0

متن ادبی «امام غريب»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

متن ادبی «امام غريب»

اشارات :: آبان 1387، شماره 114
سخت است جدا شدن از شهر خاطره هاي پيامبر؛ اما تو «رضا» شده اي به رضاي الهي؛ غريب آمده اي تا اسلام را از غربت بيرون بياوري، تا غريبه ها را آشنا كني با هم.
كبوتران مسافر را بنگر؛ رنج دوري را به جان مي خرند تا نزديك باشند به تو؛ كسي كه تو را دارد، غريب نخواهد شد.
چشم ها در ايوان طلاي تو، مثل گمشده ها به اصل خويش،‌به روزگار وصل خويش بازمي گردند. سناباد طوس، ‌منزلي شده است تا هر كسي خودش را دوباره بيابد. آدمي، غريب است در اين دنيا و تو امام غريباني؛ آدمي مسافر است و تو كاروان سالارِ مسافران عشق؛ با ما بمان تا از رواق هاي تو، به دروازه هاي ملكوت برسيم.

یک شنبه 24 دی 1391  5:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها