آناکساگوراس

آناکساگوراس، آناکساگور یا انکساغورث(به یونانی: Ἀναξαγόρας) فیلسوف پیشاسقراطی مکتب چندگانهگرایی بود.
زندگی
او در کلازومن واقع در آسیای کوچک به سال ۵۰۰ پیش از میلاد زاده شد. حدود سالهای ۴۵۰ قبل از میلاد متفکری معروف بود. ابتدا در آتن مسکن گزید و مورد احترام بود تا آنکه به جرم کفرگویی محکوم به مرگ گردید؛ لیکن به کمک چند تن از دوستانش چون پریکلس از آتن فرار کرد و به ایونیه رفت.
مرگ انکساغورث را حدود سال ۴۲۸ پیش از میلاد میدانند. طبق وصیت او، سالگرد مرگش را برای کودکانی که در مکاتب درس میخواندند، تعطیل کردند.
علم
آناکساگوراس در زمرهٔ نخستین کسانی است که فهمیدند ماه از خود نوری ندارد و تنها نور خورشید را بازتاب میدهد. خورشید و دیگر ستارگان را سنگهایی گداخته میدانست که تنها به علت دوریشان از ما، حرارتشان را حس نمیکنیم.
مابعدالطبیعه
آناکساگوراس باور داشت که عناصر مختلف ریشهها و به وجود آورندههای گوناگون دارند؛ به طوری که هر ماده از تخمهٔ مخصوص به خودش به وجود آمده و مثلاً آب به وجود آورندهٔ آتش نیست.
او تعداد ریشهها را به طور نامحدود بالا برد. میگفت همهٔ مواد شامل همهٔ ریشهها و عناصر اولیّه هستند؛ امّا هر مادّهای را که درنظر بگیریم، آن عنصری جلوه میکند که آن مادّه از آن، بیش از سایر عناصر بهره بردهاست. مثلآ همهٔ اشیاء آتش دارند، امّا ما فقط آتش را در اشیائی تشخیص میدهیم که از آتش بیش از سایر عناصر بهره برده باشند.
مادّه تا بینهایت بخشپذیر است، اما حتّی کوچکترین ذرهٔ مادّه شامل همهٔ عنصرهاست.
آناکساگوراس نیز همچون امپدوکلس بر ضدّ وجود خلأ استدلال میکرد و میگفت در جایی که به نظر میرسد چیزی نیست، هواهست.
آناکساگوراس «نیروی زندگی» را که به دنیای مادّه جان میبخشد و سرچشمهٔ نیرو و رهبر انسان به سوی حقیقت است؛ نوس(عقل یا روح) نامیدهاست. نوس متمایز کنندهٔ زنده از بیجان است؛ امّا در جانوران و انسان تفاوتی نمیکند. برتری هوش انسان بر جانوران، نه به خاطر نوس؛ بلکه به خاطر برتری جسم اوست. ارسطو از آناکساگوراس انتقاد میکرد که چرا پس از طرح مفهوم نوس، از آن چندان استفاده نکرده است.