صراط مستقیم
فاطمه زهرا، امالائمه و بانوی بزرگ اسلام، که سلام خدا بر او باد، به شهادت رسید و عالم خلقت را در غم جانگداز فراقش نهاد. همه هستی در این داغ به سوگ نشست و تاریخ بار سنگین این اندوه را برای همیشه بر دوش گرفت. او دنیا را وداع گفت امّا چراغ هدایت او تا ابد تابناک و روشن خواهد ماند؛ چرا که او راه راست و جادّه رستگاری بود، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم، فرمود: «خداوند علی و همسرش فاطمه و پسرانش را حجتهای خدا بر مردم قرار داد. آنان درهای علم و آگاهی امتند؛ هرکه از آنان هدایت جوید، به راه راست هدایت شود». اینک ما خدا را به این آیه مبارک از قرآن میخوانیم که: «اهدنا الصراط المستقیم»؛ خداوندا، ما را به راه راست هدایت کن و در مسیر پیروی از آن بانوی بزرگ راهمان بر.
مهبط ملائک
سالهاست که حضور خوشبوی تو بهانه نزول فرشتگان آسمان به زمین است و خانه نورانیات مهبط پرمهر فرشتگان. این زنجیره شوق در تمام لحظات بودن تو پاره نشد. دستهای میآمدند و دستهای سرشار از نور مهر تو به عرش پر میگشودند. دستهای تحفههای الهی میآوردند و دستهای نور ناب، و اینک نه خانه تو، نه کوچه بنیهاشم و نه مدینه، که عالم خلقت از عرش تا فرش در عزاست. آسمان و زمین به سوگ ایستاده است و فرشتگان خدا سوگوارانی هستند که داغ شهادت جانسوز تو را بر دوش میکشند.
فرشتگانی که به فرموده امام صادق علیهالسلام هر صبح و شام، ساعت به ساعت و در هر چشم برهم زدن، بر این مأمن نور نازل میشدند، اینک دم به دم رفتن جانگداز تو را تعزیت میگویند.
خانه رحمت
گرسنهای درمانده از رنج گرسنگی، شکایت به سوی پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میبرد. پیامبر او را به منزل همسرانش میفرستد تا او را به خوراکی مهمان کنند، امّا پاسخ میشنود که جز آب در خانه ما چیزی نیست. علی علیهالسلام مهمان را به خانه خود میخواند، در خانه کوچک و آسمانی فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز جز غذای اندکی برای کودکان چیزی نیست. امّا چشمهسار رحمت دخت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم هرگز لبی را تشنه نمیگذارد. آن بانوی الهی میفرماید: «چیزی جز غذای کودکان در خانه نیست امّا ما مهمان را بر خود مقدم میداریم». فاطمه علیهاالسلام کودکان را سرگرم میدارد و علی علیهالسلام از مهمان پذیرایی میکند و آسمان در شگفت از این همه ایثار و رحمت، نزول این آیه مبارکه را به تماشا میایستد که: «دیگران را بر خود مقدم میدارند هر چند خود بدان نیازمند باشند و کسانی که از بخل نفس خود مصون مانند همانا آنان رستگارانند».
گریه آسمان
مدتی کوتاه از رحلت جانسوز پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میگذرد. عالم خلقت هنوز بار این سوگ عظیم را بر دوش میکشد. داغ فراق پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم برای آنها که جایگاه او را چنان که باید نمیشناختند، قابل تحمل نبود، چه رسد به تو که به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نزدیکترین بودی؛ سرشار بودی از معرفت و عشق به رسول خدا. داغ رحلت آن اسوه رحمت، سینه داغدارت را میسوزاند و وهم این آتش پرسوز اشکهایی بود که لحظهای نباریدن را تاب نمیآورد. اشکهای تو، ای دختر رسول خدا، اگرچه سوز سینه تو را مرهم مینهاد، امّا بر جان عالم خلقت آتش اندوه میزد.
مهمان آسمانی
حتی به قدر لحظهای کوتاه هم دنیا برای تو جای ماندن نبود؛ که تو هدیهای آسمانی بودی که تنها برای گذری کوتاه به مهمانی عالم خاک آمده بودی تا رایحه حضورت را در آفرینش بپراکنی؛ تا آسمانی بودن، الهی بودن و از خاک بریدنِ انسان معنا گیرد؛ تا عشق به خدا و رسول خدا و صبوری در راه خدا تصویر شود؛ تا پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم، این عصاره مظلومیت و رنج، تنها نماند؛ تا علی علیهالسلام، این آینه بردباری و ایمان، در کشاکش ظلم و عصیان بییاور نماند. اکنون که بار مسئولیت را به مقصد رساندهای؛ اکنون که حجت را تمام کردهای و پدر بزرگوارت از دنیا رخت بربسته است، تو نیز در بهار جوانی چشم به آسمان دوخته، در انتظار عروجی. درود خدا بر تو باد، ای آسمانیترین میهمان خلقت.
آینه سعادت
فاطمه زهرا علیهاالسلام در فضیلت و شرافت و بلندی مرتبه دُرِّ درخشان عالم اسلام است. او برترینِ زنان عالم، مادر ائمه معصومین علیهالسلام و رابطه بین نبوّت و امامت است و آنچه مایه این بلندی مقام و دلیل این بزرگی رتبه است، اخلاص بیپایان او در عمل، بیرغبتی وافر او نسبت به دنیا، عبادتهای بیشمار، انفاق وصفناپذیر، و صبوری بیانتهای او در راه خداست. آسمانی بودن، الهی بودن و از دنیا و عالم خاکی گریزان بودنِ آن بانوی الهی آینهای است که راه سعادت و رستگاری ابدی را به تصویر میکشد. باشد که ما نیز رهرو راه پرخیرِ آن بانوی آسمانی باشیم.
دریای کرم
چند روزی است که کودکان گرسنهاند. در خانه فاطمه علیهاالسلام، برترین بانوی عالم، خوراکی یافت نمیشود. سلمان یار وفادار اهل بیت ـ که خود نیز دستی تهی دارد ـ برای یاری نیازمندی گرسنه، از آن چشمهسار رحمت و کرم یاری میطلبد و فاطمه زهرا علیهاالسلام که هرگز سائلی را نرانده و بر سینه درماندهای دست ردّ نزده است، اینبار پیراهنش را به سلمان میدهد تا بفروشد و غذایی برای آن سائل درمانده تهیه کند. سلمان غذایی تهیه میکند و قدری از آن را برای فاطمه زهرا علیهاالسلام و فرزندان او میآورد. امّا از آن بانوی بزرگ چنین میشنود: «ای سلمان، اگر بخششی داشتم، برای خدا بوده است. هرگز از آن برای خود چیزی برنخواهم داشت».
آینه صبوری
چندی از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میگذرد. حقوق اهل بیت پیامبر پایمال ظلم گشته و عهدها از یاد رفته است. فاطمه زهرا علیهاالسلام، یادگار آن خورشید رسالت، داغدیده و رنج کشیده و تنها، رو به مسجد میکند تا به خطابهای بر دلهای خاموش و یخزده اطرافیان جرقهای زند. خطابه این بانوی بزرگ آینهای است از صبوریها، آگاهیها و روشنگریها. ایشان در ابتدا رضای خواست الهی را به زیباترین صورت به تصویر میکشد و میفرماید: «سپاس خدای را بر آنچه انعام فرموده و شکر همو را بر آنچه الهام نموده و ثنا و ستایش بر آنچه از پیش ارزانی داشته. ستایش او را به پاس همه نعمتها و مواهب و هدایایی که پیوسته بشر را احاطه کرده و پیاپی از سوی او بر انسان نازل شده که شماره آنها از حوصله عدد بیرون است و مرزهای آن از حد جبران و پاداش فراتر و دامنه آن تا ابد از حیطه ادراک بشر گستردهتر».
آسمانیترین
بهشت اینک، آغوش گشاده و چشم به راه، از اشتیاق ملایک لبریز است تا تو قدم برنِهی و به یمن حضورت هستی دوبارهاش بخشی. گوارا باد بر تو! قدم برنِه و بار رنج و اندوه این سفر کوتاه و پردردت را به عالم خاک بر زمین بگذار. گوارا باد بر تو بهشت! ای زینت بهشت، آغوش پدر را ببین که گشاده است برای درآغوش گرفتن تو، بار درد اندوه غربت و بیوفایی را بر زمین بگذار و قدم در بهشت گذار که بهشت تشنه دیدار توست، ای آسمانیترین.
منزلت والا
مقام بلند و منزلت والای صدیقه کبری، دُردانه درخشان خاتم پیامبران، تا آنجاست که رسول خدا در اینباره خطاب به سلمان، صحابی وفادارشان، میفرمایند: «ای سلمان، هرکه فاطمه دخترم را دوست بدارد، در بهشت همراه من است و هرکه با او دشمنی کند، در آتش دوزخ است. ای سلمان، دوستی فاطمه در صد گذرگاه راهگشاست که آسانترینِ آن گذرگاهها لحظه مرگ و تنهایی قبر و گاهِ حساب و حشر و گذر از پل صراط است».
نماز آسمانی
نور نماز فاطمه علیهاالسلام امشب زمین و آسمان مدینه را روشن نمیکند؛ نوری که تا دیروز مدینه را چون دانه دُرّی درخشان مینمود. به فرموده پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم : «آن گاه که فاطمه علیهاالسلام در محراب در مقابل پروردگارش به نماز میایستاد، نورش برای ملایکه آسمان چون نور ستارگان برای اهل زمین میدرخشید و خداوند خطاب به ملایکهاش میفرمود: ای ملایکه من، به بندهام فاطمه بانوی بندگانم بنگرید که در برابر من ایستاده است و اعضایش از ترس میلرزد. او با قلب خویش به عبادتم ایستاده است. شما را گواه میگیرم که دوستدارانش را از آتش دوزخ امان دادم».
طلب یاری
ای دختر رسول خدا؛ ای بهانه هستی عالم؛ ای بزرگترین اسوه صبر، اینک آنگونه جانسوز و جانگداز میروی که چشمهای صبورترین و مظلومترین بنده خدا، علی مرتضی علیهالسلام، نیز لحظهای نباریدن را تاب نمیآورد. آینه مهربانی و رحمت بودی و اینک با دریایی از درد و اندوه میروی. برای صبوری و تحمل آمده بودی و اینک با کوهی از بارِ سختی و مصیبت باز میگردی. آمده بودی برای صبوری، برای بردباری و ایستادگی؛ برای آنکه در کودکی مادرِ پدر باشی و در جوانی یاور همسر و اینک همسرِ داغدارِ توست که به تنهایی بار آن همه مصیبت را با درد فراق تو یکجا به دوش میکشد با غسل دادن تو، همه دردها و رنجها را دوره میکند، اشک میریزد، امّا تاب میآورد. همه صبوری تو و همه بردباری این لحظههای پر درد همسرت علی علیهالسلام برای آن بود که گوهر اسلام تابنده بماند و اینک ما دوستداران و عاشقان تو امانت دارانِ آن گوهریم و در حفظ این امانت از تو یاری میخواهیم. یاریمان کن که سخت محتاجیم.
پیمان با اشک
ما دوستداران و عاشقان تو، ای فاطمه، ای گوهر درخشان هستی، ای اسوه ایمان و معرفت ای الگوی عفاف و تقوا، با اشکهامان که زلالترین گواه عشق ماست، با تو پیمان میبندیم که چشم از آسمان نورانی ایمان بر نداریم؛ عفاف را از تو بیاموزیم؛ پرهیزگاری و بیرغبتی به دنیا را در آینه منش تو ببینیم؛ و دفاع از ولایت را از تو که دمی از پای ننشستی فرا گیریم. امروز ما جوانان با اشکهایمان با تو پیمان میبندیم ـ ای گل سرسبد جوانیها؛ ای جوهره خلقت؛ ای بوی خوش بهشت ـ که دوستدار تو باشیم و به نادانی دلت را نیازاریم و به غفلتمان آزرده خاطرت نکنیم.
گفتاری در کرامت بانو
عبدالحمید ابن ابی الحدید در کرامت فاطمه زهرا علیهاالسلام چنین میگوید: «رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فاطمه را بزرگ میداشت و اکرام میکرد، اکرامی بسیار زیاد بیش از آنچه کسی گمان کند و بیش از آنچه هر مردی دخترش را بزرگ بدارد و بیش از آنچه پدری فرزندش را دوست بدارد. آنگونه که در محلهای مختلف در جمع خواصّ یا عوام، بارها و بارها و نه یکبار فرمود: همانا او بانوی زنان عالم و او چونان مریم دختر عمران است.... و چه بسیار میفرمود: هرکه او را بیازارد مرا آزرده و هرکه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است؛ چرا که او پاره تن من است».