0

شعر «بارگاه امن تو»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

شعر «بارگاه امن تو»

طیبه تقی‏زاده
زخمی‏تر از همیشه تو را داد می‏زنند *** این آهوان خسته که فریاد می‏زنند
صحرا غریبه است و پر از دام‏های مرگ *** هر جا نگاه می‏کنی انگار پای مرگ
اینجا کسی برای کسی سرپناه نیست *** رحمی که نیست، کشتن آهو گناه نیست
هر کس برای خاطر خود صید می‏کند *** ضامن که نیست، هیچ کسی دادخواه نیست
اینجا مسائلی است که دیگر عجیب نیست *** گرگ از شکار کردن خود رو سیاه نیست
حالا که هیچ راه فراری نمانده است *** غیر از حریم امن شما بارگاه نیست
حالا منم که رو به ضریحت نشسته‏ام *** زخمی‏تر از همیشه و تنها و خسته‏ام
آماده می‏شوم که دلم را برای صید... *** در دام عشق افکنی‏ام تا برای صید
دل بر ضریح عشق تو تنها گره زدم *** خود را به تو حقیقت زیبا! گره زدم
دستی بکش تو بر سر آهوی خسته که... *** از دام‏های این همه صیاد رسته که...

یک شنبه 24 دی 1391  5:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها