پروانه از معلّم پرسید: راستی!... حجاب برای چیست؟.
• این پرسش را باید از گلها پرسید. چرا گلها پوشش دارند؟.
آنها کاسبرگ و گلبرگ دارند. گلها با کاسبرگهایشان خود را حفظ میکنند.
• امّا گل ها وقتی زیبایند، که عطر، بو و زیبایی خودشان را به دیگران ببخشند.
• گل ها زیبایند، امّا باید زیباییشان را به کسی ببخشند که زیباییشان را میشناسند و قدر آن ها را میدانند.
• در دنیا مگر کسی هست که قدر گل را نشناسد؟.
• حقّ با توست. همه، گل ها را دوست دارند، امّا هر کس برای کاری و منظوری. حتّی نگاه پروانهها، با نگاه زنبورها به گلها متفاوت است. زنبورها اگر چه دور گلها میگردند، امّا در وجود گل تنها کندو را میبینند و تولید موم و عسل را. حشراتی هم هستند که دائم از این گل بر آن گل مینشینند، دور گلها میگردند، امّا تنها به فراوانی نسل گلها میاندیشند، نه به هیچ چیز دیگر. نه به زیبایی گلها و عطر و بوی آنها. حتّی حیواناتی مثل؛ بز، الاغ و ... هم ممکن است گلها را دوست داشته باشند، امّا نه به خاطر خود گلها، بلکه برای پر کردن شکمهایشان.
آنگاه خانم معلّم رو به همه بچهها کرد و گفت: " ... شما دختران، گلهای زیبای خداوندید. آیا هیچ باغبانی دوست دارد گلهایش را در دست توفان و باد ببیند؟. او از ما میخواهد گل وجودمان را ارزان نفروشیم، بلکه آن را به کسی که تنها ما را دوست دارد و بس، هدیه بدهیم. حجاب ما، پوششی است که بر آن پیامی نانوشته دارد: من تنها به یک نفر میاندیشم؛ به کسی که مرا دوست دارد و قدر زیبایی مرا میداند."