0

متن ادبی «صراط مستقیم»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

متن ادبی «صراط مستقیم»

قدرى درنگ کن، در این واهه‏هاى جدا شده از بوق و زنگ.
تو میهمان مردى هستى که صراط المستقیم، رو به روى انگشت اشاره اوست.

حج فقیران، استطاعت سفر به لحظه‏هاى نورانى ادراک مى‏دهد.
آرام قدم بردار. تو در محدوده آرامشى و بوى مدینه در این محیط پر مى‏زند.
باور کن بى هیچ حاجتى هم اگر آمده باشى، دست خالى برنخواهى گشت.
«هشتمین چراغ روشن شد»
معصومه داوودآبادى
«آب زنید راه را هین که نگار مى‏رسد مژده دهید باغ را بوى بهار مى‏رسد»
کوچه‏هاى ذیقعده را پشت سر مى‏گذارم و در یازدهمین منزل فرود مى‏آیم. اینجا پروانه‏هاى سپید، چشمان پنجره‏ها را پوشانده‏اند.
هر طرف که نگاه کنى، ترانه میلاد است و خنیاگرانى که بر دف‏ها مى‏کوبند. تو آمده‏اى، با ردایى از سپیده تا آهوان توس را ضمانت کنى.
مى‏شناسمت، اى هشتمین چراغ!
نامت، دستگیر دل‏هاى بى‏پناه و شبکه‏هاى ضریحت، پلى است تا نیازمندان، از رودخانه‏هاى رنج، عبور کنند. تو آمده‏اى تا مهربانى‏مان بیاموزى.
دوستت دارم اى سنگ صبور این همه قلب بى‏قرار!

یک شنبه 24 دی 1391  8:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها