مرحوم مرتاضى لنگرودى فرزند سلطان الواعظين لنگرودى ميگفت : در عالم خواب ديوار باغى را ديدم آن قدر رفتم تا به در ورودى باغ رسيدم چون در باز بود وارد شدم ، آنچنان باغ پرگل و گياهى ديدم كه تابحال نديده بودم . در وسط باغ قصرى ديدم كه تاج الواعظين لنگرودى در ايوان يكى از غرفه هابود.
گفتم : آقاى تاج اين باغ و كاخ از كيست ؟ گفت : از من ، گفتم خانه ات را ديده بودم اين چنين نبود، گفت : اين باغ و كاخ را مولايم حضرت سيّد الشّهداء امام حسين ع به من عنايت فرموده است ، خوشا به حال نوكران امام حسين ع . (1)
شناخت هر كه تو را جز خدا بجويد نه
بغير راه توراهى دگر بپويد نه
اسير عشق توآزاديش در اين بند است
شكسته از غم تو موميا بجويد نه
نسيم مهر تو در بوستان اگر ندمد
گل از گياه و گياه از زمين برويد نه
اگر كه عطر تو را از بهشت برگيرند
دگر محب تو يك گل از آن ببويد نه
بغيربارش اشك غمت دگر چيزى
سياه نامه ما را توان بشويد نه
بخويش گفت مويد چه مى كنى كه حسين ع
اگر بگاه شفاعت بمن بگويد نه
----------------------------------------
1-دين ما علماى ما، 158.
----------------------------------
على مير خلف زاده