0

شهيد و شهادت

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

شهيد و شهادت

شهيد، نزد همه جهانيان، مقامى بلند و منزلتى ارجمند دارد. همه كس، شهيد را با ديده احترام مى نگرد، ولى نزد پيروان قرآن، مقامى بالاتر و منزلت والاتر دارد. اسلام، در معناى شهيد، با اقوام ديگر، اختلاف نظر دارد.
جهانيان، كسى را شهيد مى دانند كه خود را فداى جامعه كند. جامعه اى كه خودش، در آن زندگى مى كند، خواه كوچك، خواه بزرگ، خواه شهر، خواه روستا، خواه كشور، خواه اقليم.
شهيد، براى سعادت مردم، فداكارى كرده، تا دست ستم گرى را كوتاه كند. شهيد حزبى و مسلكى، هر چند، شهر و كشور، نمى شناسد و خود را جهانى مى داند، ولى هم مسلكان را، نزديك تر مى داند و دگران را بيگانه مى خواند.
از اين سخن، دانسته شد كه تمايل شخصى، در قيام شهيد ملى و شهيد مذهبى، تاءثيرى بسزا دارد و انگيزه شهيد، ملت است و يا حزب. ولى در اسلام، شهيد كسى است كه در راه خدا، جان فدا كند. قوميت و مليت و حزب، در آرمان شهيد اسلامى، راه ندارد. همه افراد بشر، نزد او، بندگان خدا هستند، نه بردگان خدا.
اين شهيد، دوست همه است و سعادت همه كس را طالب. خويش و بيگانه نمى شناسند. خصومت و دشمنى با كسى ندارد، انتقام در وى راه ندارد. آرمان شهيد اسلامى، مقدس تر و بالاتر از آرمان شهيد ملى و شهيد مسلكى است. شهيد اسلامى، در سطحى عالى و نا محدود مى انديشد و خيرخواه بشر است؛ خواه دشمن، خواه دوست، خواه خويش، خواه بيگانه، او خوش بختى بشريت را خواستار است، براى خدا، نه براى بشر، و نه براى خود.
شهيد ملى يا مسلكى در سطحى محدود مى انديشد، آرمان او، سعادت محيلى است كه وى را در بر گرفته است. در نتيجه، خصومت و دشمنى، نسبت به جوامع ديگر، در قلبش، راه پيدا مى كند و حس انتقام از كسانى كه سد راه وى هستند، پيدا مى كند و نابودى دشمن را خواستار مى شود..
به كيفر رساندن جنايت كاران، از نظر او، انتقامى است و خيرخواهى براى دشمن ندارد، كينه ورز است، دشمن را مى كشد، گاه خون او را مى خورد! داراى سوءظن است و روش هجوم دارد، ولى شهيد اسلامى، كيفر جنايت كار را، از نظر تنبيه و ارشاد جامعه مى داند؛ تا كسى، در فكر جنايت كارى نيفتد و راه براى جنايت كار شدن بسته گردد. او از سوءظن خالى است و روش دفاع دارد.
گاه عفو مى كند و بر تبه كار مى بخشد؛ وقتى كه بداند از كرده پشيمان شده و توبه كرده و ديگر گرد جنايت نمى گردد. از نظر پاداش شهيد نيز، شهيد اسلام، بر شهيد، نزد اقوام و ملل، امتياز دارد.
پاداش شهيد، نزد جهانيان، به خودش نمى رسد و چيزى در برابر آن چه مى دهد، به دست نمى آورد. اگر مجسمه اش را بتراشند و بر چهار راهى بگذارند و يا خيابانى را به نام وى كنند و يا بنيادى را به افتخارش بر پا سازند و مانند اين كارها، به دست خود شهيد، چيزى نرسيده و در برابر آن چه داده، پس نگرفته است. آيا چيزى در جهان ارزش جان را دارد؟! تنها اسلام است كه بهاى جان شهيد را مى دهد و چندين برابر هم مى دهد.
اگر شهيد، عمر چند روزه را فدا كرده، اسلام، عمر جاودانى به وى مى بخشد. اگر زندگى تلخ خود را، تقديم كرده، اسلام، زندگى شيرين تر از شيرين، بدو مى دهد؛ زندگى اى كه مانندش چشمى نديده و گوشى نشنيده و به خاطرى نرسيده اس.
پاداش شهيد در اسلام، بالاتر از اين هاست و آن ((رضوان الله)) است، كه مقامى از آن بالاتر و سعادتى از آن بيشتر و برتر نخواهد بود.
اسلام، در دل ها براى شهيد مجسمه مى ريزد و دل ها را در گرو محبت شهيد قرار مى دهد، تا دوستى شهيد، دل ها را از گناه پاك كند و به سوى راه شهيد، روانه گرداند.
اسلام، شهيد را، سر مشق بشريت قرار داده و معلم مكتب انسانيت ساخته است. معلمى كه با زبانش، با قدمش، با قلمش، تعليم دهد. و چنين مقامى، در هيچ مكتبى به شهيد داده نشده است. شهادت حسين (ع) پيوسته در حال تعليم است و حسين معلم جاودانى بشر است.
در هر قرنى، هزاران شاگرد، پرورش مى دهد و از بشر، انسان مى سازد.
شهادت، تكان دهنده است، بيدار كننده است، هشيار سازنده است.
نخست، روزنه اى از نور، در دل هاى تاريك مى تاباند؛ كم كم جا باز مى كند و دم به دم، گسترده تر مى گردد و انديشه اى عميق عطا مى كند، تا مرده اى زنده گردد و دلى سياه را سپيد و نورانى سازد و چراغى روشن، به اجتماع تاريك بشرى تقديم كند.
هر چه بد بختى نصيب جامعه شده، از خود خواهى و پليدى افراد، ريشه گرفته است. اگر افراد جامعه، پارسا شوند و پيراسته از خودخواهى گردند. آن جامعه روى بدبختى نخواهد ديد و همگى سعادتمند خواهند بود و فردى تيره بخت، در ميان آن ها، يافت نخواهد شد. هر چند مردمش، در بيابانى سوزان و بى آب و گياه، زيست كنند.
اسلام، اصلاح جامعه را، از اصلاح فرد، آغاز مى كند و بشر را به انسان، تبديل مى كند، ولى كمونيسم، فرد را به ابزار ماشين تبديل مى كند، راءى و انديشه و اراده را از وى مى گيرد.
شهادت حسين، انديشه مى دهد، راءى مى دهد، تا نادرستان، خود را درست كنند و خود خواهان خود را پيراسته سازند و در راه سعادت گام بردارند. سعادتى كه مطلوب بشر است و بشر، هميشه در طلب آن است.
بايد شهادت حسين جاودانى گردد و همواره زنده بماند. اسلام، طلب و خواسته بشرى را لبيك گفته و استغاثه قلبى او را پاسخ داده و به فريادش ‍ رسيده است.
اين خون مقدس را زنده نگه داشته، تا هميشه بجوشد و پرتو افشانى كند و جهانى را روشن سازد و دل هايى را زنده كند. چون خون شهيد، حيات بخش جامعه بشرى است. تشويق و تحريص اسلام، به زيارت امام حسين (ع) و دعوت اسلام به تشكيل مجالس عزادارى و سوگوارى و ريختن اشك براى پيشواى شهيدان، گام بزرگى است در راه جاويدان ساختن شهادت، تا شهادت، پيوسته آموزندگى داشته باشد و سازندگى كند.
شهادت حسين (ع) دعوتى است معجزه گر كه از بشر، انسان مى آفريند و حقايق را بر ملا مى سازد. حسين، در عهد خود نيز انسان ها ساخت و شايستگان بشرى را به مقام عالى انسانيت رسانيد. در ميان شهيدانى كه در ركابش بودند، سفيد بود، سياه بود، عرب بود، عجم بود، ترك بود، فارس ‍ بود، پير بود، جوان بود، ولى همه انسان بودند و برادر و برابر.
انسانيت، برتر از نژاد است، بالاتر از شهر و ديار است. شهيدان راه حسين همگى برادر بودند و از برادر نزديك تر، شهادت، دورها را نزديك مى كند و نزديكان را دور مى سازد.
شهيدان كربلا، اشرف از آنند كه به شهر و ديارى اختصاص داشته باشند، يا به نژادى منتسب گردند.
آنان، با هم نژادان خود، نبرد كردند و با هم شهريان به جهاد پرداختند، از خويشان ناپاك بريدند و پاكان بيگانه را در آغوش كشيدند. از دوران حمايت كردند و به دست نزديكان كشته شدند، مردمى بودند جهانى و برتر از جهانى، مردمى بودند خدايى.
خواجگان بودند، بردگان بودند، ولى در سپاه حسين (ع) خواجگى و بردگى نبود، سرورى و غلامى نبود، همه برابر بودند و برادر، مساوات حقيقى، در ميان آن ها برقرار بود. همه آزاد بودند و آزاده.
در آغاز كار هم، همگى، بهشتى نبودند. كسانى بودند كه سوء سابقه داشتند، ولى توبه كردند. سر انجام، همگى بهشتى شدند. حسين (ع) در حياتش، دوزخى را بهشتى ساخت و با شهادتش، دوزخى را بهشتى مى سازد. زندگى اش، براى بشر، سعادت بود، شهادتش، براى بشر، سعادت. آغازش ‍ سعادت، انجامش سعادت، خودش سعادت، پدرش سعادت، برادرش ‍ سعادت، مادرش سعادت، جدش سعادت.
شهيد آزاده اى است كه به راه حسين رفت و آزادى برايش آزادگى آورد. اگر آزادى، آزادگى نياورد، سودى ندارد.
--------------------------------------
آيت الله سيد رضا صدر

دوشنبه 18 دی 1391  8:41 PM
تشکرات از این پست
siasport23
دسترسی سریع به انجمن ها