0

وقتی پای خدا در میان باشد...

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

وقتی پای خدا در میان باشد...




از جمله مباحث مهمی که در ارتباط با عقاید اسلامی مطرح می شود، موضوع نسبت دین با اخلاق است. آیا اخلاق و امور اخلاقی جزء دین است یا خارج از هویت دین مطرح می شود؟ اگر اخلاقیات جزء دین است چرا برخی از انسانهای اخلاق مدار دیندار نیستند و یا بالعکس برخی از دینداران به برخی از اخلاقیات توجهی ندارند؟! در این نوشتار می کوشیم به این موضوع بپردازیم.


دین و اخلاق، مسأله این است!

دین اسلام مجموعه دستورات و احکامی است که به طور کلی در سه بخش اساسی قابل تقسیم بندی است:

1-    مباحث عقیدتی و فکری که همان اصول عقاید هستند.

2-    مباحث اخلاقی و اخلاقیات که از طریق تهذیب نفس حاصل می گردند.

3-    دستورات عملی و احکام شرعی که همان فروع دین می باشند.

 این سه بخش اصلی در دین شاکله ی اصلی دین را تشکیل می دهند و سعادتمندی از نظر دینی رسیدن به کمال در هر سه بخش می باشند که البته هر یک نیز شامل جزئیات و زیر مجموعه هایی هستند.

براساس این تقسیم بندی در مورد عناصر اصلی دین، معلوم می شود که اخلاق و عمل به فرامین وجدانی خود بخش مستقلی است که در ذیل عناصر اصلی دینی تعریف می شود.

 
وجدان بدون دین!

با توجه به آنکه اخلاق رابه عنوان یکی از عناصر اصلی در دین معرفی نمودیم، می توان این پرسش مهم را طرح نمود که در این صورت آیا انسان بدون دین نمی توانست به اخلاقیات برسد؟ وجدان چه ارتباطی با دین دارد؟

وجدان اخلاقی یا همان فطرت الهی انسان تنها در سایه دین می تواند به طور دقیق و کامل و در مورد همه ی انسانها اجرا شود. در حالی که بدون دین، محاکمه ی وجدان تنها تا جایی کار آیی دارد که منافع فرد و ارتباطات او با سایر مردم در اجتماع مورد خدشه واقع نشود. محاسن اخلاقی که به تعبیر غربی آن، اخلاق سکولار نامیده می شود یعنی اخلاق منهای دین و ایمان به خدا، در حالی که مکارم اخلاقی که هدف اصلی دین نیز در آن خلاصه می شود اخلاقی متعالی در سایه ی ایمان به خداست


در پاسخ به این پرسش مهم باید گفت وجدان اخلاقی در همه ی انسانها وجود دارد و به تعبیر قرآن کریم ، نفس لوامه ای است که همچون محکمه ای عادلانه انسان را در خوبی ها تشویق و در بدی های اخلاقی مجازات می نماید. براین اساس حتی اگر دین هم نبود همه ی انسانها به حکم وجدان خود خوبی ها و بدی ها را می شناختند و به آنها ملزم بودند. چنانچه مشاهده می شود در مورد بسیاری از افرادی که دین دار نیستند اما به اخلاقیات احترام می گذارند و مثلا اهل دوزخ و غیبت نیستند و مهربانی و کمک به دیگران می کنند. در واقع آنچه از محسنات اخلاقی و رذایل ضد اخلاقی انسان را ملزم به رعایت می کند، دین نیست بلکه وجدان درونی خود انسانهاست. در واقع وجدان بدون وجود دین هم کار کرد دارد و آنچه از آن به انسانیت تعبیر می شود و وجدان در درون همه ی انسانها به فطرت الهی موجود است.

 
نقش دین در وجدان و اخلاقیات!

حال با توجه به آنکه اخلاقیات امور وجدانی  انسانی هستند که بدون وجود دین نیز برای انسانها قابل شناخت می باشند، نقش دین در این میان چیست؟ و دین در مقابل وجدان چه می کند؟!

در واقع باید گفت دین و دستورات دینی با طرح مسأله قیامت و زندگی اخروی و گشودن افق روشنی از آینده در پیش چشم انسان، او را از این ماده و دنیای فانی فراتر می برد ودر واقع تضمین و ضمانت نامه ی محکم و اجرایی در مورد اخلاقیات در اختیار انسان قرار می دهد. به بیان دیگر دین ضمانت اجرای کامل و اتم اخلاقیات و امور اخلاقی است که به حکم وجدان برای انسان شناخته شده است. بدین ترتیب اخلاق و وجدان تنها در پرتو دین است که می تواند به طور دقیق و کامل و در مورد همه ی انسانها اجرا شود. در حالی که بدون دین در محاکمه ی وجدان تنها تا جایی کار آیی دارد که منافع فرد و ارتباطات او با سایر مردم در اجتماع مورد خدشه واقع نشود.

دین اخلاق را پر می دهد!

براساس نقشی که دین در اجرای اخلاقیات و کنترل وجدان دارد کاملا مشخص است که دین انسانها را برآن می دارد که علاوه برتفاهم میان خویش برای زندگی اجتماعی آرام که به حکم غریزه و عقل منفعت جوی آدمی رقم می خورد، به دنبال کسب سعادت ابدی خویش در ترسیم روابطی صحیح میان خود و خدا باشند. در حقیقت با اصلاح رابطه ی انسان با خدا که همان ایمان دینی است، روابط اجتماعی فرد دیندار نیز در پرتو اخلاقی دین مدار ترسیم می شود.

 
اخلاقیات، عنصر دینی اند؟

از آنچه گذشت و ارتباط میان اخلاقیات و دین و نقش دین در بالاتر بردن ارزشهای اخلاقی و نیز ضمانت اجرایی آن، اکنون می توان به تقسیم بندی نخستین از عناصر دین اشاره نمود که براساس یک تقسیم بندی از عناصر شاکله ساز دین، عقاید، اخلاق و احکام عناصر و مۆلفه های اصلی دین هستند. با دقت ویژه ای که در این سخن و ارتباط اخلاق و دین می شود، معلوم می گردد مقصود از اخلاق به عنوان یکی ازعناصر شاکله ی دین، در واقع اخلاق متعالی و برتری است که در سایه ی ایمان به خدا برای انسان مطرح  می شود. چرا که اخلاق وجدانی که در واقع کف و سطح اولیه ی اخلاق است توسط وجدان و به حکم فطرت در همه ی انسانها وجود دارد و قابل فهم و شناخت است اما آنچه دین به عنوان اخلاق مطرح می نماید سطح عالی و برتر اخلاق است که از وجدان اخلاقی نشأت می گیرد و در سایه ی ایمان به خدا رشد می کند. این مطلب همان چیزی است که مضمون سخن نبی اکرم اسلام (ص) را بیان می دارد که حضرت (ص) فرمودند: إنی بعثت لاتَمّم المکارم الاخلاق، من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

 
مکارم اخلاقی، محاسن اخلاقی

در اصل آنچه به حکم وجدان همه ی انسانها می شناسند و بدون دین شاید بتوانند تا حدودی آن را اجرا نمایند محاسن اخلاقی هستند که به تعبیر غربی آن ،اخلاقی سکولار می باشند. یعنی اخلاقی منهای دین و ایمان به خدا. این سطح از اخلاق سطح نازله ی اخلاق است که البته ضمانت اجرا محکمی نیز ندارد و در بسیاری از موارد تابع مصالح فرد است. در حالی که مکارم اخلاقی که هدف اصلی دین نیز در آن خلاصه می شود اخلاقی متعالی در سایه ی ایمان به خداست. اخلاقی که در دین معنا می یابد. و البته روابط اجتماعی خرد را نیز سامان می بخشد. براین اساس برای سعادت ابدی باید به دنبال کسب مکارم اخلاق بود و گرنه محاسن اخلاقی را کسب نمودن، هنر چندانی نخواهد بود!

براساس نقشی که دین در اجرای اخلاقیات و کنترل وجدان دارد کاملا مشخص است که دین انسانها را برآن می دارد که علاوه برتفاهم میان خویش برای زندگی اجتماعی آرام که به حکم غریزه و عقل منفعت جوی آدمی رقم می خورد، به دنبال کسب سعادت ابدی خویش در ترسیم روابطی صحیح میان خود و خدا باشند. در حقیقت با اصلاح رابطه ی انسان با خدا که همان ایمان دینی است، روابط اجتماعی فرد دیندار نیز در پرتو اخلاقی دین مدار ترسیم می شود

وقتی پای خدا در میان باشد....

با توجه به مجموع آنچه در مورد ارتباط اخلاق و دین گفته شد، معلوم می شود که دین بدون اخلاق مکرمتی (اخلاق متعالی) معنا ندارد و اخلاق بدون دین ضمانت اجرا ندارد و به حد نهایی و کمال خود نمی رسد.

اگر کسی دروغ نمی گوید وقتی می توان کار او را ارزشمند دانست که بخاطر ایمان به خدا باشد و گرنه برای اصلاح روابط و حفظ منافعش در اجتماع دروغ نگفتن ارزش اخلاقی متعالی نخواهد داشت. تنها وقتی ایمان به خدا مطرح باشد می توان اخلاق حقیقی و انسانها ی اخلاق مدار واقعی را دید!

 
چکیده :

وجدان اخلاقی یا همان فطرت الهی انسان تنها در سایه دین می تواند به طور دقیق و کامل و در مورد همه ی انسانها اجرا شود. در حالی که بدون دین، محاکمه ی وجدان تنها تا جایی کار آیی دارد که منافع فرد و ارتباطات او با سایر مردم در اجتماع مورد خدشه واقع نشود. محاسن اخلاقی که به تعبیر غربی آن، اخلاق سکولار نامیده می شود یعنی اخلاق منهای دین و ایمان به خدا، در حالی که مکارم اخلاقی که هدف اصلی دین نیز در آن خلاصه می شود اخلاقی متعالی در سایه ی ایمان به خداست.

شنبه 10 فروردین 1392  9:36 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها