0

خاك سپارى شهيدان

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

خاك سپارى شهيدان

يزيديان رفتند، حسينيان ماندند. مردان را كشتند و زنان و كودكان را به اسارت بردند! تن ها را در خاك و خون غلتانيدند و سرها را بر سر نى نهادند!
آمدند و كشتند و سوختند و رفتند!
تيره اى از عشيره بنى اسد كه در نزديكى كربلا منزل داشتند و از اين هنگامه خونين آگاه بودند، پس از كوچ سپاه، به كربلا آمدند. پيكرهاى چاك چاك ديدند، دست هاى بريده يافتند، با تن هاى بى سر رو به رو شدند. گريه و زارى آغاز كردند و شبانه پيكرهاى شهيدان را با نور ماه به خام سپردند. پيكرها را نمى شناختند، در انديشه فرو رفتند كه چه كنند، ولى ديرى نپاييد كه رهنمايى رسيد كه پيكرها را مى شناخت و به رهنمايى پرداخت. رهنمايى ملكوتى، رهنمايى آسمانى و زمينى.
قبرى ويژه براى بدن مقدس امام كندند و پيكر نورانى را در آن نهادند. هنگامى كه خواستند خاك بر آن بيفشانند، راهنما را ديدند كه مى سوزد و مى گريد و لب ها را بر گلوى بريده نهاده، بوسه مى زند و مى گويد: پدرم، خوشا به حال زمينى كه پيكرت را در بر گرفت. پس از تو، اين جهان تاريك است و آن جهان به نور جمالت روشن. شب ها از درد غمت خواب ندارم تا وقتى كه خداى مرا به تو ملحق سازد.
سلام بر تو اى فرزند رسول، رحمت خدا، بركات خدا بر تو باد، ناله پسرى بود بر سر كشته پدرى!
پس آن گاه، به سراغ پيكر على رفتند و در كنار قبر پدر به خاك سپردند. سپس براى همه شهيدان قبرى پهناور بكندند و همگى را در آن جا داده به خاك سپردند.
رهنما را ديدند كه به سوى فرات مى رود. دنبالش رفتند. با پيكر شهيدى جوان مرد رو به رو شدند. در آن جا نيز قبرى كندند و پيكر عباس  بيفشاندند، رهنما را ديدند كه مى گريد، مى گويد: ((اى ماه بنى هاشم! پس از تو خاك بر اين اين دنيا. سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد. اى شهيدى كه از روى بينايى و بصيرت به شهادت رسيدى)).
قبر شهيدان زيارت گاه جهانيان گرديد. مزارى كه آسمان پهناور بر مزار شهيدى برتر و بهتر از او سايه نينداخته و زمين شهيدى راهم چون او در آغوش نگرفته است.
با خاك سپردن شهيدان، كتاب شهادت به پايان رسيد و كتاب اسارت آغاز گرديد. برگ هاى كتاب شهادت را، مردان نيرومند و توانا و قوى دل تشكيل مى دادند، ولى برگهاى كتاب اسارت، از ناتوانان، فراهم شده بود: بيماران، زنان، كودكان.
گاه از ناتوانان، كارهايى ساخته است كه از توانايان ساخته نيست. به ويژه اگر ناتوان، توانا باشد؛ ناتوان در تن، توانا در روح، توانا در اراده، توانا در دل.
حسين، آموزگار كتاب شهادت بود و زينب آموزگار كتاب اسارت، و بشر بايد هر دو را بخواند و بداند.
--------------------------------------
آيت الله سيد رضا صدر

یک شنبه 17 دی 1391  3:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها