0

سيره نبوى

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

سيره نبوى

یكی از ویژگی­های پیامبران از نظرگاه قرآن، امر به معروف و نهی از منكر گفتاری و رفتاری است.
آنان برای رسیدن به هدف مقدس خود كه همانا رساندن جامعه به یكتاپرستی و توحید در تمام ابعاد و جوانب زندگی است؛ به شناساندن معروف؛ یعنی هر آنچه مردم را به خداوند نزدیك می­سازد و نیز منكر؛ یعنی عاملی كه انسان را از حركت به سوی خدا باز می­دارد، می­پرداختند.
كار شناسایی و دعوت در زمانی خاص محدود نمی­گشت، بلكه كاری مداوم بود كه پی­گیری و خستگی­ناپذیری از خصوصیات بارز آن به شمار می­رفت. تمسخر و استهزا، آزار و اذیت، سختی و مشكلات كار و نه هیچ عامل دیگری آنان را باز نمی­داشت. پیامبر خاتم9 حتی پیش از بعثت و آن زمان كه در دوران جوانی به سر می­برد نسبت به منكر ظلم و ستم بر مظلومان احساس مسؤولیت می­كرد و تا جای توان برای ستاندن حقوق از دست رفته­ی بندگان خدا تلاش می­نمود.
پیمان حِلف الفُضول نمونه­ای از این كاركردهاست. بنیان­گذاران این پیمان كسانی بودند كه نامشان از ماده­ی فضل مشتق بود و بنابر نقل مورخ شهیر عمادالدین ابن كثیر عبارت بودند از: فضل­بن فضاله، فضل­بن الحارث و فضل­بن وداعة. از آن پس نیز برخی افراد قریش با یكدیگر پیمان بستند كه از حقوق ستمدیدگان دفاع نمایند و چون از این جهت با پیمان حلف الفضول مشترك بودند، پیمان آن­ها نیز چنین نام گرفت. پیامبر اكرم9 نیز كه درسن جوانی بود در این میثاق شركت داشت.

ماجرا به این شرح است:

حدود بیست سال پیش از آغاز بعثت رسول گرامی اسلام9، مردی در ماه ذی القعده وارد مكه شد و متاعی در دست داشت. عاص­بن وائل كه از جمله افراد سرشناس مكه بود، آن را خرید، اما از تحویل عوض مورد توافق سرباز زد. مشاجره و بگومگو بین آن دو بالا گرفت. در این هنگام چشم فروشنده به برخی افراد قریش كه نزدیك كعبه نشسته بودند، افتاد. از فرصت پیش آمده بهره جست و با ناله­ی بلند و سرودن چند بیت شعر، منظور خود را به صورت احساسی بیان نمود و دل­های آن­ها را تكان داد. زبیربن عبدالمطلب با عده­ای دیگر برخاستند و با یكدیگر سوگند وحدت یاد نمودند كه تا توان دارند از حقوق مظلومان دفاع كرده و اولین اقدام خود را از آن­جا آغاز كنند؛ بدین منظور به سوی عاص­بن وائل آمده و متاع ستم دیده را از او ستانده و به مالكش برگرداندند. رسول گرامی اسلام9 نیز در این پیمان شركت داشت و بعدها خود در عظمت این پیمان فرمود: ما أحِبّ إنّ لی به حُمرالنّعم([1])؛ حاضر نیستم این پیمان را با شتران سرخ­مو (كه ارزشمندترین اموال عرب به شمار می­آمد) عوض كنم.

پی نوشت :

[1]. ابن­ ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 130.

پنج شنبه 21 دی 1391  2:35 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها