حديث 1 عن ابن خارجة عن أبي عبدالله(ع) قال: كنا عنده فذكرنا الحسين بن علي(ع)، و علي قاتله لعنة الله فبكي أبوعبدالله(ع) و بكينا قال: ثم رفع رأسه فقال: قال الحسين بن علي(ع): أنا قتيل العبرة لايذكرني مؤمن إلا بكي[1]...
ابن خارجه از امام صادق(ع) نقل ميكند و ميگويد:
در محضر امام صادق(ع) بوديم و نام حسين بن علي(ع) را ـ كه لعنت خدا بر قاتل او باشد ـ برديم، امام صادق(ع) گريه كرد و ما نيز گريه كرديم. راوي ميگويد: پس از آن امام صادق(ع) سر خود را بالا آورده و فرمود: حسين بن علي(ع) فرمود: من كشتهي اشك هستم. هيچ مؤمني مرا ياد نميكند مگر آنكه گريان شود...
«توضيح علامه مجلسي1 دربارهي اين روايت»:
بيان: قوله: «أنا قتيل العبرة» أي قتيل منسوب إلي العبرة و البكاء و سبب لها أو أقتل مع العبرة و الحزن و شدة الحال و الأول أظهر.
فرمايش امام حسين(ع) كه فرمود «انا قتيل العبرة» به اين معني است كه من كشتهاي مرتبط با اشك و گريه و سبب براي اشك و گريه هستم و معناي ديگر آنكه كشته ميشوم به همراه اشك و حزن و در حالت شدت و سختي و معناي اول ظهور بيشتري دارد.
حديث 2 عن أبي عبدالله(ع) قال: نظر أميرالمؤمنين(ع) الي الحسين (ع) فقال: يا عبرة كل مؤمن، فقال: أنا يا أبتاه؟ فقال نعم يا بني.[2]
امام صادق(ع) فرمود:
اميرالمؤمنين(ع) به امام حسين(ع) نظر كردند و فرمودند: اي اشك و گريهي هر مؤمني! امام حسين(ع) سؤال كرد: مرا ميگويي اي پدرجان؟ حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: بله اي پسرم.
حديث 3 قال الرضا(ع) : ... فعلي مثل الحسين(ع) فليبك الباكون فإن البكاء عليه يحطّ الذنوب العظام.[3]
امام رضا(ع) فرمود:
... پس بر مانند حسين(ع) بايد گريه كنند گريهكنندگان، چرا كه گريهي بر او گناهان بزرگ را ميآمرزد.
حديث 4 عن أبي عبدالله(ع) قال: كان النبي(ص) في بيت أم سلمة فقال لها: لايدخل عليّ أحد فجاء الحسين(ع) و هو طفل فما ملكت معه شيئاً حتي دخل علي النبي(ص)، فدخلت أم سلمة علي أثره فإذا الحسين(ع) علي صدره و إذا النبي(ص) يبكي و إذا في يده شيء يقلّبه. فقال النبي(ص): إن هذا جبرئيل يخبرني أن هذا مقتول و هذه التربة التي يقتل عليها، فضعيه عندك فإذا صار دما فقد قتل حبيبي، فقالت أم سلمة: يا رسول الله(ص) سل الله أن يدفع ذلك عنه، قال: قد فعلت فأوحي الله عزوجل إليّ أن له درجة لاينالها أحد من المخلوقين، و إن له شيعة يشفعون فيشفّعون و إن المهدي(ع) من ولده، فطوبي لمن كان من اولياء الحسين (ع) وشيعته هم و الله الفائزون يوم القيامة.[4]
امام صادق(ع) فرمود:
رسول خدا(ص) در خانهي امسلمه بودند و به او فرمودند: كسي بر من وارد نشود. در اين بين امام حسين(ع) كه در سن طفوليت بود، وارد شد و قبل از آنكه امسلمه بتواند جلوي او را بگيرد، به اتاقي كه پيامبر اكرم(ص) در آن بودند، داخل شد. امسلمه به دنبال امام حسين(ع) وارد اتاق پيامبر(ص) شد. ناگاه ديد كه امام حسين(ع) بر روي سينهي آن حضرت است و حضرت گريه ميكنند و چيزي در دست دارند كه آن را در دست خود ميگردانند. در اين حال پيامبر اكرم(ص) فرمودند: اين جبرئيل است كه به من خبر ميدهد كه اين فرزند كشته ميشود و اين تربتي است كه بر روي آن كشته خواهد شد. [اي امسلمه] اين تربت را نزد خود نگه دار؛ هر وقت كه تبديل به خون شد، حبيب من كشته شده است.
امسلمه عرض كرد: اي رسول خدا! از خدا بخواه كه اين بلا را از او دفع كند. حضرت فرمودند: اين كار را انجام دادم و خداوند عزوجل به من وحي كرد: به درستي كه براي حسين(ع) مقام و درجهاي هست كه هيچكدام از مخلوقين به آن دسترسي نخواهند داشت و به درستي كه او شيعياني دارد كه شفاعت خواهند كرد و شفاعت آنان پذيرفته خواهد شد و به درستي كه مهدي(ع) از فرزندان اوست. پس خوشا به حال كسي كه از دوستداران حسين(ع) باشد و شيعيان حسين(ع) به خدا قسم همان كساني هستند كه در روز قيامت پيروزند.
حديث 5 عن أبي جعفر(ع) قال: كان رسول الله(ص) إذا دخل الحسين (ع) اجتذبه إليه ثم يقول لأميرالمؤمنين(ع): أمسكه، ثم يقع عليه فيقبله و يبكي، فيقول: يا أبة لم تبكي؟ فيقول: يا بني أقبّل موضع السيوف منك و أبكي[5]...
امام باقر(ع) فرمود:
پيامبر خدا(ص) چنان بود كه هرگاه حسين(ع) بر او وارد ميشد، او را به سوي خود فرا ميخواند؛ سپس به اميرالمؤمنين(ع) ميفرمود كه او را نگه دارد و بعد از آن خود را بر حسين(ع) ميافكند و او را ميبوسيد و گريه ميكرد. وقتي امام حسين(ع) سؤال ميكرد: اي پدر جان! چرا گريه ميكني؟ رسول خدا(ص) ميفرمود: اي پسرم! من جاي شمشيرها را روي بدنت ميبوسم و گريه ميكنم...
حديث 6 قال الصادق(ع): ... ما زلنا في عبرة بعده و كان جدي إذا ذكره بكي حتي تملأ عيناه لحيتة و حتي يبكي لبكائه رحمة له من رآه و إن الملائكة الذين عند قبره ليبكون فيبكي لبكائهم كل من في الهواء و السماء من الملائكة[6]...
امام صادق(ع) فرمود:
... ما اهل بيت بعد از كشته شدن امام حسين(ع) پيوسته در اشك و گريه هستيم و جد من [امام سجاد(ع)] چنان بود كه هرگاه او را ياد ميكرد، گريه ميكرد؛ تا جايي كه اشكِ چشمش محاسنش را پر ميكرد و در اثر گريهي او هركس او را ميديد، از سر رحمت و شفقت بر او به گريه ميافتاد و به درستي كه ملائكي كه نزد قبر او هستند، هر آينه گريه ميكنند و به خاطر گريهي آنها تمام فرشتگاني كه در هوا و آسمان هستند، به گريه ميافتند...
----------------------------------------
[1] ـ بحارالانوار 44/279.
[2] ـ بحارالانوار 44/280.
[3] ـ بحارالانوار 44/283.
[4] ـ بحارالانوار 44/225.
[5] ـ بحارالانوار 44/261.
[6] ـ بحارالانوار 45/206.
--------------------------------
سید علیرضا شاهرودی