0

از شما گذشتم

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

از شما گذشتم

محمد بن عجلان مى‏گويد: از امام صادق‏عليه‏السلام شنيدم كه فرمود:

امام چهارم‏عليه‏السلام هنگامى كه ماه مبارك رمضان داخل مى‏شد، متعرض غلام و كنيزش نمى‏شد و هر وقت هر يك از آنان خلاقى مرتكب مى‏شد، فقط پيش خودش مى‏نوشت: فلان غلام و كنيز در فلان روز، خلافى مرتكب شد و آنان را مجازات نمى‏كرد و همه موارد را جمع مى‏كرد؛ و وقتى آخرين شب ماه مبارك رمضان مى‏شد، همه را صدا مى‏كرد و آنان را دور خودش جمع مى‏كرد و بعد نوشته‏ها را مى‏آورد و مى‏فرمود:
فلانى! چنين و چنان كردى و من تنبيه نكردم؛ آيا يادت هست. او مى‏گفت: آرى و همين طور عمل مى‏كرد؛ تا به آخرين نفر آنان مى‏رسيد و از همه اقرار مى‏گرفت و بعد در ميان آنان مى‏ايستاد و مى‏فرمود: صداى خود را بلند كنيد و بگوييد: اى على بن الحسين! خداوند هر كارى را كه انجام دادى، نوشته، همان طور كه تو كارهاى ما را نوشتى و پيش خدا كتاب و نوشته‏اى است كه بر ضد توبه حق سخن مى‏گويد و هيچ كار كوچك و بزرگى را فرو گذارى نكرده، مگر اين كه آنها را نوشته است و هر چه كردى، پيش خدا حاضر و روشن است؛ همان طور كه كارهاى ما پيش تو حاضر است؛ پس گذشت كن و ببخش؛ همان طور كه از خدا اميد عفو و گذشت دارى و همان طور كه دوست دارى خدا از تو بگذرد، پس خودت هم گذشت كن؛ تا او هم بگذرد.
پس اى على بن الحسين! به يادآور كوچكى خود را؛ هنگامى كه در مقابل پروردگارت كه حاكم عادل است، مى‏ايستى؛ همان كسى كه ذره‏اى ظلم و ستم نمى‏كند و هم او گواه و كافى است؛ پس گذشت كن و ببخش كه خدا هم از تو بگذرد و صرف نظر كند؛ زيرا خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «و ليعفوا و ليصفحوا ألا تحبّون أن يغفرالله لكم؛ گذشت كنيد و ببخشيد. آيا دوست نداريد خداوند از شما گذشت كند». او اين جمله را زمزمه مى‏كرد و آنان هم با او همنوا مى‏شدند؛ در حالى كه امام ميان آنها ايستاده، گريه مى‏كرد و مى‏گفت:
پروردگارا! تو دستور دادى تا از كسى كه به ما ستم كرد، بگذريم و ما گذشت كرديم؛ پس تو هم گذشت كن؛ زيرا تو از ما و مأمورين ما سزوارتر به گذشت و عفو هستى؛
سپس رو به آنان كرده، مى‏گفت: من از شما گذشتم. آيا شما هم از من و كارهاى بدم گذشت كرديد؟ آنان مى‏گفتند: اى سرور ما! گذشت كرديم؛ پس امام به آنان مى‏فرمود: پس اين چنين بگوييد: خدايا! از على بن الحسين بگذر؛ همان طور كه او از ما گذشت كرد و او را از آتش جهنم، آزاد كن؛ همان طور كه او ما را از بندگى آزاد كرد و آنان نيز چنين مى‏گفتند و امام مى‏فرمود: اى پروردگار جهانيان! مستجاب كن؛ پس آزاد هستيد؛ برويد كه من شما را آزاد كردم و از شما گذشتم؛ به اميد اين كه خدا مرا ببخشد و آزاد كند و بعد، همه را آزاد كرد و هنگامى كه روز عيد فطر فرا مى‏رسيد، به آنان جايزه مى‏داد و آنان را از آن چه مردم دارند، بى‏نياز مى‏كرد.
بعد امام صادق‏عليه‏السلام فرمود: هيچ سالى نبود مگر اين كه امام سجادعليه‏السلام در آخرين شب ماه مبارك رمضان، حدود بيست بنده را آزاد مى‏كرد و مى‏فرمود: خداوند در هر شبى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان، هنگام افطار، هفتاد هزار هزار نفر را كه همگى مستحق عذاب هستند، آزاد مى‏كند و در آخرين شب ماه رمضان هم به اندازه همه ماه مبارك، آزاد مى‏كند و من هم دوست دارم كه خداوند، مرا هم ببيند كه بندگانى را كه در دنيا دارم، آزاد كردم؛ به ا ميد اين كه مرا از آتش جهنم آزاد كند.
امام سجادعليه‏السلام هيچ خادم و بنده‏اى را بيش از يك سال نگه نمى‏داشت و هر وقت بنده‏اى را اول يا وسط سال مالك مى‏شد، وقتى شب عيد فطر مى‏رسيد، او را آزاد مى‏كرد و سال بعد، افراد ديگرى را جايگزين مى‏كرد و دوباره سال بعد، آنان را آزاد مى‏كرد. او اين چنين بود؛ تا اين كه جهان مادى را وداع كرد و به عبارت ديگر، آنان را يك سال تربيت مى‏كرد؛ سپس آزاد مى‏كرد.
همچنين او سياهان و كسانى را كه به آنان نياز داشت، مى‏خريد و آنان را به سرزمين عرفات مى‏آورد و پس از بازگشت از عرفات، دستور آزادى آنان را صادر مى‏كرد و هدايايى نيز به آنان مى‏داد1.

پى‏نوشتها:

1. محمد بن عجلان قال: سمعت أباعبدالله‏عليه‏السلام يقول:
«كان على بن الحسين‏عليه‏السلام اذا دخل شهر رمضان لا يضرب عبداً له و لا أمة و كان اذا اذنب العبد و الأمة يكتب عنده: أذنب فلان، أذنبت فلانة يوم كذا و كذا و لم يعاقبه فيجتمع عليهم الادب،... حتى اذا كان اخر ليلة من شهر رمضان دعاهم و جمعهم حوله ثم اظهر الكتاب...»

مجلسى، بحارالانوار، ج‏46، ص‏103؛ به نقل از اقبال الاعمال.
محمود شریفی
منبع:آیینه رشد

دوشنبه 9 بهمن 1391  9:34 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها