0

زندگی

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

زندگی

 

زندگی مملو از بالا و پایین است
رمزش آن است که در بالاها لذت ببریم
و در پایین ها شجاع باشیم و استوار

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

شنبه 21 بهمن 1391  2:11 PM
تشکرات از این پست
architect0811
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

فرصـت های زنـدگی را دریابـیم ...

وقت طلاست و زمان، گرانبهاترین گوهر عمر است؛ گرچه نیازهای آدمی بیشمار است
و بسیاری از فرصت ها در گذر زمان از دست می روند اما جسم و روح ما نیازهایی دارد
که با برآوردن آنها آرامش هر چه بیشتر را در زندگی به ارمغان می آورد.
فرصت ها را دریابیم و دریغ نکنیم از زمانهایی که چه زود می گذرند ...



فرصتی برای دعا



نیایش با خدا کمک می کند تا غبار غم از دلت زدوده شود


زمانی برای دوستان



داشتن دوستان واقعی نیمی از خوشبختی است


وقتی برای کار



کار سرمایه ای همیشگی برای سعادتمندی است


زمانی را برای فکر کردن



تفکر سالم منبع قدرت و انرژی جسم است


وقتی برای مطالعه



دانش اندوزی در کسب آگاهی هر چه بیشتر است


زمانی برای گوش دادن



یک موسیقی گوش نواز تعادل روحی و عاطفی را دو چندان می کند


نگاهی هم به عشق



عشق اصلی ترین طعم شیرین زندگی است


زمانی را برای رویا



سفر به عالم خیال، اعتماد به نفس را قوت می بخشد


فرصتی هم برای بازی



نشاط و شادابی، ماندگارترین خاطرات جوانی است که هرگز از یاد نمی رود

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 23 بهمن 1391  12:34 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:زندگی

سلام

همشون قشنگ بودند .

سعی میکنم که در هر روز از عمرم  تک تکشونو تجربه کنم .

 

 

دوشنبه 23 بهمن 1391  12:46 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 


با عرض سلام و خیر مقدم خدمت شما کاربر، دوست و برادر گرامی و کوشا.

 

بسیار ممنون و سپاسگزارم ازفعالیت در این تالار و

 

امیدوارم از پیشنهادات و انتقادات شما بهره مند گردم.

 

 

 

 

 

 

بهترین ها و زیباترین ها را برایتان خواستار و خواهانم.

 

 

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 23 بهمن 1391  12:49 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 

قیــمت یه روز زنــدگی چنـده؟
 
 
 
 
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به
گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟
می ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
این جوری فقط می خواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.
 
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟
اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه
و به موجودات زمین می بخشه؟!
ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.
قیمت بلیتش هم دل تومنه!
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن
لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن
زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟
چی خیال کردی؟
پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری
تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟
یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم
اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی ميکنی!
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
 قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو
این مطلب رو برای ده نفر که لیاقتش رو دارن بفرست
اگه ده نفر پیدا نکردی در خودت تجدید نظر کن
 
قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی
 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

یک شنبه 6 اسفند 1391  3:09 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی




امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند
ناراحت نشو
حتما دارن با تو قایم باشک بازی میکنن
پس با آنها بازی کن




امروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه
پس بخند و عاشق باش




امروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به تو خورده نمیگیرد
پس شادی بخش باش




امروز هرچقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمی شه
پس از اعماق وجودت نفس بکش




امروز هرچقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمی شه
پس آرزو کن




امروز هرچقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمی شه
پس صدایش کن




او منتظر توست
او منتظر آرزوهایت
خنده هایت
گریه هایت
ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است




امروزت را دریاب
امروز جاودانه است
و
امروز زیباترین روز دنیاست!
چون امروز روزی است که آینده
 ات را آنطور خواهی ساخت که تا امروز فقط تصورش میکردی...

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

سه شنبه 8 اسفند 1391  9:06 AM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 

قـرار نبـوده چنیـن آشفتـه‌ و سردرگـم شویـم …

 

قرار نبوده تا نم باران زد، دستپاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم که مبادا مثل کلوخ آب شویم…

 

01[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی،
ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی،
خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی …

 

02[WwW.Kamyab.IR]

 

هر چه فکر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم
تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم
این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟

 

03[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم،
از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم

 

04[WwW.Kamyab.IR]

 

بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند.

 

05[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن،
طبقه روی طبقه برویم بالا

 

06[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد
بی شک این همه کامپیوتر و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده …

 

07[WwW.Kamyab.IR]

 

تا به حال بیل زده‌اید؟
باغچه هرس کرده‌اید؟
آلبالو و انار چیده‌اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟
آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.

 

08[WwW.Kamyab.IR]

 

این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،
برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،
برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،
اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.

 

09[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند.
آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،
که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم
و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.

 

010[WwW.Kamyab.IR]

 

من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،
بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه ‌زنده بودن مان.

 

011[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن،
این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.

 

012[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.

 

013[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم.

 

014[WwW.Kamyab.IR]

 

قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن
و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم …

 

015[WwW.Kamyab.IR]

 

چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای
که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده !

 

016[WwW.Kamyab.IR]

 

آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا …

 

017[WwW.Kamyab.IR]

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 14 اسفند 1391  3:09 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 

ایـن ۱۰ فرمـان را به خاطـر بسپاریـد!


در خانه‌تان منتظر آژانس نشسته‌اید اما بدون اینکه دلیلش را بدانید وجودتان پر از استرس و نگرانی است بدتر از همه قرار مهمی‌ هم دارید که این حالت ممکن است آن را تحت تاثیر قرار دهد و بدتر از همه اینها نداشتن وقت است؛ اشتباه است اگر فکر کنید نمی‌توانید در این زمان محدود برای به دست آوردن آرامش تان انجام دهید، کافی است به یکی از این پیشنهادها عمل کنید تا ظرف ۵ دقیقه (تنها ۵ دقیقه) به آرامش برسید.

 ۱٫ نفس عمیق بکشید

 

برای چند دقیقه کارتان را رها کنید، یک جای راحت و خلوت بنشینید. نوک انگشت میانی و شست‌تان را به هم بچسبانید. چشمان‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. ممکن است این توصیه کمی ‌تکراری به نظر برسد اما تجربه نشان داده که کاملا موثر است. این روش یکی از روش‌های تمرکزی است که در یوگا یاد می‌دهند. خوبی این روش این است که در هر جایی می‌توانید انجام دهید، حتی در وسط غرفه سوپر مارکت.

 ۲٫ به یک سفر خیالی بروید

 

خیلی وقت‌ها ناراحت و مضطرب هستید و ممکن است فکر کنید که کاش می‌شد به جای همه این مشغولیت‌ها به یک مسافرت بروید. طبق روش، برای انجام دادن این کار همان پنج دقیقه کافی است. چشمانتان را ببندید و خودتان را در دلپذیرترین جایی که تا به حال مسافرت کرده‌اید یا دوست دارید به مسافرت بروید تصور کنید. تصویر ذهنی یک ساحل شنی با شن‌های طلایی و گرم و موج‌های آبی دریا که به کف پاهایتان می‌خورد می‌تواند موجب احساس آرامش شود. سعی کنید حتی جزییات جایی که در ذهن به آنجا مسافرت می‌کنید را هم تصور کنید، صدای موج دریا، بوی ساحل و گرمی‌آفتاب.

 ۳٫ کمی ‌آهنگ گوش کنید

 

آهنگ‌هایی که با آنها خاطره خوب دارید را برای این جور مواقع کنار بگذارید. خیلی از آدم‌ها با آهنگ‌هایی که در جوانی گوش کرده‌اند خاطره دارند و واکنش خوبی به شنیدن آن نشان می‌دهند. دکتر سوزان‌هانسر، مسئول بخش موزیک درمانی دانشگاه برکلی می‌گوید:” فرقی نمی‌کند که چه آهنگی باشد، فقط آهنگی را انتخاب کنید که به شما حس خوبی می‌دهد.”

 ۴٫ برعکس حرف بزنید

 

وقتی خیلی عصبانی هستید یا استرس دارید سعی کنید حروف الفبا را از آخر به اول بگویید یا از صد برعکس به پایین بشمارید، تمرکز روی این کار موجب می‌شود که ذهنتان عامل استرس و فکر ناراحت‌کننده را برای مدتی فراموش کند. از آخر خواندن شعر و یا حتی برعکس حرف‌زدن می‌تواند همین تاثیر را داشته باشد.

 ۵٫ بالانس بزنید

 

در یک مطالعه عنوان شده است که در بعضی افراد، بالانس زدن و وارونه شدن برای چند ثانیه تا چند دقیقه می‌تواند موجب آرام شدن آنها شود. بازگشت سریع‌تر و راحت‌تر خون به داخل مغز و یا کم رسیدن خون حاوی اکسیژن می‌تواند موجب یک جور حالت سرخوشی شود. برعکس دیدن تصاویر و دنیای اطراف در این وضعیت هم می‌تواند توجه شما را از مساله استرس‌زا منعطف کند. حفظ تعادل در وضعیت وارونه هم بیشتر موجب متمرکز شدن و آرامش شما می‌شود.

 ۶٫ از ته دل بخندید

 

از نظر روانشناسان این مساله که خنده می‌تواند موجب آرامش شود کاملا ثابت شده است. خنده با پایین آوردن سطح کورتیزول در خون موجب کنترل استرس می‌شود. در مواقع نگرانی و استرس، سعی کنید از ته دل بخندید. برای خودتان جوک تعریف کنید. به یک خاطره بامزه فکر کنید و اگر هیچ کدام از اینها هم گیرتان نیامد همین طور الکی بخندید.

 ۷٫ آفتاب بگیرید

 

وقتی آفتاب با پوست بدن، تماس پیدا می‌کند عملکرد مواد شیمیایی و هورمون‌هایی مانند سروتونین که موجب پایدار شدن خلق می‌شود بهبود پیدا می‌کند. کمی‌آفتاب بگیرید، حتی اگر شده یک قرار کاری را در فضای باز انجام دهید یا ماشین‌تان را کمی ‌دورتر پارک کنید و کمی‌ زیر آفتاب قدم بزنید. اگر در خانه هستید، پرده‌ها را کنار بزنید، از نور روز استفاده کنید و کمی‌ کنار پنجره بایستید.

 ۸٫ طناب بزنید

 

طناب زدن فقط برای بدن سازها یا کسانی که به خاطر بیماری قلبی باید ورزش کنند مناسب نیست. بررسی‌ها نشان داده است که ۲۰ دقیقه طناب زدن مقدار زیادی اندروفین در بدن آزاد می‌کند. اندروفین هورمونی است که موجب بوجود آمدن سرخوشی می‌شود. به غیر از این حرکت تکراری و مداوم طناب موجب ریلکس شدن عضلات و تمرکز و آرامش اعصاب می‌شود.

 ۹٫ با دوستان تان تماس بگیرید

 

حمایت گرم یک بزرگ‌تر یا صحبت کردن با یک دوست در شرایط بحرانی می‌تواند کمک زیادی برای رسیدن به آرامش بکند. حمایت اجتماعی یکی از موثرترین روش‌هایی است که برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا و ناراحتی شناخته شده است. چند دقیقه صحبت کردن با پدر و مادر یا دوستی که حرفتان را می‌فهمد از هر آرام بخشی سریع‌تر عمل می‌کند. حتی اگر نمی‌توانید با آنها صحبت کنید برایشان پیغام بگذارید یا پیامک بفرستید.

 ۱۰٫ ماساژ درمانی را فراموش نکنید

 

اگرچه ماساژ درمانی می‌تواند موجب آرامش شما شود اما این بار ماساژ دادن برای رسیدن به آرامش پیشنهاد شده است. این توصیه آخر، مخصوص مادرانی است که فرزند کوچک دارند. طبق مطالعات انجام شده، مشخص شده است در آغوش گرفتن کودک و یا ماساژ دادن بدن یک نوزاد با روغن بچه می‌تواند علاوه بر آرامش کودک مجب آرامش مادر هم شود. با این کار سطح هورمون استرس کورتیزول در خون مادر پایین می‌آید.

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

دوشنبه 14 اسفند 1391  3:10 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 

دلـت را بتـکان …

30[WwW.Kamyab.IR]

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

31[WwW.Kamyab.IR]

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت …

32[WwW.Kamyab.IR]

دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت …

 

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!

34[WwW.Kamyab.IR]

حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند …

35[WwW.Kamyab.IR]

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد… دلت سبک شد؟

36[WwW.Kamyab.IR]

حالا این دل جای “او”ست

دعوتش کن

این دل مال “او”ست…

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا

37[WwW.Kamyab.IR]

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک “او”…

38[WwW.Kamyab.IR]

خـانه تـکانی دلـت مبـارک

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 17 اسفند 1391  11:01 AM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

قرار نبوده تا نم باران زد، دستپاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم که مبادا مثل کلوخ آب شویم



قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی،
ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی،
خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی ...




هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم
تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم
این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟




قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم،
از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم




بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند.




قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن،
طبقه روی طبقه برویم بالا




قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد
بی شک این همه کامپیوتر و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ...




تا به حال بیل زده‌اید؟
باغچه هرس کرده‌اید؟
آلبالو و انار چیده‌اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟
آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.




این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،
برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،
برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،
اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.




قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند.
آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،
که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم
و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.




من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،
بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه ‌زنده بودن مان.




قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، 
این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.




قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.



قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم.



قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی
یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.




قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن
و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم ...




چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای
که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده !




آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا ...


 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 18 اسفند 1391  2:29 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 

از گامهای بی توقـف زنـدگی غافـل نشویـد ...


زمان میگذره و زندگی گامهایش را بی توقف، رو به مقصدی نامعلوم همچون ساعت دقیقه ها را پشت سر میگذاره ! دوستان قدر لحظه های ناب زندگیتون رو بدونید و نگذارید هدر بره چرا که حتی ثانیه ای از گذشت زندگی قابل بازگشت نیست ...



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org




زندگی یک ساعت شماته داره

کوک شده برای مردن یا تولدی دوباره

زندگی یک ساعته

هر ثانیه اش یک نعمته

بدونید قدر همو آدما دم غنیمته

آی ادما دم غنیمته

روز مثل ثانیه و هفته مثل دقیقه هاست

عمر آدم شادی و غمگین به گذشته لحظه هاست

میگذره به خواب و بیداری و هوش و یا به مستی

خوش به حال اون کسی که از غم و غصه جداست

عمری که گذشته برگشت نداره

پیری هم مردنو سوغات میاره

بیایید دور بریزیم کینه هارو

باید آدم جای سازش بزاره

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

چهارشنبه 7 فروردین 1392  10:46 AM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 


وقتی که قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود،
وقتی نمیتوانیم‌ 
اشک هایمان ‌را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌ 
و 
بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ میشكند ...



وقتی احساس‌ میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است
و رنج‌ها بیشتر از 
صبرمان ...


وقتی امیدها ته‌ میكشد
و 
انتظارها به‌ سر نمیرسد ...


وقتی طاقتمان تمام‌ میشود
و تحمل مان‌ هیچ ...




آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ 
تو 
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ میكنی ...



آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا میكنیم
و 
تو را میخوانیم ...



آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ میكشیم
تو را 
گریه ‌میكنیم ... 
و تو را 
نفس میكشیم ...


وقتی تو جواب ‌میدهی،
دانه ‌دانه‌ 
اشکهایمان ‌را پاك‌ میكنی ...
و یكی یكی غصه‌ها را از 
دلمان ‌برمیداری ...



گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز میكنی
و 
دل شكسته‌مان‌ را بند میزنی ...


سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌ 
سبکی میگذاری و راحتی ...


بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی 
و بیشتر از حجم لب‌هایمان، 
لبخند ...



خواب‌هایمان‌ را تعبیر میكنی،
و دعاهایمان‌ را 
مستجاب ...



آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی ؛

قهرها را 
آشتی میدهی

و سخت‌ها را 
آسان 

تلخ‌ها را 
شیرین میكنی

و دردها را 
درمان 



ناامیدی ها، همه امید میشوند

و سیاهی‌ها 
سفید سفید ...

منبع:پرشین استار

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

شنبه 17 فروردین 1392  3:12 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 

آغـازی دوبـاره بر روزهای تـازه تـکرار زنـدگی

01-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

نوروز تمام شد و رفت
ما مسافرت‌هایمان را رفتیم و برگشتیم
فامیل‌های دور و نزدیک را دیدیم و شهرهایمان را دوباره پر از خاطره‌ها کردیم
روستاهایمان را پر از بهار و شکوفه نگاه کردیم
و عین خیالمان نبود که دوباره باید برگردیم و باز هم همان حرف‌ها
و همان کارهای همیشگی را که نامش زندگی است تکرار کنیم.

02-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

آخرهای اسفند کوله‌بارمان را به دوش گرفتیم و دستی به‌سر و رویمان کشیدیم
و از روزهای تکراری دست کشیدیم و رفتیم
خیلی‌هایمان سیاست را پشت در جا گذاشتیم و یاالله یاالله کنان
وارد خانه‌های هم شدیم و کنار سفره‌های هفت‌سین نشستیم
هر چند اقتصاد همانجا کنار آن سفره‌های هفت‌سین هم رهایمان نکرد؛ اما خندیدیم و گذشتیم
حرفی هم اگر زدیم، خیلی زود آن را با لبخندی عوض‌کردیم تا کاممان تلخ نشود.

03-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

نوروز تمام شد و رفت و ما حالا دوباره برگشته‌ایم که سال دیگری را آغاز کنیم
معلوم نیست تا کی دوباره دوام بیاوریم
معلوم نیست تا کی از باران و بهار و شکوفه‌ها لذت ببریم و همه چیز را بد نبینیم.

04-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

معلوم نیست تا کی دوام بیاوریم و از خودمان و دیگران و شهر و دیارمان بد نگوییم
معلوم نیست تا کی و کجا دوام بیاوریم و باز مثل روزهای عادی سال
مثل بعضی از خودمان زیر پای هم را خالی نکنیم.

05-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

نوروز و تعطیلات نوروز تمام شد و رفت و ما حالا دوباره برگشته‌ایم که کار کنیم
نوروز عیدی دادیم و عیدی گرفتیم و خوشحال شدیم
و حالا معلوم نیست تا کی هوای عید توی سرمان بماند و خوشحال شویم و خوشحال کنیم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

06-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

سال تازه آمده است و ما از درونمان احساس خوبی داریم
حالمان خوب است و البته انگار می‌ترسیم؛
می‌ترسیم از روزهایی که بیایند و ما تازگی را از دست بدهیم.

07-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

می‌ترسیم از روزها و شب‌هایی که دوباره خسته شویم و باز بگوییم که این سال کی تمام می‌شود
حالا در حال سبک‌و سنگین کردن روزهای آغاز سال هستیم.

08-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

می‌خواهیم بدانیم این روزهای آغاز سال روزهایی نیکوست یا نیست ؟!
ما این روزها مدام به این فکر می‌کنیم که سالی که نکوست از بهارش پیداست ؟

09-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

فعلا از باران‌های بهاری و شکوفه‌ها و درخت‌ها و خاطره‌های نوروز
و دید و بازدید‌ها و تبریک‌ها شادیم و می‌خندیم
انگار که بعضی از ما فقط باید تعطیل باشیم و بخوریم و بخوابیم و بگوییم و بخندیم که از زندگی لذت ببریم
همین است که می‌ترسیم از روزهایی که باید کار کنیم و خسته بشویم.

10-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

انگار بلد نیستیم و نمی‌دانیم که لحظه‌ها می‌گذرند
و نوروز‌ها می‌آیند و می‌روند و آنچه می‌ماند نتیجه کارهای ماست.

11-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

نوروز تمام شد و رفت
ما رفتیم و برگشتیم و حالا سالی دیگر پیش‌روی ماست؛
سالی که خودمان بیشترین سهم را در چگونه گذراندن آن داریم
سالی که باز هم تمام می‌شود
و این ماییم که باید در پایان آن دوباره به‌بهارش بنگریم و ببینیم آیا واقعا سالی که نکوست از بهارش پیداست ؟

12-Nice Picture[WwW.KamYab.IR]

نقل از: پرشین استار

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 12 اردیبهشت 1392  2:25 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 




 آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است

 وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما


 سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد

 اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید

 افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

 پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر

 كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم

 كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید

 انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند

 همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

 تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است

 دشوارترین قدم، همان قدم اول است

 عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید

 آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد

 وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید

 در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش

 امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست

 برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست

 امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم

 بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید

 آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند

 هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود

 اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید

 صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست

 وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند

 كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

 كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند

 بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی

 آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید

 اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید

 خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید

 خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد، ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد

 درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش

 انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند كه خیال می كند دیگران را فریب داده است

 كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند

 هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد

 كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

 اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت

 اینكه ما گمان می كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشی

منبع:پرشین استار

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

شنبه 21 اردیبهشت 1392  1:18 PM
تشکرات از این پست
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:زندگی

 

داستان بسیار زیبای پدری که تا دیر وقت کار می کرد

 

Pedar-Bose[WwW.Kamyab.IR]

مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.

- بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

- بله حتماً. چه سوال؟

- بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟

مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

- فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟

- اگر باید بدانی می گویم. ۲۰ دلار.

- پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می‌شود لطفا ۱۰ دلار به من قرض بدهید؟

مرد بیشتر عصبانی شد و گفت :‌ اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خرید اسباب بازی از من بگیری، سریع به اتاقت برو و فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم.

پسر کوچک آرام به اتاقش رفت و در را بست.

مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد. بعد از حدود یک ساعت مرد آرامتر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی خشن رفتار کرده است. شاید واقعا او به ۱۰ دلار برای خرید چیزی نیاز داشته است. بخصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش پول درخواست کند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.

- خواب هستی پسرم؟

- نه پدر بیدارم.

- من فکر کردم پاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این هم ۱۰ دلاری که خواسته بودی.

پسر کوچولو نشست خندید و فریاد زد : متشکرم بابا

بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله بیرون آورد.

مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد و گفت :‌ با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پئل کردی ؟

بعد به پدرش گفت : برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من ۲۰ دلار دارم. آیا می‌توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 30 خرداد 1392  10:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها