روحانى واقعى
روحانى واقعى
حرفهاى «عليرضا روحانى» تأثير زيادى روى بچهها مىگذاشت، به خاطر اين كه هر چه به ديگران مىگفت، اول خودش به آن عمل كرده بود. اخلاص عجيب او باعث شده بود تا حتى زخمى شدن او در عملياتها از خانوادهاش هم مخفى بماند. حال دعا و مناجات خاص خود را داشت.
سوز و حال دعاى او وقت خواندن آيات قرآن و آيةالكرسى هنگام صبحگاه و دويدن بچهها، در ياد همسنگران او زنده مانده است. وقتى براى آخرين بار به جبهه اعزام مىشد، گويى مىدانست برنمىگردد، تمام سفارشهاى لازم را به همه مىكرد.
عليرضا روحانى در عمليات كارخانهى نمك به همراه تعداد زيادى از دوستان خود به شهادت رسيد.
(حديث حماسه، اكبر جوانى - احمدرضا كريميان، لشكر 14 امام حسين (ع)، تابستان 75، ص 93)
راوى: مجتبى روحانى

شهادت در شب جمعه
صبح جمعه بود و «عليرضا» (شهيد عليرضا روحانى كه در منطقهى فاو به شهادت رسيد) دعاى ندبه مىخواند. پس از دعا كمى با هم صحبت كرديم. خيلى ناراحت بود. گفتم: «چرا ناراحتى! مگر كشتىهايت غرق شده!». گفت: «ديدى شب جمعه هم گذشت و من هنوز شهيد نشدهام!» گويى به او الهام شده بود كه در شب جمعه به شهادت خواهد رسيد. دلدارىاش دادم و گفتم: «مگر خودت نمىگفتى تا ظهر جمعه نيز ثواب شب جمعه را دارد».
ساعت ده صبح بود كه براى نگهبانى به سنگرهايمان رفتيم. من در سنگر دوم و او در سنگر اول. ساعت حدود 10:30 بود كه امدادگر دسته از سنگر اول باز مىگشت. گفتم: «آقاى حسينى! كسى مجروح شده؟». جوابى نداد. به سنگر عليرضا دويدم.وقتى بالاى سرش رسيدم، در حال جان دادن بود؛ تيرى به سرش اصابت كرده بود. لحظهاى بعد، جان به جان آفرين تسليم كرد و به لقاى دوست رسيد.
(خودشكنان، مرتضى جمشيديان، لشكر 14 امام حسين (ع)، تابستان 75، ص 55)
راوى: على يارمحمديان
سه شنبه 24 بهمن 1391 4:45 PM
تشکرات از این پست