0

تلاش منتظران

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

تلاش منتظران

 

تلاش منتظران

حضرت مهدی

 

سال هاست که در انتظار بهاریم و چشم به راه شکفتن شکوفه ى نرگس.

سال هاست که به امید آمدنش چشم بر آسمان دوخته ایم و دل منتظر داریم و نه چشم و دل، که ذره ذره ى وجودمان فریاد(العجل) دارد و نداى (أدرکنى) سینه مى سوزد و نواى (أین بقیة الله)(1) مى خواند. قلب به ناله ى (الغوث) مى تپد و دست، از آسمان دعا فرو نمى افتد.

 

قدم اگر پیش مى رود، به امید زمینه سازى ظهور اوست و زبان اگر کلامى مى راند، به خیال رضایت اوست و عقل که سرمست نام خوش اوست، راه عشق در پیش گرفته و دنیا را فداى تار موى دوست مى خواهد.

انتظار تو نه تنها ما را، که جهان را در تب و تاب هجر سوخته است. صبح ها طلوع خورشید آغازگر عهدى تازه با توست. عهدى که هر صبح در هر روز بودنمان دوباره و صدباره با تو مى بندیم و بیعت با تو را تازه مى کنیم(2) تا هر روز شیرینى این بیعت با حلاوت را دوباره حس کنیم و این امید هر روز در ما زنده شود که تو مى آیى، هر چند دیر، در روزهاى دور، اما مى آیى و ما هر روز به اشک تو را مى خوانیم.

اى زنده ترین روح حیات! اى شاداب ترین بهار هستى! اى شیرین ترین گشایش دنیا! آیا یاورى هست تا به همراهى اش در فراقت ناله و زارى سر دهم؟(3) آیا چشم گریانى هست تا یار شیون او باشم؟(4) این اشک ها دانه هاى خواهشمند و نشانه هاى نیاز و این فریاد (أدرکنى) ناله ى کسى است که در گرداب غفلت اسیر است و یارى تو را مى طلبد.

بیا، بیا اى چشمه ى سار هستى! اى جویبار معرفت! اى باران خوبى! بیا که در قدمت جان و مال و فرزند و همه ى هستى ام را فدا کنم.(5) بیا که به اشک چشم در قدمت مروارید خیر مقدم بپاشم. بیا اى همه ى خوبى ها! هستى ام و مادر و پدرم به فداى قدمت.(6)

کاش مى آمدى و ما آماده ى آمدنت مى شدیم. کاش بوى بهار در هوا مى پیچید. کاش پا جاى پاى تو مى نهادیم و در منش تو سیر مى کردیم.(7)

گاهى با همه ى انتظارى که دل هامان را شرحه شرحه کرده است، این دنیاى پرفریب صدرنگ چشممان را به خویش مى خواند ودستمان را به خود مى آلاید یا راه نفوذى به دلمان مى یابد وما را در پى خویش فرا مى خواند وشیطان نیز که براى همین فریب مهلت گرفته است، در این میان سر از پا نمى شناسد. این انتظار توست که ما را در برابر این دشمن پر زرق وبرق نگه دار است

کاش خدا یارى مان کند از سستى و تنبلى دست برداریم(8) و راه بهار را به خانه ى دلمان بگشاییم. کاش خدا لطفى کند و تو بیایى.

گاهى با همه ى انتظارى که دل هامان را شرحه شرحه کرده است، این دنیاى پرفریب صدرنگ چشممان را به خویش مى خواند و دستمان را به خود مى آلاید یا راه نفوذى به دلمان مى یابد و ما را در پى خویش فرا مى خواند و شیطان نیز که براى همین فریب مهلت گرفته است، در این میان سر از پا نمى شناسد. این انتظار توست که ما را در برابر این دشمن پر زرق و برق نگه دار است و اگر نبود امید آمدنت، هزار باره در گرداب هلاکت او غرق بودیم. گشایش کار ما در همین انتظار آمدن توست.(9)

آن روز که بهارى شویم و سبز، آن روز که آسمان دلمان آبى باشد، آن روز نسیم انتظار تو بر دلمان وزیده است. به خدا که همین امید آمدنت، حیات جارى در وجود ماست.

زندگى سخت است. آسمان تنگ دست و زمین تنگ دل گشته است.(10)

و ما اگر در کوران جهالت ها و غفلت ها با همه ى سختى هاى زندگى زنده مانده ایم، به همین نسیم حیات است.

کى مى شود که بیایى و لب هاى عطشناک زنده بودنمان را به زلال هستى جارى ات، سیراب کنى؟ کى مى شود که بیایى تا آسمان هم ببارد و زمین به یمن قدومت گشاده و زنده گردد و قلب هاى مرده ى ما نیز روح تازه بیابد؟(11) بیا اى همه ى هستى فداى قدمت! بیا که صبر به پایان رسید و عطش فزونى یافت.

 

پی نوشت:

(1) همان، ص 883.

(2) همان، ص 889: (اللهم انى أجدد له فى هذا الیوم وفى کل یوم عهداو وعقدا وبیعة فى رقبتى).

(3) همان، ص 886: (هل من معین فأطیل معه العویل والبکاء).

(4) همان، ص 886: (هل من جزوع فأساعد جزعه).

(5) همان، ص 884: (لک الوفاء والحمى) وص 869: (فأبذل نفسى و مالى و ولدى و أهلى و جمیع ما خولنى ربى بین یدیک).

(6) همان، ص 884: (بأبى أنت وأمى ونفسى).

(7) همان، ص 905: (واجعلنى ممن یقتص اثارکم ویسلک سبیلکم).

(8) ر.ک: ص 45، پاورقى 7.

(9) مفاتیح الجنان، ص 221: (وضاقت الأرض ومنعت السماء).

(10) ر.ک: ص 58، پاورقى 2.

(11) مفاتیح الجنان، ص 973: (أحى به القلوب المینة).

یک شنبه 15 اردیبهشت 1392  3:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها