0

ماجراي شكار

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

ماجراي شكار

دو نفر رفته بودن شكار، اولی از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه حسابشون رو برسه. اولی زود ميره بالاي درخت، ميبينه رفیقش همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد حسابتو ميرسه . یارو يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!

یک شنبه 30 آبان 1389  9:30 PM
تشکرات از این پست
papeli
دسترسی سریع به انجمن ها