0

زندگی ویل درانت

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

زندگی ویل درانت

 

ویل درانت نویسنده و تاریخ نگار مشهور که صاحب اثر “تاریخ تمدن” خواسته اش این بود که کشیش که کتابی او را از کشیشی به فلسفه علاقه پیدا کرد و در این زمینه تلاشهای زیادی کرد و فلاسفه را که در آن زمان برای بسیاری از مردم غیر قابل فهم بود به خانه های انها برد.

 

ویل درانت

ویل درانت

 

برگزیده ای از زندگی

 

۱۸۸۵ : در پنجم نوامبر در منطقه ی “نورث آدامز” ماساچوست به دنیا آمد.

 

۱۹۰۰ : وارد کلیسای “سان پیترو” گردید تا کشیش شود.

 

۱۹۰۳ : کلیسا را ترک کرد و از کشیش شدن منصرف شد.

 

۱۹۰۷ : در نشریه ی “شب نیویورک” به عنوان خبرنگار آغاز به کار کرد.

 

۱۹۱۲ : سفر یکساله ی خود را به اروپا آغاز کرد.

 

۱۹۱۳: وارد دانشگاه “کلمبیا” شد تا در رشته های زیست شناسی و فلسفه تحصیل کند.

 

۱۹۱۴ : در کلیسایی در شهر “نیویورک” به ایراد خطابه هایی در باب فلسفه، تاریخ و ادبیات پرداخت.

 

۱۹۱۷ : از دانشگاه “کلمبیا” دکترای فلسفه گرفت.

 

۱۹۲۱ : مدرسه ی “لیبرتپل” را بنا نهاد.

 

۱۹۲۵ : نگارش کتاب “اندیشمندان معاصر آمریکا”.

 

۱۹۲۶: نگارش کتاب “تاریخ فلسفه” را به پایان رساند و کتاب “زندگی و باورهای اندیشمندان بزرگ” را منتشر نمود.

 

۱۹۲۷: تصمیم به نگارش و تدوین “تاریخ تمدن جهان” گرفت. از کارها و امور اجرایی کناره گیری کرد.

 

۱۹۲۹ : انتشار کتاب “کاخهای فلسفه”.

 

۱۹۳۰: سفر به دور دنیا را آغاز نمود و “مصر”، “خاورنزدیک”،”هندوستان”، “ژاپن” و سرزمین های “خاور دور” را از نزدیک دید.

 

۱۹۳۲ : رهسپار “ژاپن”، “منچوری”، “سیبری”، “روسیه” و “لهستان” شد.

 

۱۹۳۵ : کتاب “مشرق زمین، گاهواره ی تمدن” را منتشر کرد.

 

۱۹۳۹ : انتشار کتاب “یونان باستان”.

 

۱۹۴۴ : انتشار کتاب “قیصر و مسیح”.

 

۱۹۴۸ : به مدت شش ماه به کشورهای “ترکیه”، “عراق”، “ایران” و نیز “اروپای شرقی” سفر کرد.

 

۱۹۵۰ : انتشار کتاب “عصر ایمان”.

 

۱۹۵۱: بازگشت مجدد به “ایتالیا”.

 

۱۹۵۳: انتشار کتاب “رنسانس” و کتاب “اصلاح دین”.

 

۱۹۵۴: بازدید مجدد از کشورهای “آلمان”، “سوئیس”، “فرانسه” و “انگلستان”.

 

۱۹۶۱ : انتشار کتاب “آغاز عصر خرد”.

 

۱۹۶۴ : انتشار کتاب “عصر لویی چهاردهم”.

 

۱۹۶۵ : انتشار کتاب “عصر ولتر”.

 

۱۹۶۷ : انتشار کتاب “روسو و انقلاب”.

 

۱۹۶۸ : جایزه ی ویژه ی ادبی “پولیتزر” را دریافت کرد.

 

۱۹۷۰ : آخرین کتاب خود را با نام “تفسیرهایی بر زندگی” نوشت.

 

۱۹۷۵ : انتشار کتاب “عصر ناپلئون”.

 

۱۹۸۱: در ۲۵ اکتبر یعنی سیزده روز پیش از مرگ ویل دورانت، همسرش “آریل” از دنیا رفت .خود او نیز در هفتم نوامبر و در سن ۹۶ سالگی، زندگی را بدرود گفت.

حال زندگینامه کامل ویل درانت:

ویلیام جمیز دورانت”، مشهور به “ویل دورانت”، نویسنده و تاریخ نگار مشهور در پنجم نوامبر سال ۱۸۸۵ میلادی در “نورث آدامز” ماساچوست به دنیا آمد.

مهمترین اثر ویل دورانت، “تاریخ تمدن” نام دارد که در یازده جلد انتشار یافته است و نام این کتابها عبارت است از : “مشرق زمین” ، “گاهواره ی زمین”، “یونان باستان”، “قیصر و مسیح”، “عصر ایمان”، “رنسانس” ، “اصلاح دینی”، “آغاز عصر خرد”، “عصر لویی چهاردهم”، “عصر ولتر”، “روسو و انقلاب” و “عصر ناپلئون”.

او با اینکه می خواست کشیش شود، اما در دانشگاه، بیشتر دانش ها، از زیست شناسی گرفته تا آموزش و پرورش را تجربه کرد و سرانجام پس از خواندن کتاب “اخلاق” اسپینوزا به سراغ فلسفه رفت، آن را تا دکترا ادامه داد و استاد دانشگاه شد و کتابهای فلسفی زیادی را تألیف کرد. “هنری توماس” یک بخش از کتاب خود را با نام “بزرگان فلسفه” ویژه ی او کرده و نوشته است:

“بزرگترین کار ویل دورانت در فلسفه این بود که اندیشه های پیچیده ی فلسفی را به زبان ساده بیان کرد. او فلسفه را که دور از دسترس مردم عادی بود به خانه های آنها برد و آن را برای همه قابل فهم کرد.”

اما همه ی اینها دورانت را خشنود نکرد، تا اینکه به گفته ی خود، برای “برآوردن حس کنجکاوی”، سر از تاریخ درآورد و در زمان استادی دانشگاه “کالیفرنیا”، کتاب “تاریخ فلسفه” اش را نوشت که اندیشمندان و منتقدان دانشگاه، آن را تحسین کردند. پس از آن بود که دورانت تصمیم به نوشتن “تاریخ تمدن جهان” گرفت.

در حقیقت، او کار پژوهشی و علمی خود را از فلسفه آغاز کرد و با تاریخ به پایان رساند. دورانت پس از گذراندن دوران تحصیل، دانشنامه اش را از دانشگاه “کلمبیا” دریافت کرد.

مدتی خبرنگار روزنامه ی “شب نیویورک” بود و سپس به کار تدریس زبان لاتین، فرانسه و انگلیسی در کالج “سیتون هال” پرداخت. در سال ۱۹۱۲ قاره ی اروپا را گشت و در سال ۱۹۱۳ در دانشگاه “کلمبیا” سرگرم تحصیل زیست شناسی و فلسفه شد و از محضر استادانی همچون “دیویی” بهره برد.

او برای نوشتن هر بخش از کتاب به گوشه ای از دنیا سفر می کرد؛ از مصر و ایران تا سیبری و ژاپن. هدف او نوشتن جلد اول کتاب تاریخ تمدن با نام “مشرق زمین، گهواره ی تمدن” بود. پس از چاپ جلد اول، سفرهای دور دنیای او آغاز شد که ۵۰ سال ادامه یافت. در نهایت در سال ۱۹۷۵ نگارش تمامی سی جلد کتاب و همچنین سفرهایش به پایان رسید.

وی در این کتاب توانسته ‌است با بهره گیری از آثار مورخان دیگر، از “هرودوت” تا “آرنولد توین‌بی”، که از ابتدای تاریخ بشر تاکنون زیسته‌اند، مکتب نوینی از تاریخ‌نگاری را به وجود آورد.

بر خلاف دیگر تاریخ‌نگاران که تنها تمرکزشان بر رویدادهای تاریخی و سیر تمدن بشری بود، وی در اثر خود به عوامل تمدن‌ساز در طول تاریخ نیز توجه نمود. ویل دورانت در این ارتباط بیان داشت:

“تمدن رودی است با دو ساحل، اما بیشتر تاریخ نگاران تنها به خودِ رود توجه دارند.”

این نقل قول به این مساله اشاره دارد که تاریخ‌نگاران در بیشتر موارد، نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانه ی در جریان تاریخ نموده‌اند که به طور معمول، پرآشوب و پرهیاهوست و اجازه ی برداشتها و تفسیرهای درست را نمی‌دهد. در مقابل، او دیدگاه دیگری را مطرح می‌کند که در آن حواشی تاریخ و تمدن (ساحل‌ها)، می‌توانند به اندازه ی خود متن تاریخ مهم باشند. به نظر او، همه ی مردمانی که در طول تاریخ، خانه و مجسمه ساخته یا شعر سراییده اند نیز در شکل گیری تمدن نقش داشته اند.

او با نهایت فروتنی بیان کرده است که بدون همسر دلبندش، “آریل”، موفق به نوشتن تاریخ تمدن چند جلدی خود نمی شد که کار تحریر آن نیم قرن طول کشید.

دورانت مطالب کتاب را به آریل دیکته می کرد. دلبستگی این زن و شوهر به یکدیگر به اندازه ای بود که در سال ۱۹۸۱ پس از انتقال دورانت به بیمارستان، وقتی آریل از دکتر شنید که شانس زنده ماندن شوهرش اندک است دیگر لب به غذا نزد تا اینکه درگذشت. قلب دورانت نیز پس از این که شنید آریل فوت شده از حرکت باز ماند و به او پیوست و زن و شوهر در یک روز در کنار هم دفن شدند. آریل، سیزده سال جوانتر از دورانت و در گذشته، شاگرد او بود.

اندیشمند تاریخ تمدن در این مجموعه با نگاهی تحلیلی، تاریخ تمدن بشری را مورد بررسی قرار داده است. این مجموعه را مترجمانی چون “احمد بطحایی”، “احمد آرام” و “ع پاشایی” … به فارسی ترجمه کرده اند. از دیگر آثار ارزشمند این نویسنده ی مشهور ، “تاریخ ادبیات انگلیسی” در سال ۱۹۰۴، “تاریخ فلسفه” در سال ۱۹۲۶ و “تصویرهای زندگی” است که به کمک همسرش آریل دورانت نوشته است. وی پیش از نوشتن کتاب تاریخ تمدن، “اصول حکمت و مسائل اجتماعی دوران معاصر” را تالیف کرده بود.

دورانت از جوانی به سوسیالیسم به عنوان روشی که خواهد توانست به برابری انسانها در طول زندگانی و رفاه و سعادت آنان بینجامد دل بست و بر خلاف نظر مادرش که مایل بود پسرش کشیش شود، به تحصیل تاریخ، فلسفه و ادبیات پرداخت و مدرس شد و سپس به پژوهش و کار تالیف روی آورد.

مردم قدرشناس، نام دورانت را که به دریافت عالی ترین نشان آزادی نائل شده، نه تنها بر خیابان های شهرها و مدارس و دانشکده ها گذارده اند بلکه شهرک های متعدد، روزنامه و حتی هتل ها را به یاد او نامگذاری کرده اند.

سخنرانی های ویل دورانت درباره ی ادبیات ایران در دهه ی ۱۹۵۰ در دانشگاه “کلمبیا”، ادبیات ایران را به جهانیان شناساند. وی یک جلسه ی تمام، تنها به تفسیر این بیت حافظ پرداخته بود:

“غلام و بنده ی آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه قید تعلق پذیر آزاد است”

دورانت درباره ی “فردوسی” گفته است که در میهن دوستی، همتای فردوسی به دنیا نخواهد آمد و از این بابت، ایران، سرزمینی منحصر به فرد در سراسر جهان است.

ویل دورانت در کتاب “درسهایی از تاریخ” که در سالهای آخر زندگی خود نوشت، می گوید:

“تاریخ ملتها را باید با توجه به پدیده های علمی جدید نوشت.”

دورانت ۹۶ سال عمر کرد و سرانجام در هفتم نوامبر سال ۱۹۸۱ بدرود حیات گفت.

امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم

http://s5.picofile.com/file/8139849018/%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA.jpg

پنج شنبه 24 اسفند 1391  3:25 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها