0

عشق اجتناب ناپذير است!

 
zendeyad
zendeyad
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1391 
تعداد پست ها : 1201
محل سکونت : کجا بهتر از اینجا!!!

عشق اجتناب ناپذير است!

 

عشق اجتناب ناپذير است!

به مناسبت روز مهر ورزي

قلب

ضرورت مهرورزي

خواسته‏ها و تمايلاتي که خداي حکيم در نهاد انسان به امانت گذاشته است، به دو گروه حيواني و انساني تقسيم مي‏شود. تمايلات حيواني يا غرايز، خواسته‏هايي هستند که انسان و حيوان در برخورداري از آن مشترکند. ميل به آب و غذا، علاقه به خواب و آسايش، تمايل به جنس مخالف، علاقه به فرزند ، احساس خشم، ميل به انتقام، برتري جويي و جاه‏طلبي، ازبرجسته‏ترين نمودهاي غرايز و تمايلات حيواني هستند.

 

اين تمايلات از ضروريات زندگي انسان در اين جهانند و اگر يکي از آنها در کسي نباشد ، يکي از پايه‏هاي اساسي زندگي مادي مي‏لنگد ، ولي هيچ يک از اينها براي انسان افتخار نيست. براي مثال، انسان براي ادامه زندگي به خوردن و آشاميدن نياز دارد ، براي رفع خستگي نيازمند خواب و استراحت است و غريزه جنسي و علاقه او به فرزند براي بقاي نسل است، ولي هيچ کدام از اينها ملاک فضيلت و بزرگواري او نيست و شرف انسان با استناد به مقام اشرف مخلوق بودنش، به اين عوامل بستگي ندارد.

 

در کنار خواسته‏هاي حيواني، تمايلات عالي انساني نيز وجود دارد که از آن، به فضايل تعبير مي‏شود. هر چه اين فضايل در انسان شکوفاتر شود ، آدمي ارزش و عظمت بيشتري مي‏يابد. وفاي به عهد ، عدالت و انصاف، نيکي و احسان، عفو و گذشت، ايثار و فداکاري، دل‏سوزي و غم‏گساري، مهرورزي و دگردوستي، از جمله اين فضايل کمالي هستند.

در اين مقاله به مناسبت روز اخلاق و مهر ورزي راجع به مهر ورزي بيشتر صحبت مي کنيم .

مؤمنان در مقام مهرباني و عطوفت به يکديگر، همانند يک پيکرند. وقتي عضوي از اين گروه بيمار شود، ديگر اعضا در تب‏داري و شب‏بيداري با او همراهي مي‏کنند.

مهرورزي در اسلام

از ديدگاه اسلام، مهرباني و محبت ورزيدن، مايه قوام و برپايي جامعه انساني است و بدون مهرباني، نظام اجتماع بشري، سرد و بي‏روح و زيبايي‏هاي زندگي به کام انسان تلخ و بي‏معناست.

کسي که آدمي را براي زندگي اجتماعي آفريده ، احساس نياز به اين پيوند و رابطه را نيز در وجود او قرار داده است. او هم خود رحمان، رحيم، ودود، رئوف و عطوف است وهم بندگانش را بر اين سرشت آفريده است. خداي مهربان، بندگانش را به محبت و مهرورزي تشويق مي‏کند و اهل مهر و عاطفه را جزو اصحاب ميمنه معرفي مي‏کند؛ کساني که نامه اعمالشان به دست راستشان داده خواهد شد يا کساني که وجودشان سرشار از يمن و برکت براي خودشان و ديگران است. آن‏گاه مي‏فرمايد:

ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ . (بلد: 17 و 18)

سپس از کساني باشد که ايمان آورده‏اند و يکديگر را به صبر و استقامت و مهرباني و عطوفت توصيه مي‏کنند. اينان اصحاب يمين هستند.

رسول گرامي اسلام نيز استحکام پيوند و مودّت و مهرباني مؤمنان با يکديگر را چنين توصيف مي‏کند:

اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ في تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ بِمَنْزَلَةِ الْجَسَدِ الْواحِدِ اِذا اشْتَکي عُضْوٌ مِنْهُ تَداعي سايِرُ الْجَسَدِ بِالْحُميّ وَ السَّهَرْ.

مؤمنان در مقام مهرباني و عطوفت به يکديگر، همانند يک پيکرند. وقتي عضوي از اين گروه بيمار شود، ديگر اعضا در تب‏داري و شب‏بيداري با او همراهي مي‏کنند.

خداي مهربان، مهرباني به بندگانش را دوست مي‏دارد و مهرورزي با ديگران عامل قرب به خدا و نجات و رستگاري است.

لذت مهرورزي

در حقيقت، ميان لذت‏هاي معنوي و لذت‏هاي زودگذر مادي تفاوت بسيار وجود دارد ، لذت‏هاي معنوي نه تنها سبب جذب انسان به ماديات نمي‏شود ، بلکه تا حدود زيادي، دل را از سيطره لذت‏هاي مادي و غريزي آزاد مي‏کند. ناگفته نماند کساني که تسليم لذت‏هاي مادي شده‏اند و از هرگونه رشد معنوي محرومند ، نمي‏توانند لذت عاطفي را درک کنند. براي مثال، کسي که با خشم و خشونت خو گرفته و اين صفت زشت بر روحش حاکم شده است، از مهرباني لذت نمي‏برد و آن را نمي‏فهمد ، ولي آنان که در سايه تربيت صحيح به پرورش عواطف انساني خويش همت گماشته‏اند ، از ارضاي آنها به لذتي مي‏رسند که هرگز از اشباع غرايز به چنان لذتي دست نمي‏يابند. ازاين‏رو، علي عليه‏السلام مي‏فرمايد:

لَذَّةُ الْکِرامِ فِي الإِطْعامِ وَ لَذَّةُ اللِّئامِ فِي الطَّعامِ.

لذت بزرگواران در خوراندن است و لذت فرومايگان در خوراک.

لذت مهرورزي به ديگران، بسيار بيشتر از لذت ارضاي نياز فردي و برآوردن خواسته‏هاي مادي است.

اعتدال در محبت

ميانه‏روي در هر کاري، پسنديده و افراط و تفريط ، ناپسند است. بر اين اساس، تأکيد کردن بر ارزش و اهميت مهرباني، به معناي تجويز افراط در آن نيست. مهرباني بيش از حد به کسي که شايستگي آن را ندارد ، سبب مي‏شود تا او براي احترام‏کننده ، ارج و ارزش متقابل را در نظر نگيرد و در نتيجه، حرمت فرد مهربان را بشکند و شخصيت و جايگاه اجتماعي او را خدشه‏دار کند. بنابراين، مهرورزي به ديگران بايد با نياز، شايستگي و ظرفيت آنان متناسب باشد. مهربان بودن با همه مردم به طور يکسان؛ اعم از فرومايه و بلندپايه، نادان و دانشمند، بدکار و نيکوکار، به معناي ناديده گرفتن ارزش‏ها و تباه ساختن گوهر محبت و مهرباني است. به همين دليل، اسلام از سويي نظارت بر ابراز عواطف را به عقل سپرده است تا انسان، آن را با موازين شرعي و مقتضيات عقلي محدود سازد و از افراط و تفريط جلوگيري کند. از سوي ديگر، در آموزه‏هاي متين خود، پيروانش را به رعايت اندازه در محبت ورزيدن به افراد سفارش کرده است. براي نمونه، خداوند گروهي را شايسته هيچ محبتي ندانسته و از نرمش و مدارا با آنان نهي کرده و فرموده است:

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَي الْکُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ. (فتح: 29)

محمد، فرستاده خدا و آنان که با اويند، بر کافران سخت‏گيرند و ميان خود مهربانند.

گروهي را نيز شايسته محبت بيشتر دانسته و درباره آنان سفارش ويژه کرده است، مانند: ناتوانان، زيردستان، کودکان، يتيمان، تهي‏دستان و پدر و مادر.

امام محمدباقر عليه‏السلام فرمود:

کسي که چهار ويژگي زير در وي باشد، خداوند برايش خانه‏اي در بهشت بنا مي‏کند:

کسي که يتيمان را پناه دهد؛ به ناتوانان مهرباني ورزد؛ با پدر و مادرش به نرمي برخورد کند و با زيردستانش مدارا کند.

 

تعادل در مهرورزي از اصول جاودانه و سازنده اسلام است ولي با دشمن انسانيت و معرفت بايد با شدت برخورد کرد.

 

مهرورزي ، رمز موفقيّت حکومت ديني

راز موفقيت پيامبر(ص) در مديريت حکومتي، عشق ورزي و عشق به مردم بود. اگر اين شيوه مفيد و کارآمد در مديريت او وجود نداشت، هرگز توفيق رفع مشکلات و موانع طاقت فرسا را پيدا نمي‏کرد.

به همين جهت خداوند فرمود: « فيما رحمةٍ من اللّه لنت لهم و لو کنت فظّاً غليظ القلب لانفضّوا من حولک...؛ به موجب رحمتي که خداوند به تو عنايت کرد، براي آنان نرم شدي و اگر خشن و تند خو بودي از اطراف تو پراکنده مي‏شدند.»

 

محبت و ملاطفت آن حضرت بود که دشمنان کينه توز را به دوستان صميمي تبديل کرد. در حديثي از حضرت امام حسين(ع) به نقل از پدر بزرگوارش حضرت علي(ع) چنين آمده است که: پيامبر(ص) در برخورد با ديگران هميشه مهربان، خوش‏رو و خندان بود و هرگز بي رحم، پرخاش گر و اهل تملّق نبود. هيچ کس از او مأيوس نمي‏شد و هرکس به در خانه او مي‏آمد، نوميد باز نمي‏گشت. هرگاه فرد و غريب و ناآگاهي با خشونت سخن مي‏گفت و درخواستي داشت، تحمل مي‏کرد و به يارانش مي‏فرمود: هرگاه کسي را ديديد که حاجتي دارد ، به او عطا کنيد و هرگز کلام کسي را قطع نمي‏کرد تا سخنش پايان گيرد.»

و اين چنين بود که دل‏ها را کانون محبت خود ساخت و ميليون‏ها دل را از اين رهگذر با خداوند آشتي داد.

 

از آنجايي که شما بزرگواران همراه بخش خانواده و زندگي تبيان هستيد ، بهتر است بررسي اجمالي هم از نقش اخلاق درخانواده داشته باشيم:

اخلاق خوب و رفتاري بر پايه ي اعتدال مهم ترين رکن براي داشتن يک خانواده ي صميمي با فرزنداني موفق است.در زندگي پيامبر که بهترين الگو براي مسلمانان هستند ، بارز ترين نمونه ها از اين برخورد خوب با خانواده به چشم مي خورد.

 

پيامبر (ص) در خانواده نسبت به همسران خود ، هيچ گونه خشونتي بروز نمي‏داد و اين بر خلاف خلق و خوي مردم مکه بود. بد زباني برخي از همسران خويش را تحمل مي‏کردند تا آن جا که ديگران از اين همه تحمل رنج مي‏بردند.

پيامبر به حسن معاشرت با زنان توصيه و تأکيد مي‏کردند و مي‏فرمودند: همه مردم داراي خصلت‏هاي نيک و بد هستند، مرد نبايد تنها جنبه‏هاي ناپسند همسر خويش را در نظر بگيرد و او را ترک کند.

رسول خدا(ص) با فرزندان خود فوق العاده عطوف و مهربان بود و به آن‏ها محبت مي‏کرد. سيره تربيتي آن حضرت نشان مي‏دهد که در طول زندگي، ارتباط عاطفي و کلامي با فرزندانش داشت.

يکي از همسران پيامبر مي‏گويد: فاطمه(س) در رفتار و گفتار و سيماي ظاهري شبيه‏ترين فرد به رسول خدا(ص) بود، ارتباط اين پدر و فرزند آن چنان مستحکم بود که او هرگاه به ديدن پيامبر(ص) مي‏آمد، پيامبر (ص) از جاي خود برمي‏خاست و سرو دست دخترش را مي‏بوسيد و او را در جاي خود مي‏نشاند و هرگاه پيامبر(ص) به منزل فاطمه (س) مي‏آمد، فاطمه از جايش برخاسته و پدر گرامي اش را مي‏بوسيد و آن بزرگوار را در جاي خويش مي‏نشانيد.

جمعه 17 خرداد 1392  12:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها