0

متن ادبی «دُر دُرج امکان»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

متن ادبی «دُر دُرج امکان»

سید محمود طاهرى
دوباره هستى، سر جشن و پاى‏کوبى دارد و با انگشت خود، به تولد نوزادى اشاره مى‏کند که هشتمین تکیه‏گاه است و هشتمین لنگر آرامش. نوزادى که هم «رضا» ست و هم «صابر»؛ هم «رضىّ» است و هم «وفىّ»؛ نوزادى که از همان آغاز از پیشانى‏اش نور مى‏چکید و از دستانش سخا.
امام بحق شاه مطلق که آمد ***حریم درش قبله‏گاه سلاطین
شه کاخ عرفان گل شاخ احسان ***دُر دُرج امکان مه برج تمکین
على بن موسى الرضا کز خدایش ***رضا شد لقب، چون رضا بودش آیین
ز فضل و شرف، بینى او را جهانى ***اگر نبْودت تیره چشم جهان‏بین
اگر خواهى آرى به کف دامن او ***برو دامن از هر چه جز اوست برچین
جامى

یک شنبه 24 دی 1391  5:36 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها