امیر طاهری
با تمامِ حسِ نا رضایتی یم
عاشقم ، عاشقی خجالتی یم
من کجا و هوای آغوشش ؟؟؟
او که شد نایِ دم به ساعتی یم
سر به راهم نشد مرا وِل کرد
رفت از دستِ بی لیاقتی یم
پیشِ تصویر قابِ چشمانش
من شبیه پلنگِ صورتی یم
مُردم از بی تفاوتی هایش
رفته ، شاید زِ بی کفایتی یم
ردِ پایش به روی احساسم
مثل این روزگارِ خط خطی یم
هر چه او بر منِ سیه رو کرد
ریختم پایِ بختِ پا پتی یم
چشم بارانی یم پر از خون شد
سوختم پایِ کم سعادتی یم
شاید از حال من نفهمید "او"
در هوایش چه هول و حالتی یم
باز حرفم سرِ زبانم ماند
باز شد این سکوتِ لعنتی یم
آیات غمزه