0

شعر «هواي زيارت»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

شعر «هواي زيارت»

زائر کوي رضايم روز و شب‏
در هواي آشنايم، روز و شب‏
رهسپار راه سبز راستي‏
راهي راه ولايم، روز و شب‏
جز زلال عطر روي يار نيست‏
در گذار لحظه‏هايم، روز و شب‏
تا به اوج سبز گردون مي‏رسد
نغمه‏ام، شورم، نوايم، روز و شب‏
سرخوشم از جرعه‏ي ميناي او
مست از جام بلايم، روز و شب‏
تا به سمت عشق، روآورده‏ام‏
زائر آيينه‏هايم، روز و شب‏
تا به سوداي رضا دل بسته‏ام‏
از همه عالم رهايم، روز و شب‏
يک صداي آشنا از دورها
مي‏کند هر دم صدايم، روز و شب‏
دل به دست عشق دادم، تا شود
در حريم عشق، جايم، روز و شب‏
جان سپار راه جاويد رضا
رهرو آل عبايم، روز و شب‏
بر گل رخساره‏ي مولا قسم!
در هوايم در هوايم، روز و شب‏
دل رها کردم به دست روشني‏
تا شود کوي وفايم، روز و شب‏
در هوايش، در هوايش سرخوشم‏
ساکن کوي وفايم، روز و شب‏
قبله‏ام تا خاک خوشبوي رضاست‏
از دل و از جان، جدايم، روز و شب‏
تا به سويش رونمودم «نسترن»
لحظه لحظه با خدايم، روز و شب‏

-----------------------------------
 

منبع:كتاب حريم سبز عشق

یک شنبه 24 دی 1391  3:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها