مسافر کربلا
بسم الله الرّحمن الرّحیم
«...انقلاب اسلامی باعث شد که سر از گریبان خود بیرون آوریم و دور و بر خود را بنگریم و به زندگی از دید دیگری نگاه کنیم. آری امام کاری بس عظیم کرد. باعث شد دنیا از خواب بیدار شود و انسانیت را دوباره یادآوری نمود.
من خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب رسول الله (ص) و حضرت علی (ع) می کنم و افتخار می کنم که مرام و مکتب من اسلام است. اسلام به من فهماند که چگونه بیندیش و چگونه راه را انتخاب کن. من با قلبی روشن خون خود را برای اسلام می ریزم و پیام می رسانم که با جاری شدن خونمان است که حکومت ما نورانی تر و به حکومت عدل صاحب الزمان (عج) متصل می شود. امیدوارم که حکومت ما زمینه ساز انقلاب امام مهدی (عج) باشد.
اما مادرجان بعد از شنیدن خبر شهادتم اشک نریز، زیرا امام بزرگوار ما نیز در سوگ فرزندش اشک نریخت. چون می دانست رضای خدا در این امر است. و شما پدر بزرگوارم وصیتم به شما این است که راه مرا در کمک به فقرا و نیازمندان ادامه دهید... .»
این قسمتی از وصیتنامه علیرضا کریمی است که در سن هفده سالگی به شهادت رسیده و وصیتنامه اش را در شانزده سالگی و سه ماه قبل از شهادت نوشته است. حالا می شود درک کرد معنای این جملۀ امام (ره) را: «اینان (شهیدان) ره صد ساله را یک شبه پیمودند و ما از این قافله دور هستیم».
علیرضا کریمی در بیست و دوم شهریور سال چهل و پنج، مقارن با ایام ماه مبارک رمضان در محله سیچان اصفهان به دنیا آمد. در کودکی نذر حضرت ابو الفضل (ع) می شود، مسؤول یکی از دسته های گروهان ابا الفضل (ع) بوده است و پیکر مطهرش بعد از شانزده سال در شب تاسوعا باز می گردد، هم زمان با اولین کاروان که راهی کربلا شد. برای آخرین بار که راهی جبهه می شد به مادرش گفته بود: «راه کربلا که باز شد بر می گردم».
آن چه خانواده و دوستانش از معنویت این نوجوان تعریف می کنند، از نماز و عبادت، کمک به نیازمندان، امر به معروف و نهی از منکر، فعالیت های سیاسی و فرهنگی اش در زمان انقلاب و دفاع مقدس و... همه و همه به نظر عجیب می آید، ولی واقعیت این است:
ماییم که عجیب شده ایم، ظرفیت انسان همان است و شهدا به ما ثابت کردند، شدنی است، شهدا معصوم نبودند با قدرت اختیار به اینجا رسیدند. علیرضا کریمیِ هفده ساله آرزوی زیارت کربلا داشت و امروز برای زیارت کربلا به او متوسل می شوند تا برایشان دعا کند، در پایان آخرین نامه اش نوشته بود به امید دیدار در کربلا – برادر شما علیرضا کریمی. به خودمان فکر کنیم که کجا باید باشیم و چه باید بکنیم، وظیفۀ ما چیست؟
این نوجوان هفده ساله و امثال او که کم نیستند به من و ما می آموزند و یادآوری می کنند که پایِ انقلاب چگونه باید ایستاد و چگونه باید منتظر ایستاد، منتظر نشستن هنر نیست ... .
منبع: کتابِ «مسافرکربلا» کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی