میگویند دعوا نمک زندگی است. این ضربالمثل قدیمی نشان دهنده این است که جر و بحث و بگو مگو به هر حال در زندگی وجود دارد و اجتنابناپذیر است. آنچه مهم است مدیریت احساسات و هیجانات و آموختن مهارتهایی است که به ما کمک میکند با دیگران تعامل درستی داشته باشیم. یکی از این مهارتها چگونگی گفتگوی منطقی و سازنده با دیگران در مواقعی است که اختلافنظری پیش آمده است. اگر سعی کنیم روش درست بحث کردن را فرا بگیریم شاید خیلی از اختلافنظرهای ساده و معمولی به راحتی حل و فصل شود و کار به دعوا و مشاجره نکشد!
آنها که در آستانه ازدواج هستند لازم است تمرینهایی را انجام دهند تا بتوانند در زمان مناسب آن را بکار ببندند. به هر حال در زندگی مشترک احتمال بوجود آمدن اختلافنظر و بحث بین زن و شوهر هر لحظه وجود دارد. مهم این است که بتوانید بحث و جدل را اداره و مدیریت کنید تا به دعوا و جنجال از روی تعصب مبدل نشود. روانشناسان تمرینهایی را برای کسب این مهارتها پیشنهاد دادهاند.
یک تمرین مناسب این است که هرکس به تنهایی به خودش این موضوع را یادآوری کند هدف بحث این نیست که من طرف مقابل را مغلوب کنم و خودم پیروز شوم. مغلوب کردن دیگران نباید برای من لذتبخش باشد.
این تمرین دارای دو بخش است:
1. بخش کلامی که به صورت خودگویی (صحبت با خود) انجام میپذیرد.
وقتی اوضاع روبراه است و آرام هستید به خودتان یاد آوری کنید هدف شما در بحث با دیگران مغلوب کردن آنها نیست. وقتی به عنوان یک ناظر بیطرف نظارهگر بحث و جدل بین دو نفر هستید به حالات آنها و جملاتی که بینشان رد و بدل میشود دقت کنید و خودتان را جای هرکدام از طرفین دعوا قرار دهید. اگر جای طرف مغلوب بودید چه میکردید؟ همیشه به خودتان یادآوری کنید با هیچ کس خصومت ندارید و هدف شما این نیست که با تعصب و خودخواهی فقط حرف خودتان را بزنید. شما همیشه و در هر جر و بحثی که پیش میآید به دنبال یک راهحل منطقی هستید و اگر اشتباه میکنید باید با شجاعت اشتباهتان را بپذیرید و عذرخواهی کنید. عذرخواهی نه تنها شخصیتتان را کوچک نمیکند بلکه ارزش شما را در نظر دیگران افزایش میدهد.
2. بخش همدلی
همدلی به این معناست که فرد بتواند خود را به جای دیگری قرار دهد و مثل او حس کند "کارل راجرز" اعتقاد دارد که همدلی عبارت است از توانایی درک احساسات طرف مقابل و انتقال این مطلب به بخش کلامی. کلام بر روی فکر و حس اثر میگذارد یعنی اگر جملات و کلماتی را تکرار کنیم، تدریجاً آن را باور میکنیم. بخش همدلی هم به این ترتیب است که وقتی فرد از این تمرین استفاده میکند میتواند خودش را به جای دیگری بگذارد و او را درک کند. شاید این کار باعث شود که دیگر نسبت به او عصبانی نشود.
پس از ازدواج بهتر است زن و شوهر تمرین فوق را زمانی که بین آنها منازعهی کلامی وجود ندارد انجام دهند. تمرین، باعث کسب مهارت میشود و به آنها کمک میکند تا در زمان منازعه از این مهارت استفاده کنند.
معمولا هنگامی که دعوا و مشاجرات لفظی به اوج خود رسیده است فرصتی برای تفکر و برخورد منطقی باقی نمیماند و دو طرف دعوا به جای گوش دادن به هم، فقط حرف خودشان را میزنند و حتی به طرف مقابل فرصت دفاع از خود را نمیدهند. شاید او بخواهد حرفی بزند که به نفع شما باشد! اگر فقط چند ثانیه فرصت دهید شاید چیزی بگوید که قائله را ختم به خیر کند. متاسفانه گاهی اوقات عدم آشنایی با مهارتهای کلامی و عدم همدلی با دیگران باعث پیچیدهتر شدن اوضاع میشود.
اگر همه ما وقتی آرام هستیم و به قول معروف حالمان خوب است این تمرینها را انجام دهیم کمکم رفتار منطقی در ذهن ما جایگزین رفتارهای احساسی و عکسالعملهای غیر عقلانی و از روی تعصب میشود. درصورتی که همسران واکنشهای عقلانی جدید را به اندازهی کافی تمرین نکرده باشند ممکن است در لحظات بحرانی نتوانند آن را جایگزین واکنشهای هیجانی قدیمی خود– یعنی واکنشهایی که همیشه موقع اختلاف نظر با دیگران از خود بروز میدادند- کنند. اما اگر یک واکنش عقلانی جدید را به قدری تمرین کرده باشند که به صورت غیرارادی و خودکار درآمده باشد، با سهولت بیشتری میتوانند درخلال یک بحران عاطفی، آن را به کار ببرند. فراموش نکنید هر چیزی را میتوان آموخت. حتی بحث کردن را!
با نگاهی به کتاب ملاکهای انتخاب همسر (تفاهمها)/ از تولیدات موسسه خدمات مشاورهای، جوانان و پژوهشهای اجتماعی آستان قدس رضوی
منبع:آستان مهر