0

طنز

 
mehdi2388
mehdi2388
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 234
محل سکونت : اصفهان

لطفا بخندید------------> قند و پند

اصفهانی و سرعت زیاد !!!!

 

اصفهانيه داشته توي اتوبان با سرعت ۱۸۰ كيلومتر در ساعت مي رفته
كه پليس با دوربينش شكارش مي كنه و ماشينشو متوقف مي كنه.
پليسه مياد كنار ماشينو ميگه: گواهينامه و كارت ماشينو بدين.
اصفهانيه ميگه: من گواهينامه ندارم.
اين ماشينم مالي من نيست.
كارتا ايناشم پيشي من نيست.
من صَحَبي ماشينا كُشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب.
حالاوَم داشتم ميرفتم از مرز فِرار كونم که شوما منا گرفتين.
پليسه كه حسابي حيرت زده شده بوده ،
بيسيم ميزنه به فرمانده اش و عين قضيه رو تعريف مي كنه
و درخواست كمك مي كنه.
فرمانده اش هم ميگه تو كاري نكن من خودم دارم ميام.
فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل ميرسونه و
به راننده اصفهاني ميگه: آقا گواهينامه؟
اصفهانيه گواهينامه اش رو از تو جيبش در مياره ميده به فرمانده.
فرمانده ميگه: كارت ماشين؟
اصفهانيه كارت ماشين كه به نام خودش بوده رو از تو جيبش در مياره ميده به فرمانده.
فرمانده ميگه: در صندوق عقبو باز كن.
اصفهانيه درو باز ميكنه و فرمانده ميبينه كه صندوق هم خاليه.
فرمانده كه حسابي گيج شده بوده، به اصفهانيه ميگه: پس اين مأمور ما چي ميگه؟!
اصفهانيه ميگه: چي ميدونم، والا جناب سرهنگ! حتماً الانم ميخاد بِگد من داشتم با ۱۸۰ تا سرعت ميرفتم؟

یک شنبه 30 آبان 1389  4:54 PM
تشکرات از این پست
rajaee2008
mehdi2388
mehdi2388
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 234
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:طنز

تفاوت خوابیدن زن و مرد و یك نتیجه گیری واقعی


مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:"من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم " مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست ، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد ، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد . بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت ، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت . اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد ، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت . بعد ایستاد و خمیازه ای کشید . کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد ، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت ، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت . بعد کارت تبریکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت ، آدرس را روی آن نوشت و تمبرچسباند ؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هردو را درنزدیکی کیف خودقرارداد. سپس دندان هایش رامسواک زد. باباگفت: "فکرکردم ، گفتی داری می ری بخوابی" و مامان گفت:" درست شنیدی دارم میرم." سپس چراغ حیاط راروشن کرد و درها را بست. پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد ، چراغ ها راخاموش کرد ، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را درسبد انداخت ، با یکی از بچه ها که هنوز بیداربود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد ، ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباس های شسته را پهن کرد ، جاکفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد ، اضافه کرد . سپس به دعا و نیایش نشست. درهمان موقع بابا تلویزیون راخاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: " من میرم بخوابم" و بدون توجه به هیچ چیز دیگری ، دقیقاً همین کار را انجام داد!

نتیجه گیری:
۱- مردها همیشه كارهایشان را درست و به موقع انجام می دهند و وقتی تلویزیون نگاه می كنند قبلا كارهای دیگرشان را انجام داده اند. ولی زنها بسیار بی برنامه و نامرتب هستند. در صورتیكه كلی كار نكرده دارند نشسته اند و تلویزیون نگاه می كنند.
۲- مردها بسیار راستگو هستند. ولی زنها دورغگو هستند و بجای اینكه بگویند من می روم كارهای نكرده ام را انجام بدهم الكی می گویند من میروم بخوابم.


این نتیجه گیری برای زدن مشت محكم بر دهان كسانی بود كه میخواستند با نوشتن این متن بگویند زنها از مردها بهترند.

یک شنبه 30 آبان 1389  4:56 PM
تشکرات از این پست
rajaee2008
mehdi2388
mehdi2388
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 234
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:طنز

تعريف جهان سوم از قول پروفسور حسابي


از قول ايشان نقل شده است : روزی درآخر ساعت درس، یکي از دانشجویانم كه دانشجوي دوره دكترا و اهل نروژ بود از من پرسيد : استاد! شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟

فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بودمن در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا میکنم. به آن دانشجو گفتم
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد، باید در تخریب مملکتش بکوشد...

یک شنبه 30 آبان 1389  4:59 PM
تشکرات از این پست
rajaee2008
mehdi2388
mehdi2388
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 234
محل سکونت : اصفهان

آخه چرا؟؟؟؟؟

چرا آخه چرا ؟!
1. چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
2. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم رحم نمیکنن؟
3. چرا تو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
4. چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟
5. چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
6. چرا وقتی می رن شلوار بخرن مغازه های کفش فروشی رو هم نگاه می کنن؟
7. چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
8. چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
9. چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
10. چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
11. چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟
12. چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
13. چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟
14. چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟
15. چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟
16. چرا اگه دوستمون ماشین و خونه بخره ما چشمامون در میاد؟
17. چرا سه تار سه تا تار نداره؟
18. چرا اکثر ماشینها تو ایران یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟
19. چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟
20. چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟
21. چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟)
22. چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟
23. چرا داماد باید برقصه ؟
24. چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟
25. چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟
26. چرا وقتی یه چیزی خوبه میخایم صاحابش بشیم؟
27. چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟
28. چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
29. چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟
30. چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟
31. چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟
32. چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟
33. چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟
34. چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟
35. چرا زنها سالوادور و فارسی 1 رو از شوهراشون بیشتر میبینند؟
36. چرا انقدر حواست پرت شده که نفهمیدی از شماره 32 بلافاصله پریدم شماره 35؟
37. چرا انقدر ساده ای که الان رفتی دوباره بالا شماره 32 تا 35 رو دیدی؟ چرا به چشماتم شک داری ها ؟! چرا ؟!
38. چرا آخه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یک شنبه 30 آبان 1389  5:11 PM
تشکرات از این پست
rajaee2008
mehdi2388
mehdi2388
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 234
محل سکونت : اصفهان

شجاعت

در یکي از دبيرستان هاي تهران هنگام برگزاري امتحانات سال ششم دبيرستان به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد که:
''شجاعت يعني چه؟''
محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود :
'' شجاعت يعني اين ''
و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته يود ! اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون ...استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند
فكر ميكنيد اون دانش آموز چه كسي مي تونست باشه؟
.
.
.
.
.
.
.
.

!!!دکتر شریعتی!!!

یک شنبه 30 آبان 1389  5:16 PM
تشکرات از این پست
rajaee2008
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:لطفا بخندید------------> قند و پند

خوب بودن ولي بهتر بود در تالار مخصوص خودش قرار ميدادين

یک شنبه 30 آبان 1389  9:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها