0

شما امام من هستید

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

شما امام من هستید

یکی از دوستان ابن ابی‏کثیر بعد از شهادت امام موسی‏کاظم علیه‏السلام ، همه درباره امام بعدی دچار شک و تردید شده بودند. همان سال برای زیارت خانه خدا و دیدار بستگانم به مکّه رفتم.
یک روز، کنار کعبه، علی‏بن‏موسی‏الرضا علیه‏السلام را دیدم. با خود گفتم: «آیا کسی هست که اطاعتش بر ما واجب باشد؟»
هنوز حرفم تمام نشده بود که حضرت رضا علیه‏السلام اشاره‏ای کردند و گفتند: «به خدا قسم! من کسی هستم که خدا اطاعتش را واجب کرده است».
خشکم زد. اول فکر کردم شاید متوجه نبوده‏ام و با صدای بلند چیزی گفته‏ام. اما خوب که فکر کردم، یادم آمد که حتی لب‏هایم هم تکان نخورده‏اند. با شرمندگی به امام رضا علیه‏السلام نگاه کردم و گفتم: «آقا!... گناه کردم... ببخشید!... حالا شما را شناختم. شما امام من هستید».
حرف «ابن ابی‏کثیر» که به این‏جا رسید، نگاهش کردم ... بغض راه گلویش را گرفته بود.

منابع مقاله:
مجله، هنر دینی، شماره 6، ؛
www.hawzah.net

شنبه 23 دی 1391  11:22 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها