0

عصر علمي (1)

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

عصر علمي (1)

عصر عباسي از لحاظ نشر علوم در محيط اسلامي از راه ترجمه کتب يونان و هند و ايران بزبان عرب و هم از نظر قدرت ظاهري اسلام و وسعت نطاق مسلمين و جمع علوم و تعدد کتابخانه¬ها و تمرکز دانشمندان و کثرت نويسندگان مختلف از نژادها و السن? گوناگون در محيط مسلمين عصر علمي اسلامي نام گرفته است.
خاندان رسول (ص)
اين فضيلت و مزيت از آن خاندان رسول (ص) است که چون ستارگاني درخشان در تاريخ اسلام با پخش نور علم و ايمان، و ايمان و علم راه بشر را روشن نمودند خدمت بعلم اين برگزيدگان الهي فقط تدريس و کتابت و بيان نظريه علمي نبوده است بلکه شبهاي تار بارهاي گران از آذوقه را بر دوش کشيده و بخان? ايتام و مساکين رسانيده¬اند لهذا اهل عقل و بينش بخوبي يقين کرده¬اند که براستي پيشوايان راستين خاندان رسول معصومين از خطا و گناهند.
عمل صالح و ايمان خالص، خود سوختن و بفضاي ديگران نور بخشيدن، و در نهان بيشتر از عيان بنفع عموم کوشيدن و جوشيدن، و سود خود فداي سود مسلمين کردن و دست و دل از خلق شستن، و سرا پا با جسم و جان بخداي متعال متوجه بودن، با آه و نال? ستمديدگان هم آوا شدن تا لحظات واپسين خير خلق خواستن، از دعوت بحق و ارشاد نياسودن، از صدم? جسم، و آواز روح دلسرد نگشتن، و پيوسته دم از خدا زدن، و دعاي خير کردن و سرانجام مقتول و يا مسموم برضاي خدا و رحمت حق پيوستن، خاص? خاندان پاک رسول (ص) است و اينها خود دلائل محبوبيت و مزيت ويژه ايشان است.
کشور اسلامي در عصر امام (ع)
کشور پهناور اسلامي آن روز که مصر را بعنوان يک استان در قار? افريقا داشت و از اين سوي ديگر از راه اندلس در قلب اروپا و کشورهاي گل نفوذ کرده و از آسيا تا بديوار چين را زير پر گرفته بود. آسيا، اروپا، افريقا، سه قاره بزرگ با ملل مختلف، نژادهاي گوناگون و زبان¬¬هاي متنوع منطق? وسيع اسلامي را تشکيل مي¬داده است و مسلم است که اداره اين خاک پهناور با وسائل نقليه آن روز چه دشوار بوده است وانگهي مردم مسلمان با تمام فشار بني¬اميه و بني عباس بيدار شده و دانسته بودند که «خلافت» و امامت از آن خاندان رسول است بدين علت و علل ديگر سرداران باختلاف برخاستند خاصه طاهريان از خراسان.
دعوت از امام (ع)
مأمون خليف? وقت از چاره¬انديشي بماند مشورت¬ها نمود و انديشه¬ها کرد صلاح چنان ديد که از نام و آبروي شخصيتي شخيص که مورد قبول خاص و عام است در ايجاد آرامش و امنيت کشور استفاده کند چنين بزرگ و بزرگواري که تمام مسلمين و حتي اهل کتابش ببزرگي بپذيرند، و بلياقت بستايند، بجز وجود امام حضرت علي بن موسي الرضا (ع) کسي نبود.
اين بود يکي از جهات دعوت مامون از امام (ع)، مامون به مرو و امام در مدينه بودند پس از اين دعوت که در حقيقت «احضار» بود پس از ورود امام به مرو بعللي چند که موجب طول مقال است اين عهدنامه را مامون بخط خود بنام امام نوشت و ارکان حکومتش بيعت کردند، و مشاورين و نزديکانش شهادت خود نوشته و امام هم بخط خود در ظهر عهدنامه و بين سطور خط مامون جواب نوشتند.

ترجمه اين عهد¬نامه تاريخي در اين مبارک¬نامه که منسوب بمرقد مطهر امام است، بسي مناسب مينمود تا دوستداران صاحب دل و اهل ولايت را بکار آيد و اهل تحقيق از ملل ديگر گوشه¬اي از زندگاني يک نمونه کامل تاريخ اسلام را ببينند خودت اعتراف دارم اين ترجمه آن چنان که بايد رسا نيست اما بحد خود کوشيدم که متن محفوظ و ترجمه رسا و موجز و سليس باشد بمناسب موضوع عناويني بر ترجمه افزوده و متن عهد ¬نامه را با يک نسخه خطيو دو سه نسخه مطبوع مقابله و موارد اختلاف را نوشتم اميد است بپيشگاه امام (ع) مقبول افتد، و اهل نظر از راهنمائي دريغ نفرمايند.
اربلي گويد«علي بن عيسي اربلي گويد بسال ششصد و هفتاد هجري يکي از کارگردانان مشهد شريف امام علي الرضابن موسي(ع) بما وارد شد و عهدنامه¬اي که مامون بخط خويش نبشته و بين سطور و در ظهر آن بخط امام(ع) نوشته¬هاي چندي بود با خود آورد. محل قلم امام را بوسيدم و در بوستان کلامش بگردش پرداختم و آگاهي بر آنرا از الطاف و نعمتهاي او شمردم و همه را حرف بحرف نقل نمودم.»
بسم الله الرحمن الرحيم
اين نامه¬ايست که اميرالمؤمنين عبداله پسر هارون الرشيد براي علي بن موسي بن جعفر (ع) وليعهد خود نوشته است اما بعد: همانا خداي عزوجل دين اسلام را برگزيد و از بندگانش پيامبراني انتخاب فرمود که بر ذات پاکش دليل و بسويش راهنما باشند پيامبران اول بآمدن انبياء بعد مژده دادند و همه پسينيان براستي دعوت پيشينيان خود تصديق کردند تا سلسل? پيامبري پروردگار بمحمد (ص) انجاميد رسالت محمد(ص) در دوره فترت رسل واند راس علم و انقطاع وحي و نزديکي قيامت بود.
خداوند با بعثت محمد (ص) انبياء را ختم فرمود، و وي را گواه صدق و حافظ دين و ميهن و سرور پيامبران قرار داد و کتاب گرامي خويش را باو فرستاد. کتابي که لاياتيه الباطل من بين يديه و لامن خلفه تنزيل من حکيم مجيد
حلال و حرام
آنچه را حلال نموده يا حرام فرموده وعده نيک داده يا وعيد از عذاب بر حذر داشته و ترسانيده فرمان باتيان امري داده و يا از امري بازداشته است تصور باطل و گمان نقض نميرود تا حجتي بالغ بر خلق خداي باشد:
ليهلک من هلک عن بينة و يحيي من حي عن بينة و ان الله لسميع عليم.
رسول گرامي (ص) از سوي خداوند وظيفه رسالت خويش برسانيد و براه خداوندي همگان را بدانچه خداي فرمان داده از حکمتها و پندهاي خوب و سخن نيک گفتن و روش نيکوتر، رسالتش را ابلاغ فرمود سپس به پيکار و جهاد مامور شد تا بگاهي که خداوندش بسوي خود ببرد و نعيم خاص خويش بسودش برگزيد خداوند برو درود فرستد.
خلافت
چون بعثت انبياء و وظائف پيامبري پايان يافت و خداوند با محمد (ص) وحي و رسالت را ختم نمود قوام دين و نظام کار مسلمين را به« خلافت » قرار داد عزت و تمامت خلافت و قيام بحق را بسته بطاعتي قرار داد که فرايض و حدود و شرايع اسلام و سنن الهي را با کوشش تمام و پيکار با اعداي خداوند احيا کند سپس بر خلفاي خداوندي است که طاعت خداي کنند که حضرت او جل جلاله حفظ حدود دين، و نگهباني بندگان خود را بديشان واگذارده است و بر مسلمين است که از خلفايشان فرمان برند و بر اقامه حق خدا و عدل او ياريشان
کنند تا خونها محفوظ بماند و راهها و رهپيمايان در امن و امان باشند، و پراکندگان جمع گردند، و اصلاح ذات‌البين شود، در صورت خلاف اين، رشته وحدت مسلمين باضطراب کشد، اختلاف افراد، اختلال ملت، شکست دين، و چيرگي دشمنانشان پديد آيد، چه که عقايد پراکنده و گفتارشان جدا جدا و زيان دنيا و خسران آخرت نصيبشان خواهد گشت.
پس بر هر که خداوندش در زمين «خلافت» بخشود، و امين بر خلقش برگزيد، سزد که بجان در ره خداي بکوشد، و در آنچه رضاي خداي و طاعت حضرت اوست بتمام نيرو اقدام کند، و اسباب انجام آنچه خداوند از او بخواهد فراهم سازد و بحق عمل کند، و بوظائفي که خدا از او خواسته، بدادگري عمل نمايد: پروردگار عزوجل به پيامبرش داود (ع) فرمود:
يا داود انا جعلناک خليفة في الارض فاحکم بين الناس بالحق و لاتتبع الهوي فيضلک عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب و قال الله عزوجل فوربک لنسئلنهم اجمعين عما کانو يعملون.
و بما چنين رسيده که عمربن خطاب مي¬گفت:« اگر بزغاله¬اي در ساحل فرات ضايع شود، بيم از آن دارم که خداوندم از آن بپرسد بعزت و عظمت خداوندي سوگند است که مسئوليت انفرادي شخص بر عمل خاص در مقابل پروردگار که چه سنگين است و خطري عظيم؟
پس مسئوليت کسيکه ادار? امت را بر عهده دارد چه گونه خواهد بود......؟
با تمام اين بخداوند اعتماد است و بحضرت او فقط التجا و اميد و رغبت، که توفيق بخشايد و از لغزشها نگهدارد و بر راه حق استوار بدارد و بدان سوي که حجت الهي ثابت است هدايت فرمايدآنراه که فوز و رستگاري خداوندي است و رحمت و رضوان ذات اقدس او جلت عظمته در آنست. از هم? امت کسي بيناتر است که در دين خدائي از همگان بيشتر و پيشتر نصيحت کند و بتمامت عمر بکتاب خداوند و اوامر او جل جلاله و سنت نبي او (ص) عمل نمايد، و با تمامي قوا و راي و نظر درباره کسي که پس از خود جانشين خود تعيين مي¬کند
بکار برد، تا کسي را براي «ولايتعهدي» و پيشوائي مسلمين برگزيند که مردم را اداره کند و پناهگاه امت باشد و نشان هدايت تا پراکندگان را گرد آورد و آشفتگان را بيآرايد و بفرمان خداوندي خونشان را بامنيت نگهدارد و از وقوع اختلاف و فسادشان جلو گيرد و از وساوس و کيد شيطان جامعه را بدور دارد.

یک شنبه 24 دی 1391  12:06 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها