0

دلداده

 
shokoofeh
shokoofeh
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 952
محل سکونت : البرز

دلداده

 

به نام خدای عاشقان

مقدمه :
با درود فراوان خدمت همه دوستان و هم وندان گرامی و بزرگوار فرا رسیدن سال نو و آغاز شکوفه های بهاری را به همه شما عزیزان تبریک میگویم .
امیدوارم سال خوب و ‍‍‍شادی را داشته باشید.
آرزوی من شادی و سلامتی همه شما عزیزان است
دلداده کیست ؟ دلداده کسی است که عاشق شده و عشق او را تا به حد جنون کشانده و او را خارج از دنیای پر از نقش های رنگارنگ برده و در عالم خیال همراه و همیشگی یارش است و لحظه ای از او دور نمیشود . عاشقی دلسوخته و با مرام است . نه اهل غیبت است و نه اهل نیرنگ و ریا ؛ صاف و صادق ، در این دنیای رنگارنگ حتی آزارش به مورچه هم نمیرسد ، ولی صد حیف که از زمین و زمان آزار میبیند . خسته است ، ولی خم به ابرو نمی آورد . تنهاست و تنهای تنها و آرزو میکند که ای کاش ، آن یار بیوفا وفادار بود و تکیه گاه او بود تا از این تنهایی که روحش را آزرده کرده خلاص شود . اما دل یارش در جای دیگر اسیر یک یار دیگر بود . سرگذشتی عجیب را تجربه میکند. تجربه ای که بیشتر آن تلخی و ناکامی و درد و رنج است . خوشی و شادی دیواریست محکم و سد راه ورود او به دنیای خود شادی است . گویی نصیبش از این زندگی چیزی جز درد و غم و تنهایی چیزی نیست . محرم و همراز او فقط یک ساز شکسته است و هوای غبار آلود و دود آلود سطح شهر است . به هر که خوبی میکند ، از او بدی میبیند . ولی با این همه درد و رنج و غم ، لبخند از روی لبانش گم ُنمیشود . دلش همچون آینه صاف است و با این همه بدی هایی که در حقش میکنند باز هم او هیچ کینه ای از آنها به دل نمیگیرد. کاش تا زمانی که زنده است بتوانیم دستش را بگیریم و بتوانیم او را به سوی زندگانی بکشانیم . تا دوباره بتواند با امید به زندگی ادامه دهد . مگر این نیست که در دین توصیه شده دست ضعیفان و درماندگان را بگیریم تا اهورامزدا نیز در دنیای دیگر دستگیری کند . مهربانیش ، لطف و صفایش و دل باختنش وصف نشدنی است . او حتی با غم دشمنانش هم غمگین میشود . دشمنانی که حتی روی دیدن او را ندارند . دنیای عجیبی دارد . او حتی معلولین و عقب مانده های ذهنی را هم دوست دارد و آنها را فرشته ای از نسل زمین میداند ، چرا که بی گناه و معصوم هستند .
به قول سعدی :
بنی آدم اعضای یکدیگرند ............................... که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار ..................................... دگر عضو ها را نماند قرار
اگر بتوانیم گوشه ای از کارهای دلداده را انجام دهیم ؛ دنیای ما گلستانی پر از گلهای زیبای همیشه بهار میشود .
امیدوارم از خواندن این مطالب لذت کافی ببرید .
تا درودی دیگر بدرود .
...........................................
......................................
..............................................
 
 
 
داستانک

 

قوم من ترنج را با پوست می خورند

 راستی! کسی زلیخا را ندیده است؟

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392  11:58 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها