0

حافظ را خوبتر باید شنید

 
sajad2007
sajad2007
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 9109
محل سکونت : رفسنجان

حافظ را خوبتر باید شنید

 

چرا حافظ شیرازی، حافظ شد؟ این پرسشی است که اندیشمندان مختلف سعی کرده‌اند از مناظر و زوایای گوناگون به آن پاسخ دهند. در این نوشتار سعی خواهد شد تا از منظر سنت حکمی و عقلی اسلامیبدین سؤال پاسخ دهیم.

در سنت عقلی اسلامی حکیم آن است که خود تبدیل به جهانی عقلانی شده باشد. درست همان‌طور که جهان عینی موجود است. در واقع در نظام سنت عقلی اسلام، انسان حکیم مطابق همه هستی است. پرده‌ای است که همه هستی در آن منقوش شده است. این دقیقاً بدان دلیل است که انسان از این منظر واجد تمام اسما و صفات الهی است همان اسما و صفاتی که همه هستی نیز هر کدام بخشی از آن را به نمایش می‌گذارند. بنابراین آنچه همه هستی جزء جزء دارند وجود آدمی به کل داراست و حکیم شدن و یا شدن و گردیدن از منظر سنت عقلی اسلامی همان است که در زبان حافظ آدمی «آن چه خود دارد» را از قوه به فعل درآورد. از این روست که از آدمی تعبیر به «عالم صغیر» و گاه به معنایی دیگر «عالم کبیر» می‌کنند. این عالم صغیر آینه‌ای از هستی است. همان هستی‌ای که خود مرات اسماء الهی است. بنابراین دلیل خلیفه بودن آدمی هم به همان دلیل است که وی مظهر تمامی اسماء و صفات الهی است. هم آینه خدانمای است و هم فشرده و خلاصه‌ای از همه هستی.

حکیمی که در راه «شدن» و «صیرورت» گام بردارد، سخن به تقلید نمی‌گوید. کلام وی لفاظی و بازی با کلمات نیست. شعر وی هم همین ویژگی را دارد. از همین روست که پیامبر ختمی(ص) می‌فرماید: «و ان من الشعر لحکمة». سر مساله این است که شاعر حکیم خود را می‌شناسد، هستی را می‌شناسد، خدایش را هم می‌شناسد و با این عرفان حکایت فراق و وصل، خوف و رجا، حال و مقام، عشق و امید و شوق و جذبه خود را می‌سراید و چون به جاودانگی پیوند می‌خورد و خود را در میانه نمی‌بیند. چنان که می‌سراید:

                                  تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

او از میانه برمی‌خیزد اما مدعی می‌این عشق و امید و خوف از کجا می‌آید اگر خودی در میان نباشد؟ نکته آنجاست که این خودی هم مراتب دارد که از جسمانی و نفسانی و روحانی تشکیل شده است و آن که در میانه حافظ و معشوق نباید باشد، آنی است که نفس کثرت‌گرا و عقل معاش حسابگر است. همان «مابقی» است که جلال الدین بلخی رومی، از آن سخن می‌گوید:

                          ای برادر تو همه اندیشه‌ای /مابقی خود استخوان و ریشه‌ای

پنج شنبه 19 بهمن 1391  9:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها