0

ادب شاگرد و استاد

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

ادب شاگرد و استاد

 

ادب شاگرد و استاد

در گفت‌وگوهایی که میان موسی و آن مرد عالم الهی ردّ و بدل شد، نکته‌های جالبی پیرامون ادب شاگرد و استاد به چشم می‌خورد. خداوند در سوره کهف می‌فرماید: «قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَی أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ٭ قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِيَ صَبْرًا؛1 موسی به او گفت: آیا از پی تو بیایم تا از حکمتی که تعلیم شده‌ای به من بیاموزی؟ گفت: تو هرگز نمی‌توانی همراه من شکیبایی کنی.» این نکته‌ها عبارتند:


در گفت‌وگوهایی که میان موسی و آن مرد عالم الهی ردّ و بدل شد، نکته‌های جالبی پیرامون ادب شاگرد و استاد به چشم می‌خورد. خداوند در سوره کهف می‌فرماید: «قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَی أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ٭ قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِيَ صَبْرًا؛1 موسی به او گفت: آیا از پی تو بیایم تا از حکمتی که تعلیم شده‌ای به من بیاموزی؟ گفت: تو هرگز نمی‌توانی همراه من شکیبایی کنی.» این نکته‌ها عبارتند:
1. موسی خود را به عنوان تابع خضر معرفی می‌کند (أتبعک)؛
2. موسی بیان تابعيّت را به صورت تقاضای اجازه از او ذکر می‌کند (هل أتبعک)؛
3. او اقرار نیازش به تعلّم می‌کند و استادش را به داشتن علم (علی أن تعلمّن)؛
4. در مقام تواضع، علم استاد را بسیار معرفی می‌کند و خود را طالب فرا گرفتن گوشه‌ای از علم او (ممّا)؛
5. از علم استاد به عنوان یک علم الهی یاد می‌کند (علمت)؛
6. از او طلب ارشاد و هدایت می‌نماید (رشدا)؛
7. در پرده به او گوشزد می‌کند که همان‌گونه که خدا به تو لطف کرده و تعلیمت نموده، تو نیز این لطف را در حقّ من کن (تعلمن ممّا علمت)؛
8. جمله هل اتّبعک این واقعيّت را نیز می‌رساند که شاگرد باید به دنبال استاد برود، این وظیفه استاد نیست که به دنبال شاگرد راه بیافتد (مگر در موارد خاص)؛
9. موسی با آن مقام بزرگی که داشت (پیامبر اولواالعزم و صاحب رسالت و کتاب بود) این همه تواضع می‌کند؛ یعنی هر که هستی و هر مقامی داری، در مقام کسب دانش باید فروتن باشی؛
10. او در مقام تعهّد خود در برابر استاد، تعبیر قاطعی نکرد؛ بلکه گفت: «ستجدنی إن‌شاء‌الله صابرا؛ ان‌شاء‌الله مرا شکیبا خواهی یافت.» که هم ادبی است در برابر پروردگار و هم در مقابل استاد که اگر تخلّفی رخ دهد، هتک احترامی نسبت به استاد نشده باشد. ذکر این نکته نیز لازم است که این عالم ربّانی در مقام تعلیم و تربیت نهایت بردباری و حلم را نشان داد، هر گاه موسی بر اثر هیجان‌زدگی تعهّد خود را فراموش می‌کرد و زبان به اعتراض می‌گشود، او تنها با خونسردی در لباس استفهام می‌گفت: «من نگفتم نمی‌توانی در برابر کارهای من شکیبا باشی.» امّا استاد نیز حقّ استادی در برابر شاگردش به جا آورد و سفارش‌هایی به او فرمود:
1. «لا تكونَنَّ مِكثاراً بالنُطقِ مِهذارا، فإنّ كَثرَةَ النُّطقِ تَشینُ العُلَماءَ، وتُبدی مَساويَ السُّخَفاءِ؛2
«هرگز پرگو و یاوه‏گو مباش؛ زیرا پرگویی، دانایان را لكّه‏دار می‏كند و بدی‌های سبك مغزان را آشكار می‏سازد.»
2. «يَابنَ عِمرانَ، لا تُعَيِّرَنَّ أحَدا بِخَطیئَةٍ، وَابكِ عَلی خَطیئَتِكَ؛3
«ای پسر عمران! هیچ كس را به واسطه گناهی سرزنش مكن و بر گناه خویش گریه كن.»
3. «یا موسی، تَفَرَّغْ لِلعِلمِ إن كُنتَ تُریدُهُ، فإنَّ العِلمَ لِمَن تَفَرَّغَ؛4
ای موسی! اگر دانش می‏خواهی، خود را وقف آموختن آن كن؛ زیرا دانش از آنِ كسی است كه تمام وقتِ خود را صرف آموختن آن كند.»
4. «إلْزَمْ مالا يَضُرُّكَ مَعَهُ شَئٌ كَما لا يَنفَعُكَ مِن غَیرِهِ شَئٌ، وَ إيّاكَ وَ اللِّجاجَةَ وَ المَشْيَ إلی غَیرِ حاجَةٍ وَالضِّحْكَ فی غَیرِ تَعَجُّبٍ؛5
به چیزی تمسّك كن كه با وجود آن، چیزی به تو زیان نزند؛ همان گونه كه بدون آن، هیچ چیز به تو سودی نمی‏رساند. از خیره سری بپرهیز و از رفتن در پی چیزی كه بدان نیازی نداری، دوری كن و بی‏سبب و بدون تعجّب مخند.»
5. «إنَّ أحَبَّ الأُمُورِ إلَی ‏الله‏ِ عَزَّوَجَلَّ ثَلاثَةٌ: ألقَصْدُ فِی‏الجِدَةِ، وَ العَفوُ فِی‏المَقدِرَةِ وَ الرِّفقُ بِعِبادِ الله‏ِ، وَما رَفَقَ أحَدٌ بِأحَدٍ فِی‏الدُّنیا إلاّ رَفَقَ الله‏ُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ يَومَ‏القِیامَةِ؛ وَرَأسُ‏الحِكمَةِ مَخافَهُ‏الله‏ِ تَبارَكَ‏ وَ تَعالی؛6
محبوب‌ترین كارها نزد خداوند سه كار است: میانه‏روی هنگام رفاه، گذشت در هنگام قدرت و مدارا با بندگان خدا. هیچ كس در دنیا با كسی مدارا نمی‏كند؛ مگر اینكه خدای متعال در روز قیامت با او مدارا می‏كند و ترس از خداوند متعال، ریشه و اساس حكمت است.»

چهارشنبه 23 اسفند 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها