یك گفتگوی دردمندانه
چطور به اعضای خانواده در عزاداریها كمك كنیم؟
دیر یا زود ممكن است یکی از اعضای خانواده تان را در وضعیتی ببینید كه احساس کنید نمیتوانید كاری برایش انجام دهید مثل حالتی كه یكی از عزیزانتان را می بینید كه می خواهد با مرگ یك كودك، شوهر، خواهر..........
دیر یا زود ممكن است یکی از اعضای خانواده تان را در وضعیتی ببینید كه احساس کنید نمیتوانید كاری برایش انجام دهید مثل حالتی كه یكی از عزیزانتان را می بینید كه می خواهد با مرگ یك كودك، شوهر، خواهر، برادر، والدین و یا یك دوست آشنای دیگر كنار بیاید. این یك حس وحشتناك است. نمیدانید باید چكار كنید، چه بگویید و یا با این فرد چطور برخورد كنید.عزاداری هر كسی منحصربه فرد است لذا آنچه برای یك نفر جواب میدهد ممكن است پاسخ یا روش مناسبی برای فرد دیگری نباشد.با این حال هنوز هم راه حلهایی هست كه با آنها میتوانید آرامش را به دیگران هدیه بدهید.
از چشم عزیزتان به این مساله نگاه کنید: هر كسی با یك داغ به طرز خاصی كنار می آید و مراحل داغداری را بهترتیب و طبق برنامه خاصی تجربه میكند. با او نگاه كنید و ببینید چطور با داغش كنار میآید. اینكه در هر مرحله زمانی به چه چیزی نیاز دارد، اولین مرحله در كمك كردن به اوست. ممكن است آنچه در روزهای نخستین پس از مرگ یك نفر، او نیاز دارد با آنچه در هفتههای بعدی یا یك سال بعد نیاز دارد، متفاوت باشد.
مراحل داغداری را بدانید: دیر یا زود هر كسی وارد یك دوره 5 مرحلهای میشود: انكار، خشم و آشفتگی، گفتگو، افسردگی و نهایتا پذیرش.
انكار اولین مرحله داغداری است كه طی آن احتمالا عزیزتان در شوك و ناباوری به سر میبرد، نوعی حالت كرخی و یا عدم توانایی درك آنچه اتفاق افتاده است دارد.
مرحله دوم كه مرحله خشم است ممكن است متوجه خدا، افرادی كه حس میشود باعث مرگ متوفی شدهاند، افرادی كه هنوز عشق به بودن را در خود نگه داشتهاند و یا هر كسی كه در مسیر دوستتان قرار گیرد. این مرحله همچنین شامل نوعی حس پوچی و تهی بودن، بییاور و بیكس بودن، احساس صدمه دیدگی است و ممكن است دربرگیرنده حسادت، ترش رویی، رنجیدگی و غضب ناكی، نفرت و دشمنی و یا ترس و واهمه نیز باشد.
مرجله سوم مرحلهای است كه در آن شخص داغدار تلاش میكند برای گلهگذاری و شكایت كردن با خدا و یا حتی خودش اقدام كند. این مرحله، مرحله گذاراست كه طی آن او تلاش میكند با آنچه كه باید انجام شود كنار بیاید. ممكن است جملاتی شبیه به اینها بگوید: خدایا فقط بگذار تمام شدن درس بچههایم را شاهد باشم، اگر همین یك هفته را به من مهلت دهی همه چیز عالی است.
از گریه كردن در برابر فرد داغدار ترس نداشته باشید، نیازی نیست كه همیشه آدم قویای باشید. در واقع داشتن درد مشترك و مشاركت در درد دیگران گاهی اوقات كنار آمدن را برای فرد داغدار راحتتر میكند
مرحله چهارم افسردگی است كه طولانیترین و بادوامترین مرحله است. این مرحله میتواند توام با احساس بیكسی، یاس مطلق، بیعلاقگی به چیزهای لذتبخش گذشته، خوابیدن مفرط، فقدان طرح و برنامهریزی، ناتوانی در تمركز، دردهای جسمانی واقعی،كابوس و بیخوابی، نفس كم آوردن، جملات اضطرابی و هراسی، ترس مفرط و بیتناسب از یكسری چیزها و یا حتی علائم ظاهرا بیربط دیگری باشد.
مرحله آخر مرحله پذیرش است. این مرحله در واقع مرحله بهبودی و التیام است و طی آن شخص داغدار تشخیص میدهد كه زندگیاش باید ادامه یابد پس شروع به سازماندهی مجدد زندگیاش بدون حضور آنكه از دست داده میكند و شروع به كار در حالتی میكند كه او را به وضعیت طبیعی جدیدش سوق میدهد.
در غم او شریك شوید: از گریه كردن در برابر فرد داغدار ترس نداشته باشید، نیازی نیست كه همیشه آدم قویای باشید. در واقع داشتن درد مشترك و مشاركت در درد دیگران گاهی اوقات كنار آمدن را برای فرد داغدار راحتتر میكند. صحبت كردن درباره كسی كه فرد داغدار علیرغم علاقه زیاد او را از دست داده و شما هم او را میشناسید یك همدردی خوب است. با هم گریه كنید بگذارید او متوجه شود كه دردش و رنجش طبیعی است و او یك انسان است.
تسلی و دلداریتان را ابراز كنید: به او بگویید كه چقدر از این قضیه ناراحت هستید. یك یادداشت تسلیت، یك دسته گل و یا هر چیزی كه بیانگر احترام و توجه شما باشد، برای او به منزلش یا محل برگزاری جلسه ختم ارسال كنید. او را در آغوش بگیرید و یا با دستانتان دستش را بگیرید. گاهی اوقات در این لحظات گفتهها توخالی بنظر می رسند اما یك تماس و لمس كردن میتواند یك مفهوم غیرقابل تصور داشته باشد و كمك كند كه او از لاك خود خارج شود. بگذارید در آغوش یا روی دوشتان گریه كند.
از او بپرسید چطور میتوانید كمكش كنید: بگذارید فرد داغدار بفهمد كه شما در دسترس او هستید و او را ترغیب كنید كه برای هر حمایتی، یا كمك عملی (مانند نگهداشتن بچهها یا تهیه غذای آنها، كمك كردن در تصمیمگیریهای مراسم، تمییز كردن منزلش، پرداخت هزینه ها و قبض های او و ....) می تواند روی شما حساب باز كند. اگر چیز خاصی را به شما گفت كه انجام دهید آنرا به درستی انجام دهید. اگر او گفت كاری نیست كه شما بتوانید انجام دهید، راههایی را كه میتوانید به او كمك كنید به او پیشنهاد دهید.
به انچه كه میگوید گوش دهید (و به آنچه كه نمیگوید): یكی از بهترین راههای كمك كردن، اجازه دادن به او برای حرف زدن است. درباره دردهایش، ناراحتی و خشمش، مرور كردن خاطرات متوفی، برنامههایی كه با متوفی قصد انجامش را داشتهاند، ترس و نگرانیهایش از آینده و ... با هم صحبت کنید. حرفش را قطع نكنید حتی اگر مرتبا آنها را تكرار كرد. او نیاز دارد كه برای التیامش آنها را با كسی مطرح كند. هرگز وانمود نكنید كه مطالبش مهم نیستند. او یا احساساتش را قضاوت نكنید.
بخاطر داشته باشید كه عزاداری یك فرآیند شخصی و متفاوت بین افراد است: آنطور كه دوست شما متوفی را دوست داشته حتی اگر بیماری طولانی داشته یا در اثر حمله ناگهانی قبلی یا تصادف اتومبیل مرده باشد و یا در اثر خودكشی و یا قتل، ممكن است در مدت زمان، قدرت و نحوه داغداری او تاثیر بگذارد. اینكه به لحاظ مكانی بهم نزدیك بودهاند یا نه، اینكه قبل از مرگ با هم بگو مگو داشتهاند یا نه و بسیاری چیزهای دیگر ممكن است منحصربه فرد بودن داغداری او را تشدید كند.
تشویق كنید كه احساساتش را بطور لفظی یا كتبی ابراز كند: متوجهاش كنید كه او نباید در تنهایی اش فرو رود. دنبال گروهها یا افرادی باشید كه بتوانند به او كمك كنند و یا او را نزد یك مشاور مجرب ببرید.
در دسترس باشید: هر چند در ابتدای یك مصیبت اغلب موجی از همدردی، حمایت و سرزدن های مکرر هست ولی در روزها، هفتهها یا ماههای بعد ممكن است شخص داغدار تنها با مصیبتش رها شود و تنها بماند. هر از چندگاهی تلفن بزنید و او را ملاقات كنید. ابتدا هر روز به او زنگ بزنید بعد حداقل به طور هفته ای تا راههای ارتباطی شما باز بماند. بگذارید متوجه شود كه به فكرش هستید. اگر از هم فاصله دارید، بطور مرتب برایش نامه بفرستید و یا به او تلفن بزنید. برنامه ملاقات چند روه بعد از هر چند ماه داشته باشید.
برای كمك كردن به او مقاومت كند. ممكن است در نگاه اول به نظر برسد كه متنفر از شماست. یادتان باشد كه این یك گفتگوی دردمندانه است. این حرفها را به خود نگیرید. كسی چه میداند شاید شما هم در چنین شرایطی همین برخورد را می كردید. داغداری یك فرآیند طولانی، دشوار و دردناك است
با ملایمت و نرمی از او بخواهید كه دوباره به زندگی عادی برگردد: از او بخواهید برای صرف شام، قدم زدن، خرید كردن و ... از خانه خارج شود و سپس كم كم او را برای جلسات اجتماعی وسیعتر با افراد بیشتر همراهی كنید البته به شرطی كه خودش خواهان این كار باشد. برای برخی از افراد تجربه داغداری، معادل تمایل به پس زدن تمام دنیا و ساكت و گوشهگیر شدن برای مابقی عمر است. درحالیكه حالت عادی و طبیعیاش میتواند شامل طولانی شدن مدت افسردگی باشد.
بطور بیقید و شرط او را دوست داشته باشید: گاهی اوقات شخص داغدار بیادب، بد قلق، گریزان از مشاركت، بدخلق و بد دهان میشود. ممكن است گاهی اوقات درد و غصهاش را سر شما خالی كند. ممكن است مقابل تلاش شما برای كمك كردن به او مقاومت كند. ممكن است در نگاه اول به نظر برسد كه متنفر از شماست. یادتان باشد كه این یك گفتگوی دردمندانه است. این حرفها را به خود نگیرید. كسی چه میداند شاید شما هم در چنین شرایطی همین برخورد را می كردید. داغداری یك فرآیند طولانی، دشوار و دردناك است. بهترین راه آرامش و آسایش یك فرد داغدار دوست داشتن او هنگام تجربه این داغ و كمك كردن به بهبود شرایط اوست.