اگر خیال رفتن به جهنم دره دارید، جاده زرآباد شما را تا روستای قریس با کلیسای کوچک فراموش شده اش راهنمایی می کند.جاده که تمام می شود راه مالرو است و انبوه درختان درهم تنیده در دره ای تاریک. شاید سایه کوه که در جهنم دره خوابیده است باعث خوف و هراسناکی جهنم دره شده. برخی از اهالی می گویند این نقطه از کوه تا به حال رنگ آفتاب به خود ندیده است.

جهنم دره سبز است؛ سبزی که از سالیان پیش دست نخورده باقی مانده است. صعب العبور بودن راه یکی از دلایل بکری این منطقه است.
غروب سایه ها کشیده می شوند، سایه بزرگ درون جهنم دره به آرامی بالامی آید مثل دیو هزارساله که بیدار می شود و همه چیز را در خود فرو می برد.
صدای گنجشکان روز را بیدار می کند. روز پرهیاهو طبیعت را به جنبشی دوباره وامی دارد. کشاورزان پشته های چیده محصول را در ردیفی تا بی نهایت دور می چینند. آب به کرت های پایین دست می رسد و زمین نفسی به شادی می کشد از ته دل.
اینجا بهشتی است که جهنم دره نام دارد. مرزی کوهستانی میان آذربایجان غربی در ایران و ترکیه.کوه های سر به آسمان کشیده یکی از مناطق مورد علاقه کوهنوردان است.
روستا ها در کنار جویبارها و چشمه سارها ماوا گرفته اند. رودها پس از آبیاری مزارع به خانه می رسند: «رودخانه اکند». این رودخانه از مرز غرب به طرف شرق سرازیر می شود و به دل جهنم دره فرو می رود.
هرچه پیشتر می روی جهنم دره تنگ و تنگ تر می شود و تا ده کیلومتر تنها منظر پیش رو دیواره های بلند است و اندکی آسمان.
در متل های مادربزرگ ها خرس ها و آهوها در اینجا خانه دارند.
مسیر رودخانه پس از جهنم دره به سمت پایین جریان پیدا می کند. به زمین های زراعتی می رسد و اولین روستایی که سیراب می کند«بدلان» است و بعد داش پسک، پسک علیا، پسک سفلی و روستای «وار» فیرورق.جهنم دره یکی از جاذبه های گردشگری در حاشیه شهر خوی است. روزهای جمعه اهالی این شهرستان برای بیتوته ای کوتاه به روستای قریس می آیند و چشم در چشم جهنم دره لحظاتی را به استراحت می گذرانند یا سری به امامزاده «مامیش خان» می زنند.