0

با 12 درهم 3 كار مهم

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

با 12 درهم 3 كار مهم

مردى حضور رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله، آمد وچون متوجّه شد كه پيراهن حضرت كهنه و پاره مى باشد، مبلغ دوازده درهم به آن حضرت داد. حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله، به علىّ عليه السلام فرمود: اين درهم ها را بگير و پيراهنى مناسب براى من خريدارى نما.
علىّ عليه السلام مى فرمايد: پول ها را گرفتم و روانه بازار شدم و پيراهنى به دوازده درهم خريده و نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آوردم.
حضرت نگاهى به آن پيراهن انداخت و اظهار داشت: اگر اين پيراهن را عوض كنى و فروشنده پس بگيرد، بهتر است.
به همين جهت نزد فروشنده برگشتم و گفتم: رسول اللّه اين پيراهن را دوست نداشت، اگر ممكن است آن را پس بگير، فروشنده هم پيراهن را تحويل گرفت و پول ها را برگرداند و چون پول ها را خدمت آن حضرت آوردم، با يكديگر روانه بازار شديم تا پيراهنى مطابق ميل خود خريدارى نمايد.
در مسير راه كنيزكى را ديديم كه كنارى نشسته و گريه مى كند، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، علّت گريه او را جويا شد؟
كنيز گفت: خانواده ام چهار درهم به من داد كه براى ايشان چيزى خريدارى كنم؛ وليكن آن ها را گم كرده ام و جراءت برگشتن به منزل راندارم.
در اين هنگام حضرت چهار درهم به كنيز داد و فرمود: به خانه ات برگرد.
سپس به بازار رفتيم و حضرت پيراهنى را به چهار درهم خريد و چون آن را پوشيد خدا را شكر نمود.
وقتى به سمت منزل مراجعت كرديم، در بين راه مرد برهنه اى را ديديم كه مى گفت: هر كس مرا بپوشاند، خداوند او را از لباس هاى بهشتى بپوشاند.
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، پيراهن خريدارى شده را از بدن خود در آورد و به آن مرد برهنه پوشانيد، سپس به بازار برگشتيم و حضرت پيراهنى ديگر به همان مبلغ خريدارى كرد و پوشيد و شكر خدا را نمود، و چون به طرف منزل مراجعت كرديم، هنوز آن كنيزك در جاى خود نشسته بود.
حضرت رسول به او فرمود: چرا به منزلت نرفته اى؟
كنيز پاسخ داد: مى ترسم مرا كتك بزنند، حضرت فرمود: همراه من بيا تا به منزلتان برويم.
پس حركت كرديم و چون به منزل رسيديم، پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله جلوى درب منزل ايستاد و اظهار داشت: (( السّلامُ عَلَيْكُمْ يا اءَهلَ الدّار))؛ كسى جواب نداد، حضرت دومرتبه سلام كرد و باز جوابى نشنيد.
و چون مرتبه سوّم سلام بر اهل منزل داد، از درون منزل جواب آمد: ((وَ عَلَيْكَ السّلامُ يا رَسُول اللّه ورحمة اللّه و بركاته))؛ رسول خدا فرمود: چرا در مرحله اوّل و دوّم جواب سلام مرا نداديد؟
در پاسخ اظهار داشتند: چون سلام شما را شنيديم، دوست داشتيم كه صداى شما را بيشتر بشنويم.
پس از آن پيامبر خدا اظهار داشت: اين كنيز شما در آمدن به منزل قدرى تاءخير داشته است، از شما مى خواهم او را شكنجه نكنيد.
اهل منزل گفتند: اى رسول خدا! به جهت قدوم مبارك شما او را آزاد كرديم.
امام علىّ عليه السلام افزود: چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، چنين ديد فرمود: شكر خدا را كه چه بركتى در اين دوازده درهم قرار داد كه دو برهنه پوشيده گشتند ويك بنده آزاد شد.(1)
--------------------------------------
1-خصال شيخ صدوق: ص 490، ح 69، أ مالى صدوق: ص 197، ح 5، حلية الا برار: ج 1، ص 200، بحارالا نوار: ج 16، ص 214

دوشنبه 9 بهمن 1391  5:43 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها