0

فراق

 
shokoofeh
shokoofeh
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 952
محل سکونت : البرز

فراق

 

کیمیا صادقی

 
 
 

عشق آمد هستی ام را نیست کرد
قلب من را از عطش لبریز کرد

عشق آمد آتشی بر سینه زد
مهر بیماری به قلب خسته زد

عشق آمد خانه ام ویران کند
یا که در هستی من طغیان کند

عشق آمد رازها با من بگفت
از جدایی گل و پروانه گفت

عشق آمد با همه دلواپسی
با همه غم ها و درد بی کسی

عشق چون موجی خموش آید همی
بهر نابودی هوش آید همی

 

آیات غمزه

 

قوم من ترنج را با پوست می خورند

 راستی! کسی زلیخا را ندیده است؟

جمعه 3 خرداد 1392  2:34 AM
تشکرات از این پست
king007
دسترسی سریع به انجمن ها