0

سفره افلاکیان : اعتکاف

 
lenditara1
lenditara1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
تعداد پست ها : 9088
محل سکونت : همین دورو ورا

سفره افلاکیان : اعتکاف

 

سفره افلاکیان : اعتکاف




اعتکاف عاشقان را به طواف حرم امن اله – یعنی دل – می برد

اعتکاف عاشقان را به طواف حرم امن اله – یعنی دل – می برد؛ « القلب حرم الله » و نفس را با مظهریّت اسم شریف حافظ حق، نگهبان دل قرار می دهد. « و لاتسکن فی حرم الله غیر الله » و به تعبیر شیوای حضرت استادم عارف واصل، جناب علامه حسن زاده آملی – جانم به فدایش – در الهی نامه‌ی تحفه‌ی الهی‌اش می فرماید:

« الهی، روزم را چون شبم روحانی گردان و شبم را چون روز نورانی! »

اعتکاف انسان در پیشگاه حضرت حق را، زمان خاص و وقت خاص نیست؛ زیرا که عارف را حضور دائم باید که حضور دائم‌اش اعتکاف اوست و انقطاع الی الله بطور مدام داشتن، زبان حال و قال او است که این اعتکاف چند روز در مسجد جامع هر شهری، ظلّ و آیت و علامتی از برای آن اعتکاف حقیقی انسان است تا کدام صاحب دلی بدین بارگاه قدس الهی بار یابد و روشن است که عنقای بلند آشیان، شکار هر کس نشود دام بازگیر؛ « جلّ جناب الحق عن ان یکون شریعه لکل وارد او یطلع علیه الا واحد بعد واحد ».

معتکفین دائمی را که زبان « هو هو » دارند از آن عالم خبری است و آن را که خبری شد خبری باز نیامد؛ چه اینکه حقایق ملکوتیه، خوش نشین‌اند و تا قلبِ آرام و دل خالی از غیر نبینند، فرود نمی آیند و تنزّل نمی‌کنند که باید به لیله القدر رسید تا « تنزّل الملائکه الروح » تحقق یابد.

در الهی نامه‌ی آن کامل مکمّل نیز آمده است: « الهی تا کعبه وصلت فرسنگهاست و در راه خرسنگها، و این لنگ به مراتب کمتر از خرچنگ است. خرچنگ را گفتند: « به کجا می روی؟ » گفت: « به چین و ماچین » گفتند: « با این راه و روش تو؟ » !

معتکف شدن در مسجدی برای چند روز برای همگان میسر است ولی معتکف در خانه حق شدن و دل به صاحبدلی کامل دادن وبه حضر راه رسیدن و استقامت در طی مسیر داشتن و برای خواجه که خود صفت بنده پروری دارد تعیین تکلیف نکردن، کاری است دشوار، که محال عادی می نماید ولی به تعبیر رسای آن واصل شاهد، در غزل قله قاف:


راه دشوار است و تن از کار ترسانست یاران

دل خریدار است کاین ره راه جانانست یاران

نی توان دست از تمنای وصال او کشیدن

نی بوصل او کسی را راه امکانست یاران

قله قاف و عروج پشه ای هیهات هیهات


شهپر سیمرغ اینجا سخت لرزانست یاران

تا حسن را تاج فقر و ملک آه و جیش اشکست

فخر بر صد تاج و ملک و جیش شاهانست یاران


اعتکاف به دفتر دل رسیدن و این طلسم بوالعجب را گشودن و از اسرار غیبی آن آگاه شدن و به قیام قیامت جان رسیدن است که یوم تبلی السرائر شخص متجلی گردد و به حساب خود رسیدن است قبل از آنکه به حساب وی برسند. « حاسبوا قبل ان تحاسبوا ».

اعتکاف، بَرِ صاحبدلی رحل اقامت افکندن و وصف دل را تا قیامت جان، شنیدن است؛ و شب داشتن و از نوای سینه و نای گلو در دل شب، های و هوی برآوردن است، و به هر طرف رو کردن، « فاینما تولّوا فَثَمَّ وجه الله » دیدن است که در الهی نامه ی آن خضر راه آمده "الهی، شکرت که به هر سو رو می کنم، کریمه « فاینما تولّوا فَثَمَّ وجه الله » برایم تجلی میکند".

اعتکاف در روزهای معهود و موعود ماه رجب، به عنوان باند پرواز صاحبدلانی است که حضوری مشهداند، و اهل سرّ و دلبراند که سَر به سَرِ دار می برند ولی سرّ به نامحرم ندهند؛ و دائماً از نامحرمان دل پوشیده‌اند و محل تجلّی اسرار الهی اند و بشکرانه‌ی این نعمت عظمای حق، از کتمان برخوردارند.

البته آنکه چند روزی را در مسجد بسر بَرَد و حالی پیدا کند و سپس از لحظه خروج از مسجد جامع شهرش از حال و هوای آن ایام در آید ، اهل حال است نه مقام، و صاحبان حال را از نعمت وصال، نصیب نیست و این همان است که حضرت خواجه، محقق طوسی گوید که : اگر هیزمی را به آتش نزدیک نمایید و تا مقداری که حرارت یافت او را از قرب به نار دور کنید که اگر این عمل به کرّات تجدید گردد، هرگز این هیزم، ذغال نمی شود و آتش در جانش اثر نمی کند که از تنور سرد شعله برنخیزد، لذا معتکفین در این ایام باید اهل عزم و اراده‌ی قوی باشند تا حال بدست آمده را به ملکه و مقام تبدیل کنند و در جان، رسوخ دهند و اعتکاف دائمی در پیش گیریم که «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه» که اگر اهل حال، اهل استقامت گردند و بعد از گفتن «الله» بر حرم امن الهی، اهل اقامت شوند و در کوی وصل، رحل اقامت افکنند، فیوضات ملکوتیه سرازیر می گردد و نعمت وصل که آرزوی همه رهروان کوی یار است، نصیب می شود.

و خلاصه آنکه اعتکاف روزه گرفتن، سکوت داشتن، و از غیر و نامحرم دورشدن، و از معاشرت با غیر، پرهیز کردن، و از حرف زدن و کلام غیر ذکر کردن و دستورات خاص آن ایام تبرّی جستن، و با همنوعان خویش که همدل اند انس داشتن، و از لذایذ مادی دوری کردن، و از زندان نفس فرعونی مسلک، آزاد شدن، و با غسل و نیت، آن جان را تطهیر کردن، و با عمل ام داود دستورالعمل از کاملی مکمل گرفتن است، خود را دریافتن، و دل بدان کامل واصل سپردن، و با اسمای حسنای حق، در دعای ام داود در روز پانزدهم، بعد از زوال محشور شدن و قرآن را که «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم » است در دل جای دادن و در نهایت، انسانی قرآنی شدن است که «لایمسّهُ الّا المطهّرون» گردیدن است.

والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین

شب چهارشنبه، بیست و چهارم جمادی الثانی 1417 برابر با 16/8/75 – قم

داود صمدی آملی

دوشنبه 21 اسفند 1391  6:13 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها