0

عزیز خدا، نیفت...

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

عزیز خدا، نیفت...

 

عزیز خدا، نیفت...



هر چند ناتوان شدی اما ز پا نیفت
ای هشتمین عزیز، عزیز خدا نیفت

می ترسم آن که در بریزد به پهلویت
باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نیفت

کوچه به آل فاطمه خیری نداشته
دیوار را بگیر و در این کوچه ها نیفت

مردم میان شهر تماشات می کنند
این بار را به خاطر زهرا بیا نیفت

دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند
حالا که نیست خواهر تو پس ز پا نیفت

تکه حصیر خویش از این حجره جمع کن
اما به یاد نیمه شب بوریا نیفت...

چهارشنبه 23 اسفند 1391  2:27 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها