محمد بن عجلان مىگويد: از امام صادقعليهالسلام شنيدم كه فرمود:
امام چهارمعليهالسلام هنگامى كه ماه مبارك رمضان داخل مىشد، متعرض غلام و كنيزش نمىشد و هر وقت هر يك از آنان خلاقى مرتكب مىشد، فقط پيش خودش مىنوشت: فلان غلام و كنيز در فلان روز، خلافى مرتكب شد و آنان را مجازات نمىكرد و همه موارد را جمع مىكرد؛ و وقتى آخرين شب ماه مبارك رمضان مىشد، همه را صدا مىكرد و آنان را دور خودش جمع مىكرد و بعد نوشتهها را مىآورد و مىفرمود:
فلانى! چنين و چنان كردى و من تنبيه نكردم؛ آيا يادت هست. او مىگفت: آرى و همين طور عمل مىكرد؛ تا به آخرين نفر آنان مىرسيد و از همه اقرار مىگرفت و بعد در ميان آنان مىايستاد و مىفرمود: صداى خود را بلند كنيد و بگوييد: اى على بن الحسين! خداوند هر كارى را كه انجام دادى، نوشته، همان طور كه تو كارهاى ما را نوشتى و پيش خدا كتاب و نوشتهاى است كه بر ضد توبه حق سخن مىگويد و هيچ كار كوچك و بزرگى را فرو گذارى نكرده، مگر اين كه آنها را نوشته است و هر چه كردى، پيش خدا حاضر و روشن است؛ همان طور كه كارهاى ما پيش تو حاضر است؛ پس گذشت كن و ببخش؛ همان طور كه از خدا اميد عفو و گذشت دارى و همان طور كه دوست دارى خدا از تو بگذرد، پس خودت هم گذشت كن؛ تا او هم بگذرد.
پس اى على بن الحسين! به يادآور كوچكى خود را؛ هنگامى كه در مقابل پروردگارت كه حاكم عادل است، مىايستى؛ همان كسى كه ذرهاى ظلم و ستم نمىكند و هم او گواه و كافى است؛ پس گذشت كن و ببخش كه خدا هم از تو بگذرد و صرف نظر كند؛ زيرا خداوند در قرآن مىفرمايد: «و ليعفوا و ليصفحوا ألا تحبّون أن يغفرالله لكم؛ گذشت كنيد و ببخشيد. آيا دوست نداريد خداوند از شما گذشت كند». او اين جمله را زمزمه مىكرد و آنان هم با او همنوا مىشدند؛ در حالى كه امام ميان آنها ايستاده، گريه مىكرد و مىگفت:
پروردگارا! تو دستور دادى تا از كسى كه به ما ستم كرد، بگذريم و ما گذشت كرديم؛ پس تو هم گذشت كن؛ زيرا تو از ما و مأمورين ما سزوارتر به گذشت و عفو هستى؛
سپس رو به آنان كرده، مىگفت: من از شما گذشتم. آيا شما هم از من و كارهاى بدم گذشت كرديد؟ آنان مىگفتند: اى سرور ما! گذشت كرديم؛ پس امام به آنان مىفرمود: پس اين چنين بگوييد: خدايا! از على بن الحسين بگذر؛ همان طور كه او از ما گذشت كرد و او را از آتش جهنم، آزاد كن؛ همان طور كه او ما را از بندگى آزاد كرد و آنان نيز چنين مىگفتند و امام مىفرمود: اى پروردگار جهانيان! مستجاب كن؛ پس آزاد هستيد؛ برويد كه من شما را آزاد كردم و از شما گذشتم؛ به اميد اين كه خدا مرا ببخشد و آزاد كند و بعد، همه را آزاد كرد و هنگامى كه روز عيد فطر فرا مىرسيد، به آنان جايزه مىداد و آنان را از آن چه مردم دارند، بىنياز مىكرد.
بعد امام صادقعليهالسلام فرمود: هيچ سالى نبود مگر اين كه امام سجادعليهالسلام در آخرين شب ماه مبارك رمضان، حدود بيست بنده را آزاد مىكرد و مىفرمود: خداوند در هر شبى از شبهاى ماه مبارك رمضان، هنگام افطار، هفتاد هزار هزار نفر را كه همگى مستحق عذاب هستند، آزاد مىكند و در آخرين شب ماه رمضان هم به اندازه همه ماه مبارك، آزاد مىكند و من هم دوست دارم كه خداوند، مرا هم ببيند كه بندگانى را كه در دنيا دارم، آزاد كردم؛ به ا ميد اين كه مرا از آتش جهنم آزاد كند.
امام سجادعليهالسلام هيچ خادم و بندهاى را بيش از يك سال نگه نمىداشت و هر وقت بندهاى را اول يا وسط سال مالك مىشد، وقتى شب عيد فطر مىرسيد، او را آزاد مىكرد و سال بعد، افراد ديگرى را جايگزين مىكرد و دوباره سال بعد، آنان را آزاد مىكرد. او اين چنين بود؛ تا اين كه جهان مادى را وداع كرد و به عبارت ديگر، آنان را يك سال تربيت مىكرد؛ سپس آزاد مىكرد.
همچنين او سياهان و كسانى را كه به آنان نياز داشت، مىخريد و آنان را به سرزمين عرفات مىآورد و پس از بازگشت از عرفات، دستور آزادى آنان را صادر مىكرد و هدايايى نيز به آنان مىداد1.
پىنوشتها:
1. محمد بن عجلان قال: سمعت أباعبداللهعليهالسلام يقول:
«كان على بن الحسينعليهالسلام اذا دخل شهر رمضان لا يضرب عبداً له و لا أمة و كان اذا اذنب العبد و الأمة يكتب عنده: أذنب فلان، أذنبت فلانة يوم كذا و كذا و لم يعاقبه فيجتمع عليهم الادب،... حتى اذا كان اخر ليلة من شهر رمضان دعاهم و جمعهم حوله ثم اظهر الكتاب...»
مجلسى، بحارالانوار، ج46، ص103؛ به نقل از اقبال الاعمال.
محمود شریفی
منبع:آیینه رشد