0

شرّي كه خداوند به خير رقم زد

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

شرّي كه خداوند به خير رقم زد

حسين قجه اي و محسن وزوايي براي يافتن بهترين سير گردان به پشت جبهۀ دشمن و تصرف توپخانۀ آن ها، عازم مأموريت مي شوند. بعد از اتمام كار شناسايي، براي استراحت دور هم مي نشينند و كمپوتي را باز مي كنند و همانطور كه مشغول خوردن هستند،....


حسين قجه اي و محسن وزوايي براي يافتن بهترين سير گردان به پشت جبهۀ دشمن و تصرف توپخانۀ آن ها، عازم مأموريت مي شوند.
بعد از اتمام كار شناسايي، براي استراحت دور هم مي نشينند و كمپوتي را باز مي كنند و همانطور كه مشغول خوردن هستند، به آرامي شروع به صحبت مي كنند.
بعد از بازگشت به مقرّ، با خوشحالي گزارش خود را ارادئه مي دهند كه ناگهان متوجه مي شوند، قوطي كمپوت را همانجا گذاشته اند. ديگر كاري از دستشان بر نمي آيد و فقط به خدا تول مي كنند تا مبادا دشمن به وسيلۀ آن قوطي آن ها را شناسايي كند.
اوايل شب بعد از حركت گردان، محسن وزوايي با بيسيم اعلام مي كند كه راه را گم كرده است. همه نگران حال بچه ها هستند. حاج احمد متوسليان، با گريه به سجده مي رود و از خداوند كمك مي خواهد.
بعد از چند لحظه گردان راه خود را پيدا مي كند و عمليات با رمز فاطمه الزهرا(س) شروع مي شود. بعدها خبر مي رسد كه گردان با ديدن همان قوطي جامانده، مسير خود را پيدا مي كند و خداوند آن شرّ را براي گردان به خير تبديل مي كند.

 

شنبه 12 اسفند 1391  2:36 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها