور رخ ميدهند، ميتواند بهانه خوبي باشد براي اينکه ديدنيهاي مختلف کشورمان را با نامشان به چشم و گوش کودکان آشنا کنيم.
در ضمن بايد به خاطر داشت معرفي گردشگري ايران به کودکان و نوجوانان در هر سني يک سرمايهگذاري با اهداف کوتاه مدت و بلند مدت است. چرا که کودکان در جامعه فرزندسالار امروزي مهمترين تصميم گيران خانوادهها هستند. اگر شوق ديدن جايي و يا سفر کردن را به جاي داشتن هر نوع کالاي مصرفي ديگر در دل اين کودکان روشن کنيم، مطمئنا خيلي زود و در همين ماهها و سالهاي نزديک شاهد تاثيرگزاري آن در روند تصميمگيري خانواده براي سفر خواهيم بود.
همچنين فردي که از نخستين سالهاي زندگي با سفر کردن آشنا شود و به قولي مزه سفر زير دندانش برود، قطعا در بزرگسالي نيز آن را در برنامه زندگي خود جاي خواهد داد، به علاوه کسي که خودش اهل سفر است با مشکلات و پيچيدگيهاي سفر از نزديک آشنا است و در نتيجه ميزبان بهتري براي گردشگران ديگر خواهد بود
http://www.iranhotelonline.com/Persian/Article/View.aspx?ArtID=1064