50- ياد آورى وقت نماز ظهر
((عمرو بن كعب)) معروف به ابو ثمامه صائدى يكى از ياران حسين بن على عليه السلام چون متوجه گرديد كه اول ظهر است، به آن حضرت عرضه داشت: جانم به فدايت! گرچه اين مردم به حملات پى در پى خود ادامه مى دهند ولى به خدا سوگند! تا مرا نكشته اند نمى توانند به تو دست بيابند، من دوست دارم آنگاه به لقاى پروردگار نايل گردم كه اين يك نماز ديگر را نيز به امامت تو به جاى آورده باشم.
امام عليه السلام در پاسخ وى فرمود: ذكرت الصلوة جعلك الله من المصلين الذاكرين، نعم هذا اول وقتها، نماز را به ياد ما انداختى خدا تو را از نمازگزارانى كه به ياد خدا هستند قرار بدهد.)) آرى! اينك وقت نماز فرا رسيده است از دشمن بخواهيد كه موقتا دست از جنگ بردارد تا نماز خود را به جاى بياوريم.))
و چون به لشكر كوفه پيشنهاد آتش بس موقت داده شد، حصين يكى از سران لشكر باطل گفت: انها لا تقبل، نمازى كه شما مى خوانيد مورد قبول پروردگار نيست.))
حبيب بن مظاهر به او پاسخ گفت و در اين رابطه باز جنگ شديدى در گرفت كه منجر به كشته شدن وى گرديد.
و در نتيجه حسين بن على عليه السلام با چند تن از يارانش در مقابل تيرها كه مانند قطرات باران به سوى خيمه ها سرازير بود نماز ظهر را به جاى آورد و چند تن از يارانش به هنگام نماز به خاك و خون غلتيدند و در صف نمازگزارانى كه واقعا به خدا هستند قرار گرفتند.
ابو ثمامه همانگونه كه تصميم گرفته بود پس از اداى فريضه ظهر پيش از همه ياران آن حضرت به جلو آمد و عرضه داشت:
يا ابا عبدالله! جعلت فداك قد هممت اءن اءلحق باصحابك و كرهت اءن اتخلف فاءراك وحيدا فى اهلك قتيلا ((جانم به قربانت! من تصميم گرفته ام كه هر چه زودتر به ياران شهيد تو بپيوندم و خوش ندارم كه خود را كنار بكشم و ببينم كه تو در ميان اهل و عيالت تنها مانده و كشته مى شوى.))
امام عليه السلام در پاسخ وى فرمود: تقدم فانا لا حقون بك عن ساعة، به سوى دشمن بتاز ما نيز به زودى به تو ملحق خواهيم شد)).
با صدور اين فرمان، او به صفوف دشمن حمله كرد و جنگ نمود تا به دست پسر عمويش قيس بن عبدالله صائدى به شهادت نايل گرديد.(14)
51- اولين شهيد نماز در جبهه كربلا
عموم مورخين گفته اند كه: سعيد بن عبدالله حنفى، سينه و سر و صورت خود را سپر آن حضرت و ياران او قرار داد تا نماز بخوانند و چون زخم ها بر بدن او فراوان شد و نتوانست روى پاى خود بايستد بر زمين افتاد و در حالى كه مى گفت: اللهم العنهم لعن عاد و ثمود و ابلغ نبيك منى السلام و ابلغه ما لقيت من الم الجراح فانى اردت بذلك ثوابك فى نصرة ذرية نبيك صلى الله عليه و اله و سلم
يعنى خدايا! ايشان را همانند قوم عاد و ثمود از رحمت خويش دور گردان و پيامبرت را از طرف من درود فرست و اين درد و زخمى را كه به من رسيد به او ابلاغ فرما، كه هدف من در اين كار يارى فرزند پيامبر تو بود.))
آنگاه روى خود را به سوى امام حسين عليه السلام كرد و عرض كرد:
((اوفيت يا بن رسول الله، يعنى آيا به عهد خود وفا كردم.؟))
امام حسين عليه السلام فرمود: ((نعم انت امامى فى الجنه، يعنى آرى! تو در بهشت پيش روى من هستى.)) به دنبال اين سخن بود كه روح از بدن او پرواز كرد و در بدن او سيزده تير مشاهده كردند و اين غير از زخم ها و ضربه هاى ديگرى بود كه بر او وارد شده بود.
رضوان الله و سلامه و بركاته عليه و على من استشهد معه.(15)
52- جنگ بعد از نماز ظهر
يكى از اسرار جنگ در اسلام اين است كه جنگ مستحب است از ظهر به بعد شروع شود و قبل از ظهر مكروه است. مگر اينكه دشمن حمله كند، در اين صورت در تمام اوقات انسان مى تواند حمله او را پاسخ دهد.
جنگ كردن قبل از ظهر مكروه است اما از ظهر به بعد مستحب است، چرا؟
راز اين نكته در كتب فقهى ما كه از اين روايات استفاده كرده اند اين چنين بيان مى شود كه: درهاى رحمت هنگام ظهر باز است. بلكه خداى سبحان قلب كفار و منافقين را هدايت كند كه به اسلام گرايش پيدا كنند و خونى ريخته نشود.
اين راز جهاد در ميدان جنگ است كه آن هم حكمى خاص دارد، مرحوم صاحب جواهر رحمة الله مى گويد: ((سيد الشهداء شخصا از ظهر به بعد روز عاشورا وارد ميدان شده است، اصحابش قبل از ظهر دفاع كرده اند اما آنچه مربوط به خود حضرت است از ظهر به بعد است لذا نماز ظهر را وى در آن حالت خواندند، سپس وارد ميدان شدند. ظهر كه مى شود درهاى رحمت باز است وقتى كه درهاى رحمت باز شد ايشان از خداى سبحان رحمت كامله مساءلت مى كند.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است: ((هنگام ظهر درهاى رحمت باز است، درهاى بهشت باز است، و دعاها هم مستجاب است.(17)))
53- نماز خوف در صحراى كربلا
نماز خوف مثل نماز مسافر دو ركعت است نه چهار ركعت. يعنى انسان اگر در وطن هم باشد باز بايد دو ركعت بخواند، براى اينكه مجال نيست و در آنجا بايد مختصر خواند، چون اگر همه به نماز بايستند وضع دفاعى شان به هم مى خورد. سربازان موظف هستند در حال نماز نيمى در مقابل دشمن بايستند و نيمى به امام جماعت اقتدا كنند امام جماعت يك ركعت را كه خواند صبر مى كند تا آنها ركعت ديگرشان را بخوانند بعد آنها مى روند پست را از رفقاى خودشان مى گيرند در حالى كه امام همينطور منتظر نشسته يا ايستاده است سربازان ديگر مى آيند و نمازشان را با ركعت دوم امام مى خوانند.
حضرت ابا عبدالله عليه السلام چنين نماز خوفى خواند، ولى وضع ابا عبدالله عليه السلام يك وضع خاصى بود، زيرا چندان از دشمن دور نبودند. لهذا آن عده اى كه مى خواستند دفاع كنند نزديك ابا عبدالله ايستاده بودند و دشمن بى حياى بى شرم حتى در اين لحظه هم آنها را راحت نگذاشت در حالى كه ابا عبدالله مشغول نماز بود دشمن شروع به تيراندازى كرد، دو نوع تيراندازى هم تير زبان كه يكى فرياد كرد: حسين! نماز نخوان نماز فايده اى ندارد! تو بر پيشواى زمان خودت يزيد، ياغى هستى، لذا نماز تو قبول نيست!
و هم تيرهايى كه از كمان هاى معمولى شان پرتاب مى كردند يكى دو نفر از صحابه ابا عبدالله كه خودشان را براى ايشان سپر قرار داده بودند روى خاك افتادند. يكى از آنها سعيد بن عبدالله حنفى به حالى افتاد كه وقتى نماز ابا عبدالله تمام شد ديگر نزديك جان دادنش بود، آقا خودشان را به بالين او رساندند وقتى به بالين او رسيدند او جمله عجيبى گفت، عرض كرد، يا ابا عبدالله! اوفيت؟ آيا من حق وفا را به جا آوردم؟ مثل اينكه هنوز هم فكر مى كرد كه حق حسين آنقدر بزرگ و بالاست كه اين مقدار فداكارى هم شايد كافى نباشد اين بود نماز ابا عبدالله در صحراى كربلا.(18)
54- دعا در آخرين لحظات روز عاشورا
آخرين دعاى امام حسين عليه السلام در حالى كه با بدن غرق در خون بر خاك افتاده بود اين بود:
اللهم متعالى المكان، عظيم الجبروت شديد المحال غنى عن الخلائق، عريض الكبرياء قادر على ما يشاء قريب الرحمة صادق الوعد سابق النعمة حسن البلاء قريب اذا دعيت محيط بما خلقت قابل التوبة لمن تاب اليك قادر على ما اردت و مدرك ما طلبت و شكور اذا شكرت و ذكور اذا ذكرت. ادعوك محتاجا و ارغب اليك فقيرا و افزع اليك خائفا و ابكى اليك مكروبا و استعين بك ضعيفا و اتوكل عليك كافيا احكم بيننا و بين قومنا بالحق فانهم غرونا و خدعونا و غدرونا و قتلونا و نحن عتره نبيك و ولد حبيبك محمد بن عبدالله الذى اصطفيته بالرسالة و ائتمنته على وصيك فاجعل لنا من امرنا فرجا و مخرجا برحمتك يا ارحم الراحمين،
پروردگارا! جايگاهت برتر، قدرت بسيار و قهر و غضبت شديد مى باشد. بى نياز از مخلوقات، داراى قدرت گسترده، قادر بر هر چه بخواهد، داراى رحمت نزديك و وعده راست، نعمت گسترده، و بلاء نيكو، آنگاه كه خوانده شوى نزديك هستى، و بر آنچه خلق كردى محيط هستى، توبه را از كسى كه به سوى تو بازگشت كند مى پذيرى، بر آنچه بخواهى قادرى و هر چه را بخواهى مى يابى، هنگامى كه شكر تو را گذارند شكر گذار بوده، و هرگاه ياد شوى متذكر آنان مى گردى.
تو را با نيازمندى خوانده و با فقر و بى چيزى و به سوى تو توجه مى كنم و با ترس به سوى تو روى مى آورم و با ناراحتى به سوى تو مى گيريم و با ناتوانى از تو يارى مى خواهم و بر تو، توكل مى كنم در حالى كه تو را كافى مى دانم. بين ما و قوم ما با حق حكم نما، به درستى كه آنان ما را فريب داده و مكر و خدعه زدند و ما را كشتند در حالى كه ما خاندان پيامبرت و فرزندان دوست تو محمد بن عبدالله مى باشيم كه او را به رسالت برگزيده و بر وحيت او را امين قرار دادى پس در كار ما فرج و گشايش قرار ده. به رحمتت اى مهربان ترين مهربانان.(44)
55- علت تاخير افتادن جنگ
يكى از دلايل به تاخير افكندن پيكار با دشمن، يافتن فرصت ديگرى براى راز و مناجات و نيايش با خدا در شب عاشورا بود به همين جهت پس از پاسى از شب به دعا مشغول شد و تا صبحگاه بر حال نيايش بود و دعاى شبانگاهى اش به اين دعاى صبحگاهى پيوند خورد كه فرمود:
((بار پروردگارا! تو در تمام غم و اندوه و پناهگاه و در هر رخداد سخت و ناگوار مايه اميد و در هر حادثه اى پناه و سلاح من هستى.
چه بسيار غم هايى كه دل هايى در برابر آن ناتوان و راه چاره در برطرف ساختن آن مسدود مى گردد دوستان و دشمنان زبان به لرزش و شماتت مى گشايند كه من همه را به بارگاه تو آوردم و به تو شكايت كرده و از ديگران قطع اميد نمودم و تنها تو بودى كه به داد من رسيدى و اين غم هاى كمرشكن را برطرف ساختى و مرا از امواج سهمگين بالا رهانيدى.))
56- ياد خدا تا لحظه شهادت
امام حسين عليه السلام از عصر تاسوعا تا عصر عاشورا در تمامى حالات و شرايط و در همه گفتار و كردار و حركات و سكنات خويش به ياد خدا و ياد آورى پيمان با او و تاكيد بر پايبندى بر عهد خويش با خدا بود و تا لحظاتى كه بر پيمانش با خدا وفا نكرد و حق امانت را ادا ننمود به كار ديگرى حتى صرف غذا نينديشيد و اين در حالى بود كه زبان مباركش تا هنگامى كه تر بود و گردش مى كرد به ذكر خدا مشغول بود.
57- آخرين سجده خونين حسين عليه السلام
دو يا سه ساعت بعد از نماز ظهر عاشورا براى امام حسين عليه السلام نماز ديگرى پيش آمد ركوع ديگرى پيش آمد سجود ديگرى پيش آمد. شكل ديگرى ذكر گفت، اما ركوع ابا عبدالله آن وقتى بود كه تير به سينه مقدسش وارد شد و ابا عبدالله به چه شكلى بود؟ سجود بر پيشانى نشد، چون ابا عبدالله قهرا از روى اسب بر زمين افتاد، طرف راست صورتش را روى خاك هاى گرم كربلا گذاشت ذكر ابا عبدالله اين بود.
بسم الله و بالله و على ملة رسول الله.
سيد بن طاووس در لهوف نقل كرده:
لما سقط عن فرسه الى الارض على خده الايمن، هنگامى كه از اسب بر روى گونه راستش بر زمين افتاد چنين گفت: بسم الله و بالله و على ملة رسول الله به نام خدا و به ياد او و به راه پيامبر.
58- دعا قبل از شهادتش
روايت شده آن حضرت لحظاتى چند خون آلود روى زمين افتاد بودند و چهره شان به سوى آسمان بود و مى فرمود: يا الهى! صبرا على قضائك لا معبود سواك يا غياث المستغيثين.
خداوندا! بر قضا و قدرت صبر مى كنم، معبودى جز تو نيست اى فرياد رس فرياد خواهان!(19)))