0

تفسیر - غنا و سخنان لهو

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

تفسیر - غنا و سخنان لهو

تفسیر - غنا و سخنان لهو



=-=-=-=-=

-- وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿٦﴾ لقمان

-- و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مى‏ خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند براى آنان عذابى خواركننده است! (6) لقمان

-- And of men is he who takes instead frivolous discourse to lead astray from Allah's path) and corrupt without knowledge, and to take it for a mockery These shall have an abasing chastisement (6)loghman

تفسیر و نکات:

در اين آيات، سخن از گروهى است كه درست در مقابل گروه" محسنين" و" مؤمنين" قرار دارند كه در آيات گذشته مطرح بودند.

در اينجا سخن از جمعيتى است كه سرمايه ‏هاى خود را براى بيهودگى و گمراه ساختن مردم به كار مى‏گيرد، و بدبختى دنيا و آخرت را براى خود مى‏خرد!

نخست مى‏فرمايد:" بعضى از مردم، سخنان باطل و بيهوده را خريدارى مى‏كنند تا خلق خدا را از روى جهل و نادانى، از راه خدا گمراه سازند" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ(

" و آيات خدا را به استهزاء و سخره گيرند" (وَ يَتَّخِذَها هُزُواً)

و در پايان آيه اضافه مى‏كند:" عذاب خوار كننده از آن اين گروه است" (أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ(

خريدارى كردن سخنان باطل و بيهوده يا به اين گونه است كه به راستى افسانه‏هاى خرافى و باطل را با دادن پول به دست آورند، آن چنان كه در داستان" نضر بن حارث" خوانديم.

و يا از اين طريق است كه براى ترتيب دادن مجالس لهو و باطل و خوانندگى كنيزان خواننده خريدارى كنند، چنان كه در حديث پيامبر ص ضمن شان نزول بيان شد.

و يا صرف كردن مال به هر صورت و به هر طريقى كه به وسيله آن به اين هدف نامشروع يعنى سخنان باطل و بيهوده برسند.

عجب اينكه اين كوردلان مطالب باطل و بيهوده را به گرانترين قيمت خريدارى مى‏كردند، اما آيات الهى و حكمت را كه پروردگار، رايگان در اختيارشان گذارده ناديده مى‏گرفتند.

اين احتمال نيز وجود دارد كه خريدارى (اشتراء) در اينجا معنى كنايى داشته باشد و منظور از آن هر گونه تلاش و كوشش براى رسيدن به اين منظور است.

ضمير" يتخذها" به" آيات الكتاب" باز مى‏گردد كه در آيات قبل آمده است، بعضى نيز احتمال داده‏اند كه به" سبيل" بر گردد، كلمه" سبيل" گاهى به صورت مذكر و گاه به صورت مؤنث در آيات قرآن آمده است.

و اما" لَهْوَ الْحَدِيثِ"، مفهوم وسيع و گسترده‏اى دارد كه هر گونه سخنان يا آهنگهاى سرگرم كننده و غفلت‏زا را كه انسان را به بيهودگى يا گمراهى مى‏كشاند در بر مى‏گيرد، خواه از قبيل" غنا" و الحان و آهنگهاى شهوت‏انگيز و هوس‏آلود باشد، و خواه سخنانى كه نه از طريق آهنگ، بلكه از طريق محتوى انسان را به بيهودگى و فساد، سوق مى‏دهد.

و يا از هر دو طريق، چنان كه در تصنيفها و اشعار عاشقانه خوانندگان معمولى است كه هم محتوايش گمراه كننده است و هم آهنگش! و يا مانند داستانهاى خرافى و اساطير كه سبب انحراف مردم از" صراط مستقيم" الهى مى‏گردد.

و يا سخنان سخريه آميزى كه به منظور محو حق و تضعيف پايه‏هاى ايمان مطرح مى‏شود، همانند چيزى كه از ابو جهل و يارانش نقل مى‏كنند كه رو به قريش مى‏كرد و مى‏گفت:" مى‏خواهيد شما را از" زقوم" كه" محمد" ما را به آن تهديد مى‏كند اطعام كنم؟! سپس مى‏فرستاد و" كره و خرما" حاضر مى‏كردند و مى‏گفت:

اين همان" زقوم" است! ... و به اين ترتيب آيات الهى را بباد استهزاء مى‏گرفت.

به هر حال" لهو الحديث" معناى گسترده‏اى دارد كه همه اينها و مانند آن را فرا مى‏گيرد، و اگر در روايات اسلامى و سخنان مفسرين روى يكى از اينها انگشت گذارده شده است هرگز دليل بر انحصار و محدوديت مفهوم آيه نيست.

در احاديثى كه از طرق اهل بيت ع به ما رسيده تعبيرهايى ديده مى‏شود كه بيانگر همين وسعت مفهوم اين كلمه است:

از جمله در حديثى از امام صادق علیه السلام مى‏ خوانيم:

الغناء مجلس لا ينظر اللَّه الى اهله، و هو مما قال اللَّه عز و جل" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ"

:" مجلس غنا و خوانندگى لهو و باطل، مجلسى است كه خدا به اهل آن نمى‏نگرد، (و آنها را مشمول لطفش قرار نمى‏دهد) و اين مصداق همان چيزى است كه خداوند عز و جل فرموده" بعضى از مردم هستند كه سخنان بيهوده خريدارى مى‏كنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند"

تعبير به" لَهْوَ الْحَدِيثِ" بجاى" الحديث اللهو" گويا اشاره به اين است كه هدف اصلى آنها همان لهو و بيهودگى است، و سخن، وسيله‏اى براى رسيدن به آن است.

جمله" لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ" نيز مفهوم وسيعى دارد كه هم گمراه كردن اعتقادى را شامل مى‏شود آن چنان كه در داستان نضر بن حارث و ابو جهل خوانديم و هم منحرف ساختن اخلاقى آن چنان كه در احاديث غنا آمده است.

تعبير" بغير علم" اشاره به اين است كه اين گروه گمراه و منحرف حتى به مذهب باطل خود نيز ايمان ندارند، بلكه صرفا از جهل و تقليدهاى كوركورانه پيروى مى‏كنند، آنها جاهلانى هستند كه ديگران را نيز به جهل و نادانى خود گرفتار مى‏سازند.

اين در صورتى است كه تعبير" بغير علم" را توصيف براى گمراه كنندگان بدانيم، اما بعضى از مفسران نيز احتمال داده‏اند كه توصيفى براى" گمراه شوندگان" باشد، يعنى مردم جاهل و بيخبر را ناآگاهانه به وادى انحراف و باطل مى‏كشانند.

اين بيخبران گاه از اين هم فراتر مى‏روند، يعنى تنها به جنبه‏هاى سرگرمى و غافل كننده اين مسائل قانع نمى‏شوند، بلكه سخنان لهو و بيهوده خود را وسيله‏اى براى استهزاء و سخريه آيات الهى قرار مى‏دهند، و اين همان است كه در آخر آيه فوق به آن اشاره كرده، مى‏فرمايد: و يتخذها هزوا.

اما توصيف عذاب به" مهين" (خوار كننده و اهانت بار) به خاطر آن است كه جريمه بايد همانند جرم باشد، آنها نسبت به آيات الهى توهين كردند، خداوند هم براى آنها مجازاتى تعيين كرده كه علاوه بر دردناك بودن توهين آور نيز مى‏باشد

چهارشنبه 30 اسفند 1391  1:26 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها