0

روحانى واقعى

 
mahdi696
mahdi696
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 141
محل سکونت : مرکزی - خمین

روحانى واقعى

روحانى واقعى

حرفهاى «عليرضا روحانى» تأثير زيادى روى بچه‏ها مى‏گذاشت، به خاطر اين كه هر چه به ديگران مى‏گفت، اول خودش به آن عمل كرده بود. اخلاص عجيب او باعث شده بود تا حتى زخمى شدن او در عمليات‏ها از خانواده‏اش هم مخفى بماند. حال دعا و مناجات خاص خود را داشت.

سوز و حال دعاى او وقت خواندن آيات قرآن و آيةالكرسى هنگام صبحگاه و دويدن بچه‏ها، در ياد هم‏سنگران او زنده مانده است. وقتى براى آخرين بار به جبهه اعزام مى‏شد، گويى مى‏دانست برنمى‏گردد، تمام سفارشهاى لازم را به همه مى‏كرد.

عليرضا روحانى در عمليات كارخانه‏ى نمك به همراه تعداد زيادى از دوستان خود به شهادت رسيد.

(حديث حماسه، اكبر جوانى - احمدرضا كريميان، لشكر 14 امام حسين (ع)، تابستان 75، ص 93)

راوى: مجتبى روحانى

 

شهادت در شب جمعه

صبح جمعه بود و «عليرضا» (شهيد عليرضا روحانى كه در منطقه‏ى فاو به شهادت رسيد) دعاى ندبه مى‏خواند. پس از دعا كمى با هم صحبت كرديم. خيلى ناراحت بود. گفتم: «چرا ناراحتى! مگر كشتى‏هايت غرق شده!». گفت: «ديدى شب جمعه هم گذشت و من هنوز شهيد نشده‏ام!» گويى به او الهام شده بود كه در شب جمعه به شهادت خواهد رسيد. دلدارى‏اش دادم و گفتم: «مگر خودت نمى‏گفتى تا ظهر جمعه نيز ثواب شب جمعه را دارد».

ساعت ده صبح بود كه براى نگهبانى به سنگرهايمان رفتيم. من در سنگر دوم و او در سنگر اول. ساعت حدود 10:30 بود كه امدادگر دسته از سنگر اول باز مى‏گشت. گفتم: «آقاى حسينى! كسى مجروح شده؟». جوابى نداد. به سنگر عليرضا دويدم.وقتى بالاى سرش رسيدم، در حال جان دادن بود؛ تيرى به سرش اصابت كرده بود. لحظه‏اى بعد، جان به جان آفرين تسليم كرد و به لقاى دوست رسيد.

(خودشكنان، مرتضى جمشيديان، لشكر 14 امام حسين (ع)، تابستان 75، ص 55)

راوى: على يارمحمديان

سه شنبه 24 بهمن 1391  4:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها