کم بودن ساعات مفید کاری و کارگریزی از آفات اجتماعی و اقتصادی کشور ماست مطلب زیر به اختصار به بررسی این موضوع می پردازد.
ضعف فرهنگ و اخلاق کار که در قالب ضعیف بودن مسئولیت پذیری شغلی نمود می یابد از نظر بسیاری از محققان یکی از موانع اصلی توسعه یافتگی در ایران محسوب می شود نبودفرهنگ مناسب کار در کشور ما موجب شده است تا "کم کاری" یا "کارگریزی" در میان مردم به نوعی عادت تبدیل شود و افراد در بسیاری از موارد ارزشی برای شغلی که در جامعه به عهده دارند قائل نشوند چه عواملی باعث به وجود آمدن کارگریزی کارکنان خواهد شد؟ راه حل رفع مشکل چیست؟ در این مقاله مهم ترین علل بروز کارگریزی مورد بررسی قرار گرفته و سعی می شود راهکارهای مناسب ارائه شود:
ارتباط "فرهنگ کار" با کارگریزی
مفهوم "فرهنگ کار" از اهمیت زیادی برخوردار شده است به طور کلی فرهنگ کار به مجموعه ارزش ها و نگرش های پذیرفته شده یک گروه کاری در انجام فعالیت های یک سازمان گفته می شود که کمتر در جامعه ایرانی تعریف شده است از مهم ترین نشانه هایی که ضعف فرهنگ کار در ایران را مشخص می سازد می شود به "کارگریزی" اشاره کرده که می توان با مواردی از قبیل گریز از محل کار غیبت های مکرر مرخصی های روزانه و ساعتی مکرر بی انگیزگی در کار اتلاف وقت در محل کار و امثالهم را به عنوان مصادیق آن برشمرد که متاسفانه به صورت بارز در محیط های کاری ایران وجود داشته و قابل مشاهده می باشند.
4 ریشه پایین بودن سطح مسئولیت پذیری شغلی
ریشه اول: وجود تبعیض و گزینش های انتخابی
در بسیاری از سازمان ها افرادی وجود دارند که دارای دانش و تخصص بالایی هستند ولی به خاطر برخورد گزینشی و انتخابی و وجود تبعیض در جایگاه پایینی قرار می گیرند و بالعکس طبیعتا این وضعیت می تواند باعث کاهش بازدهی کاری کارکنان و همچنین کم انگیزگی کارکنان در پرداختن به وظایف شغلی مورد نظر شود.
ریشه دوم: عدم توجه به علاقه و استعداد در انتخاب شغل
به کار گماردن افراد در مشاغلی که نه در آنها استعداد قابل توجهی وجود دارد و نه علاقه قابل ملاحظه ای به حوزه های فعالیت شان در آنها مشاهده می شود قاعدتا منجر می شود که افراد نه تنها پیشرفتی در شغل خود نداشته باشند بلکه سطح رضایت شغلی آنها نیز بسیار نازل باشد پس بسیار طبیعی به نظر می رسد که چنین افرادی "کارگریز" باشند.
به کار گماردن افراد در مشاغلی که نه در آنها استعداد قابل توجهی وجود دارد و نه علاقه قابل ملاحظه ای به حوزه های فعالیت شان در آنها مشاهده می شود قاعدتا منجر می شود که افراد نه تنها پیشرفتی در شغل خود نداشته باشند بلکه سطح رضایت شغلی آنها نیز بسیار نازل باشد پس بسیار طبیعی به نظر می رسد که چنین افرادی "کارگریز" باشند
ریشه سوم: عدم درک اهمیت برخی شغل ها در جامعه
در کشورهای کمتر توسعه یافته که بهره وری نیروی کار در سطح پایینی قرار دارد بسیاری از شاغلان شغل های مختلف از خرده فروشان کالا و خدمات گرفته تا کارگران و کارمندان به صورت آگاهانه یا ناخود آگاه اهمیت و جایگاه شغل خود را در جامعه درک نمی کنند و کمتر به این مسئله می اندیشند که در غیاب شغل آنها چه تبعات منفی مختلفی دامنگیر جامعه خواهد شد طبیعتا چنین افرادی به منظور اینکه وجهه اجتماعی بیشتری کسب کنند اهمیتی برای شغل فعلی در نظر نگرفته و تمام هم و غم خود را بریافتن راه گریزی برای انتقال به قسمت های دیگر متمرکز می کنند.
ریشه چهارم: نگرش های اجتماعی به زندگی کارکنان
متاسفانه نگرش قالب در جامعه ما در مورد "کار" عبارت است از بهتر پنداشتن و به عبارتی خوشبخت دانستن افرادی که مجبور به انجام کار نیستند یا کارهای ساده و راحتی را برعهده دارند و در مقابل مشکل پنداشتن زندگی کسانی که کارهای دشوار و سخت جامعه را انجام می دهند طبیعتا چنین نگرشی می تواند گریز از کار و تلاش برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت های شغلی را دامن بزند.
4 راهکار
راهکار اول: توسعه شایسته سالاری
"شایسته سالاری" را می توان انتخاب بهترین ها در مناسب ترین جایگاه تعریف کرد اگر چه هیچ کسی یافت نخواهد شد که خواهان شایسته سالاری نباشد اما هر فردی "شایسته" را به نوعی تعریف می کند لذا باید در انتخاب افراد ابتدا معیارهای اساسی انتخاب شده به نحوی که تخصص گرایی، استعداد و علاقه به شغل در درجه اول این معیارها قرار گیرد تا زمینه ساز فرهنگ مناسب کار در جامعه گردد.
راهکاردوم: آموزش مستمر کارکنان در ادارلت و سازمان ها
آموزش مستمر کارکنان منجر به افزایش توانایی فکری کارکنان ایده های جدید رضایتمندی کارکنان تقسیم قدرت در بین کارکنان و .... خواهد شد که منجر می شود کارکنان از کار خود لذت ببرند و پیوسته در حال پیشترفت باشند.
رهکار سوم: اهمیت دادن به همه مشاغل
اگر به هر شغل به عنوان یک کار مهم و مورد نیاز در سازمان توجه شود هیچ گاه مقایسه بین مشاغل و مشخص کردن مهم ترین و کم اهمیت ترین پیش نمی آید در این صورت هیچ کس از کاری که انجام می دهد احساس کوچکی نمی کند و به اهمیت شغل خود در جامعه باور خواهد داشت پدیده ای که به معنای رضایت شغلی بیشتر و انگیزه بیشتر در انجام وظایف شغلی خواهد بود.
"شایسته سالاری" را می توان انتخاب بهترین ها در مناسب ترین جایگاه تعریف کرد اگر چه هیچ کسی یافت نخواهد شد که خواهان شایسته سالاری نباشد اما هر فردی "شایسته" را به نوعی تعریف می کند لذا باید در انتخاب افراد ابتدا معیارهای اساسی انتخاب شده به نحوی که تخصص گرایی، استعداد و علاقه به شغل در درجه اول این معیارها قرار گیرد تا زمینه ساز فرهنگ مناسب کار در جامعه گردد
رهکار چهارم: افزایش نقش کارکنان در تصمیمات سازمان
یکی دیگر از روش های کنترل و از بین بردن "کارگریزی" تقسیم قدرت و اجازه دادن به کارکنان برای تصمیم گیری براساس سطح مسئولیت و وظیفه اداری کارکنان می باشد مشارکت در تصمیم گیری باعث می شود که استرس ناشی از انتظارات نامشخص و در حال تغییر مدیریت کاهش یابد که در نهایت می تواند منجر به افزایش انگیزه کار بهبود کمیت و کیفیت در عملکرد کارکنان و امثالهم شود.
سخن آخر
متاسفانه "کارگریزی" یکی از آفت های محیط کاری در جامعه ایرانی است که براثر عوامل متعددی به وجود آمده است که نمایانگر ضعف فرهنگ کار در جامعه بوده و یکی از موانع توسعه یافتگی به شمار می رود. در راستای فرآیند توسعه یافتگی لازم است که برنامه ریزی های لازم جهت کاهش کارگریزی و اعتلای فرهنگ کار در جامعه صورت گیرد لذا ضروری به نظر می رسد که این موضوع به صورت جدی مورد بررسی قرار گرفته و راهکارها و برنامه ریزی های مناسب در این زمینه انجام شود.