0

پرنده ها وکوچ به سرزمين هاي گرم

 
nona66
nona66
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 765
محل سکونت : تهران

پرنده ها وکوچ به سرزمين هاي گرم

 

يکي بود، يکي نبود، دختر کوچکي بود که خيلي دوست داشت به پرنده ها آب و دونه بده و مثل اونا پرواز کند. خلاصه او خيلي دوست داشت که بدونه وقتي هوا سرد مي شه پرنده ها چه مي کنند و به کجا پناه مي برند. يک روز که مثل هميشه خرده نون هاي ته سفره را جمع مي کرد تا کنار باغچه براي پرنده ها بذاره، به مامانش گفت: توي يکي از کتاب هام نوشته که وقتي هوا سرد مي شه، خيلي از حيوانات کوچولو مثل سنجاب، خرگوش، جوجه تيغي و روباه، خواب زمستاني دارند. يعني در مدتي که هوا سرده، مي خوابند و بعد از گرم شدن هوا از خواب بيدار مي شن، پس پرنده ها چه کار مي کنند؟ آيا اونا هم زمستان ها مي خوابن و در بهار دوباره بيدار مي شن؟مامان گفت: نه دختر عزيزم، پرنده ها خواب زمستاني ندارند. اونا در ماه هاي پاييز به جاهايي پرواز مي کنند که هوا گرم تره و به اين کار پرنده ها مي گن «کوچ». پرنده ها از جاهايي مثل استان ما که هوا زودتر سرد مي شه، به جاهايي پرواز مي کنند که هوا در آن جاها گرم تره مثل کشورهايي که در کنار و يا نزديک خط استوا قرار دارند و يا استان هايي مثل استان هاي شمال کشور ما که هوا در آن جاها خيلي سرد نمي شه. دختر کوچولوي قصه ما گفت: پس چرا گنجشک ها هنوز کوچ نکردن؟ ببين طفلکي چطور از سرما مي لرزه و هي لابه لاي برگ ها مي ره تا گرم بشه. مادر گفت: پرنده هايي که کوچ نمي کنن مي تونن خودشون رو گرم کنن، اين گنجشک هم بايد کوچ مي کرد شايد يادش رفته و يا از ديگرون عقب مونده ولي دير يا زود پرواز مي کنه تا به بقيه برسه. دختر کوچولوي قصه ما با خودش گفت: شايد اين پرنده هاي کوچولو که يادشون رفته به مناطق گرم تر سفر کنند و يا از روي خونه ما مي گذرند تا به جاهاي گرم تر برن، احتياج به آب و دونه داشته باشند. چه خوبه که همه اون ها بيان توي حياط خونه ما و يا روي بالکن بشينن تا به اونا آب و دونه بدم. دختر کوچولو از فکري که داشت خوشش اومد و با سرعت دست به کار شد. از مادر اجازه گرفت و چند تا ظرف رو که از اونا استفاده نمي شد، با خرده نون خشک پر کرد و اونا رو روي بالکن خونه و توي حياط گذاشت و به انتظار اومدن گنجشک ها نشست. اول يک گنجشک وارد حياط شد و شروع به نوک زدن به خرده نون ها کرد، بعد يکي ديگه و بعد از چند لحظه باز يکي ديگه. بعد از مدتي يک پرنده سياه اومد که نوک بلند و قرمزي داشت و بعد از لحظه اي ديگه يک پرنده کوچک با دم درازي اومد که مرتب دمشو تکان مي داد. از همه زيباتر پرنده اي بود که روي سينه اش يک لکه بزرگ و خوشگل به رنگ قرمز داشت. مادر گفت به اين پرنده مي گن سينه سرخ و خيلي زيباست. حياط خونه پرشده بود از پرنده و دختر قصه ما با خودش گفت: حالا پرنده ها مي دونن که هنگام کوچ، يه کسي هست که براشون آب و دونه بريزه و اون ها مي تونن توي حياط خونه ها استراحت کنند و بعد به سرزمين هاي گرم تر برن. بچه هاي عزيز، شما هم مي تونين خرده نون هاي ته سفره و يا نون هاي خشکي رو که داريد خرد کنيد و براي پرنده ها بريزيد.

منبع : خراسان نیوز

یک شنبه 30 آبان 1389  3:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها