0

فرمانده توپخانه

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12867
محل سکونت : قم

فرمانده توپخانه

عملیات‌ کربلای‌10 ؛ جابه‌جایی‌ میدان‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌

 


 از جمله‌ شهیدان‌ عملیات‌ کربلای‌10  «حسن‌ شفیع‌زاده» فرمانده‌ توپخانه‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ بود که در یكی از شبهای عملیات، در دست نوشته‌هایش می‌نویسد: «خدایا من به جبهه نبرد حق علیه باطل آمده‌ام كه جان خود را بفروشم. امیدوارم خریدار جان من تو باشی. ... به حق محمد و آلش مرا زنده به شهر و دیارمان برنگردان. دلم می‌خواهد در آخرین لحظه‌های زندگی، بدنم و جسمم آغشته به خون در راه تو باشد. ...»


شهید حسن‌ شفیع‌ زاده

مرداد سال 1336 ه ش در یك خانواده مذهبی در شهرستان «تبریز »متولد شد و تحت تربیت پدر و مادری مومن، متدین و مقلد امام (ره) پرورش یافت. از همان كودكی در مجالس دینی از جمله برنامه‌های سوگواری امام حسین(ع) حضور داشت و عشق خدمتگزاری به آستان شهیدپرور حضرت اباعبدالله(ع) در عمق وجودش ریشه دوانید. سادگی، بی‌آلایشی و گذشت او در سنین كودكی زبانزد همه بود. حق را می‌گفت ولو به ضررش تمام می‌شود. در محله شاخص و محور همسالان خود بود. به مسجد كه می‌رفت چون بزرگترها عمل می‌نمود و از جمله كسانی بود كه در پذیرایی عزاداران حسینی نقش فعالی داشت.

در سن 12 سالگی از نعمت پدر محروم گردید. چون فرزند ارشد خانواده بود با آن روحیات و مردانگی‌اش عملاً‌ غمخوار مادر فداكار و دلسوز خود شد.

 

با جدیت تمام و احساس مسئولیت، بیشتر از گذشته هم درس می‌خواند و هم به مادرش در اداره امور منزل كمك می‌كرد و از مساعدت به خواهر و برادرانش نیز دریغ نداشت. ضمن اینكه به ورزش وبه خصوص وزنه‌برداری علاقمند بود، در دوران تحصیل، دانش‌آموزی باوقار، محجوب، مودب و كوشا بود و همواره سعی می‌كرد تكالیف دینی خود را انجام دهد.

پس از اخذ دیپلم به سربازی رفت و همزمان با اوج‌گیری حركت توفنده انقلاب اسلامی در سایه رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره)، با روحانیون معظم در تبعید، همچون شهید آیت‌الله مدنی و شهید آیت‌الله دستغیب در تماس بود و در داخل پادگان، فعالیتهای زیادی جهت راهنمایی نظامیان و خنثی كردن تبلیغات حكومت نظامی انجام می‌داد و در همان حال به پخش پیامها و اعلامیه‌های رهبر عظیم‌الشان انقلاب در داخل و خارج پادگان نیز می‌پرداخت.

 به دنبال تشكیل سپاه، به همراه دیگر برادران،‌ اولین هسته‌های مسلح سپاه را پی‌ریزی كرد و در سمت فرمانده عملیات سپاه« تبریز» در سركوبی خوانین و اشرار آذربایجان و حزب منحرف خلق مسلمان نقش فعال داشت.

هنگامی كه به همراه شهید« باكری» در سپاه «ارومیه» انجام وظیفه می‌كرد به عنوان مسئول عملیات برای ایجاد امنیت آن منطقه، در درگیریهای متعدد برای سركوبی گروههای فاسد تلاش شبانه‌روزی نمود و توانست در تشكیلات حزب منحله دمكرات نفوذ كرده و باعث متلاشی شدن آن و دستگیری و اعدام تعداد زیادی از كادرهای آنان گردد.

بهترین و پرثمرترین لحظات حضور در سپاه تبریز، روزهایی بود كه در بیت شهید آیت‌الله «مدنی(ره)» به عنوان مسئول تیم حفاظت او انجام وظیفه می‌نمود. در جوار آن عالم عارف و مهذب بود كه غنچه‌های خلوص، صداقت، ایثار و زهد شهید «شفیع‌زاده »گل كرد و بعدها در جبهه‌های نبرد نور علیه ظلمت میوه داد.

با شروع جنگ تحمیلی و محاصره« آبادان»، با یك دسته خمپاره‌انداز كه تحت مسئولیت شهید «باكری» اداره می‌شد به جبهه‌های جنوب شتافت. او به همراه تعدادی دیگر از رزمندگان برای حضور در جبهه« آبادان» با تحمل مشقات چندین روزه ، از طریق« ماهشهر» و به وسیله لنج از راه «خورموسی » خود را به این شهر رساند و در ایستگاه هفت مستقر گردید. بعدها با فرمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر شكستن محاصره ی« آبادان»، نقش تاریخی خود را در دفع متجاوزان و اشغالگران بعثی ایفا نمود.

پس از عملیات «طریق‌القدس »به عنوان رئیس ستاد تیپ «كربلا» انجام وظیفه كرد و در شكل‌گیری، انسجام و فرماندهی آن نقش اساسی داشت.

اوج هنرنمایی و شكوفایی خلاقیت او در عملیات« والفجر 8 »تجلی یافت. آتش پرحجم و متمركزی كه با برتری كامل، علیه دشمن اجرا نمود، به اعتراف فرماندهان اسیر عراقی، در طول جنگ كسی به خود ندیده بود؛ زیرا قسمت اعظم یگانهای دشمن، قبل از رسیدن به خط مقدم و درگیری با رزمندگان اسلام، منهدم می‌شدند

 

در عملیات پیروزمندانه« فتح‌المبین» معاون فرمانده تیپ« المهدی(عج)» بود و خاطره رشادتها و جانفشانیهای او در اذهان مسئولین جنگ و همرزمانش هرگز از یاد نمی‌رود.

پس از این عملیات، با اندیشه بلندی كه داشت و تجربیاتی كه كسب كرده بود، متوجه گردید كه با گسترش سازمان رزمی مردمی، برای انجام عملیات بزرگ، نیاز به تشكیلات پشتیبانی آتشی به نام توپخانه می‌باشد. با همفكری تنی چند از فرماندهان، ضمن پی‌ریزی و سازماندهی اولین آتشبارهای توپخانه، مسئولیت هماهنگی پشتیبانی آتش در قرارگاه« فتح» در عملیات« بیت‌المقدس» را به عهده گرفت و به خوبی از عهده این وظیفه بزرگ برآمد. او با برخورداری از قدرت ابتكار، خلاقیت و آینده‌نگری، همیشه طرحهای درازمدت ، كه مبتنی بر واقع بینی در كارها و برنامه‌ها بود – ارائه می‌داد، ضمن آنكه بر مساله آموزش نیروها نیز تاكید فراوان داشت.

بعدها با تلاش بی‌وقفه و شبانه‌روزی خود قبضه‌های غنیمتی را در قالب توپخانه‌های لشكری و گردانهای مستقل توپخانه به سرعت سازماندهی كرد و در عملیات« رمضان»، اكثریت قریب به اتفاق توپها را علیه دشمن بعثی بكار برد. در ادامه، با به دست آوردن توپهای غنیمتی بیشتر، گروههای توپخانه را به استعداد چندین گردان شكل داد. این گروهها بازوهایی قوی برای فرماندهی قوای رزمی و پشتیبانی محكم برای رزمندگان بودند.

عملیات

در نبردهای« خیبر»،« والفجر 8»،« كربلای 1»،« كربلای 4»،« كربلای 5» كه سپاه به لحاظ عملیاتی مسئولیت مستقلی داشت، پشتیبانی آتش كل منطقه عملیات، با رهبری و هدایت او انجام گرفت.

اوج هنرنمایی و شكوفایی خلاقیت او در عملیات« والفجر 8 »تجلی یافت. آتش پرحجم و متمركزی كه با برتری كامل، علیه دشمن اجرا نمود، به اعتراف فرماندهان اسیر عراقی، در طول جنگ كسی به خود ندیده بود؛ زیرا قسمت اعظم یگانهای دشمن، قبل از رسیدن به خط مقدم و درگیری با رزمندگان اسلام، منهدم می‌شدند.

شهید «شفیع‌زاده »در انجام واجبات و ترك محرمات كوشا بود. به مستحبات اهمیت می‌داد. اهل نماز شب بود. كم سخن می‌گفت و با كردارش دیگران را به عمل صالح دعوت می‌كرد.

از تشریفات و تجملات به شدت دوری می‌جست و سادگی و بی‌آلایشی را مشی خود قرار داده بود. از زمانی كه خود را شناخت همواره در سعی در تلاش بود. در ایام پیروزی انقلاب اسلامی شب و روز نمی‌شناخت و بعد از آن، در طول جنگ تحمیلی، مخلصانه انجام وظیفه می‌نمود و هرگز راحت در بستر نخفت.

هشتم اردیبهشت 1366 در منطقه عملیاتی« كربلای 10» در شمالغرب (منطقه عمومی ماووت) در حالی كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروی وی مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به آرزوی دیرینه خود نایل شد و با بدنی قطعه قطعه و غرق به خون به دیدار معشوق شتافت.

او همان‌طوری كه در عرصه نبرد با دشمن متجاوز مراتب بالایی از توان و تخصص، مدیریت و پشتكار را ارائه داد، در میدان نبرد با نفس اماره نیز موفق و سربلند بود. ایثار و از خودگذشتگی، بخصوص اخلاق او كم‌نظیر بود و نهایت دقت و مراقبت را به عمل می‌آورد كه اعمال و فعالیتش تماماً خالص و قربه الی الله باشد.

او با اقتدار به مولایش امام حسین(ع) شهادت را فوز عظیم می‌دانست و همواره مشتاق آن بود.

این عملیات كه اولین عملیات گسترده در غرب كشور بعد از انتقال میدان اصلی جنگ از جنوب به شمال، بود، به همت سپاه‌ پاسداران طراحی و اجرا شد. نكته برجسته این عملیات، اجرای هم‌زمان دو تك منظم و نامنظم بود

عملیات گسترده کربلای 10

طی‌ عملیاتی‌ به‌ نام‌ کربلای‌10  که‌ در غرب‌ کشور به‌ اجرا درآمد، مناطق‌ بسیاری‌ به‌ دست‌ رزمندگان‌ آزادشد. حضور نسبتا گسترده‌ اکراد معارض‌ عراقی‌ در این‌ مناطق‌ سبب‌ گردید تا در مرحله‌ نخست‌ گشایش‌ جبهه‌ تازه‌ در غرب‌ کشور، تلاش‌ها عمدتا به‌ اتصال‌ عقبه‌ مناطق‌ آزاد شده‌ به‌ ایران‌ و بازشدن‌ عقبه‌ نیروهای‌ معارض‌ معطوف‌ شود.  منطقه‌ عمومی‌ این‌ عملیات‌ در محور بانه‌-  سردشت‌ از شمال‌ به‌ رودخانه‌ مرزی‌ «گلاس»، از جنوب‌ به‌ رودخانه‌ «آوسیویل»، از شرق‌ به‌ «سورکوه» و از غرب‌ به‌ ارتفاعات‌ «گرده‌رش» و سپس‌ ارتفاعات‌ عمومی‌ «آسوس» منتهی‌ می‌شد. این‌ منطقه‌ دارای‌ عوارض‌ حساس‌ و ارتفاعات‌ نسبتاً‌ بلند و صعب‌العبور است.

این‌ عملیات‌ که‌ نخستین‌ عملیات‌ گسترده‌ در غرب‌ کشور پس‌ از انتقال‌ میدان‌ اصلی‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ بود، هماهنگ‌ با تک‌ نیروهای‌ منظم‌ در جبهه‌ ماووت‌ و عملیات‌ نامنظم‌ قرارگاه‌ رمضان‌ و اتحادیه‌ میهنی‌ کردستان‌ عراق‌ در شمال‌ سلیمانیه‌ انجام‌ گرفت. 

 

بررسی عملیات كربلای 10با رویکرد ارتش

با فرماندهی قرارگاه نجف نیروهای ایرانی در منطقه شمالغرب توانستند عملیات گسترده ای را در خاك عراق انجام دهند. این عملیات با همكاری نیروهای نامنظم قرارگاه رمضان و اتحادیه میهنی كردستان عراق با رمز یا صاحب الزمان (عج) ادركنی آغاز گردید و حدود 12روز به طول كشید تا اغلب اهداف مورد نظر به تصرف نیروهای ایرانی درآمد. هر چند الحاق بین دو قرارگاه صورت نگرفت، ولی گستردگی عملیات نشان داد كه در این منطقه نیز می توان اهداف قابل توجهی را تصرف كرد.

 

بررسی عملیات كربلای 10 با رویکرد سپاه

این عملیات كه اولین عملیات گسترده در غرب كشور بعد از انتقال میدان اصلی جنگ از جنوب به شمال، بود، به همت سپاه‌ پاسداران طراحی و اجرا شد. نكته برجسته این عملیات، اجرای هم‌زمان دو تك منظم و نامنظم بود. هماهنگ با تك نیروهای منظم در جبهه ماووت، نیروهای نامنظم قرارگاه رمضان و اتحادیه میهنی كردستان عراق مستقر در یاغسمر (شمال سلیمانیه) می‌بایست دو قرارگاه دشمن را منهدم می‌كردند و منطقه تحت نفوذ اتحادیه میهنی (طالبانی‌ها) را به منطقه‌ای كه در عملیات منظم آزاد می‌گردید، متصل می‌كردند. فرماندهی عملیات منظم را قرارگاه نجف و فرماندهی عملیات نامنظم را قرارگاه رمضان بر عهده داشتند. در مراحل اولیه این عملیات اغلب اهداف مورد نظر تصرف شد، لیكن در ادامه عملیات ـ كه ده شبانه‌ روز به طول انجامید ـ الحاق بین دو قرارگاه صورت نگرفت و هدف‌های عملیات ناقص ماند.

 

 

پنج شنبه 29 فروردین 1392  7:49 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها